با افزایش سن چه چیزی در بدن شما تغییر می کند

هیچ کس به شما کتابچه راهنمای عملی نمی دهد که پیری واقعاً با بدن شما چه می کند. بنابراین شما متوجه همه چیز می شوید - منو تار است، موسیقی ساکت تر است - و تعجب می کنید که آیا فقط شما هستید. این نیست.
این یک نقشه ساده از تغییرات رایج است، حس به حس و سیستم به سیستم، بنابراین آنها شما را بیدار نمی کنند. هیچ کدام توصیه پزشکی نیست. آن زمینه است. نکته دانستن اینکه چه چیزی در راه است این است که بیشتر این تغییرات زمانی که شما از آنها چشم پوشی نکنید بسیار قابل کنترل هستند.
حواس اول، بی سر و صدا می روند
چشمان شما تقریباً قبل از هر چیز دیگری تغییر می کند. لنز سفت میشود، به همین دلیل است که خواندن از نمای نزدیک سختتر میشود و مردمکها آهستهتر به تغییر نور واکنش نشان میدهند - آن لحظه ناخوشایند راه رفتن از خورشید درخشان به یک اتاق کمنور زمان بیشتری طول میکشد تا برطرف شود. این معمولی است، نشانه ای از یک چیز وحشتناک نیست، اما به این معنی است که نورپردازی بیش از گذشته اهمیت دارد. یک خوب چراغ مطالعه روی صندلی شما چیز کوچکی است که ناراحتی روزانه را برطرف می کند.
شنوایی از یک الگوی قابل پیش بینی پیروی می کند: فرکانس های بالا ابتدا محو می شوند. شما متوجه خواهید شد که صامت های خود را از دست داده اید و از مردم می خواهید که انتهای جملات را تکرار کنند. بو و مزه هم کسل کننده است، که واقعاً عجیب است - غذاهایی که دوست داشتید می توانند طعم صافی داشته باشند. این آشپزی شما نیست. این گیرنده های شما هستند بسیاری از مردم با متمایل شدن به بافت و عطر و حفظ مقدار کمی آن را جبران می کنند عینک مطالعه در هر اتاق پنهان می شود تا هرگز دلیلی برای نادیده گرفتن چاپ ریز روی برچسب نباشند.

قلب و ریه ها کمی بیشتر کار می کنند
عضله قلب با افزایش سن سفت می شود و ریتم استراحت شما تغییر می کند. ریه ها مقداری از ظرفیت آسان خود را از دست می دهند، بنابراین هر نفس اکسیژن کمتری نسبت به سی سالگی حمل می کند. این را قبل از اینکه در جای دیگری احساس کنید، روی پله ها و تپه ها احساس می کنید. پاسخ صادقانه وحشت نیست - حرکت است. فعالیت ملایم و منظم کل سیستم را بیشتر پاسخگو نگه می دارد. یک ساده پالس اکسی متر به شما امکان می دهد در واقع به جای حدس زدن، اعداد خود را ببینید، و الف مانیتور فشار خون در خانه یک نگرانی مبهم را به یک نقطه داده ردیابی شده تبدیل می کند که می توانید به پزشک خود بیاورید.
اندام هایی که به آنها فکر نمی کنید
چیزهای زیادی دور از چشم اتفاق می افتد. کبد اندکی کوچک میشود و جریان خون آن کاهش مییابد، به همین دلیل است که داروها و الکل با افزایش سن تأثیر متفاوتی دارند - بدن شما آهستهتر آنها را پاک میکند. کلیه ها، مثانه، روده و متابولیسم همگی سرعت خود را کاهش می دهند. پوست نازک می شود و بخشی از جهش خود را از دست می دهد. سیستم ایمنی بدن کمی ضعیف تر می شود. هیچکدام از اینها در هیچ روزی دراماتیک نیست، دقیقاً به همین دلیل است که مردم را پنهان میکند.
کاهش سرعت متابولیسم همان چیزی است که بیشتر مردم در آینه احساس می کنند - همان وعده های غذایی از وسط ظاهر می شوند. این یک شکست اخلاقی نیست، یک شیمی است. قابل اعتماد ترازو وزن بدن استفاده هفتگی (نه با وسواس) زودتر جابجا می شود، در حالی که اصلاح آن هنوز آسان است.
چرا نام گذاری تغییر کمک می کند
اینجا یک تله روانی واقعی وجود دارد. وقتی نمیدانید تغییری طبیعی است، یا آن را نادیده میگیرید تا زمانی که مشکلی ایجاد شود یا آن را به چیزی تبدیل میکنید که نیست. دانستن الگوی پیری - این کلمه فنی برای کاهش تدریجی عملکرد بدن است - به شما امکان می دهد به طور متناسب پاسخ دهید. خشکی چشم؟ افت و نور بهتر. کمی نفس بر روی تپه ها؟ دوباره تمرین هوازی کنید. جسورتر بپزید

حفظ رکورد خود حرکتی است که دست کم گرفته شده است. آنچه را که متوجه میشوید و زمانی که در الف هستید، یادداشت کنید مجله سلامتو الگوهایی ظاهر می شوند که لحظات مجرد پنهان می کنند. این رکورد همچنین ویزیت پزشک را از «من احساس ناراحتی میکنم» را به «در اینجا دقیقاً چه چیزی و چه زمانی تغییر داده است» تبدیل میکند که پاسخهای بهتری به شما میدهد.
غذای آماده
پیری یک رویداد نیست. این یک سری آهسته از کالیبراسیون مجدد کوچک در هر سیستمی است که دارید. شما نمی توانید آن را متوقف کنید، و تعقیب این ایده که می توانید فقط انرژی را هدر دهید. کاری که می توانید انجام دهید این است که آن را به وضوح ببینید، چیزهای کوچک را تنظیم کنید - نور، نمک، حرکت، خواب - و از تلقی هر تغییر جدید به عنوان یک بحران دست بردارید. افرادی که راحتتر پیر میشوند، کسانی نیستند که از آنها دریغ نمیکند. آنها کسانی بودند که آن را دیدند و بدون درام اقتباس کردند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید ترازو وزن بدن در سراسر فروشگاه ها →