دریافت سه پیشنهاد صادقانه: روش استخدام سیب به سیب

سالها با یک پیمانکار تماس میگرفتم، شماره میگرفتم و یا مینوشیدم و میگفتم بله یا وحشت میکردم و پروژه را به تعویق میاندازم. هر دو اشتباه بود این نقل قول به شما چیزی نمی گوید - نه اینکه آیا منصفانه است، نه اینکه کار حتی محدوده درستی دارد یا خیر. تنها راهی که برای استخدام خوب پیدا کردم این است که چندین پیشنهاد واقعی دریافت کنم و آنها را مجبور کنم با شرایط یکسان رقابت کنند.
این بخش خسته کننده و روشمند بهبود خانه است که هیچ کس از آن لذت نمی برد و همه باید انجام دهند. همچنین جایی است که پول واقعی پس انداز یا گم می شود. این روندی است که من هر بار در حال حاضر انجام می دهم، خواه عرشه، حمام یا پشت بام باشد.
با توصیه ها شروع کنید، نه با موتور جستجو
قابل اعتمادترین پیمانکاران از افرادی هستند که من به آنها اعتماد دارم. از دوستان، همسایه ها و خانواده می پرسم که از چه کسانی استفاده کرده اند، و سپس سؤالاتی را می پرسم که واقعاً مهم هستند: آیا او به موقع تمام کرد؟ آیا او در مورد هزینه ها پیشاپیش بود؟ آیا پروژه نزدیک به بودجه اولیه یا بالون بود؟ وقتی سوالی داشتید دسترسی به او آسان بود؟ آیا کار روزانه با او آسان بود؟
این پاسخ ها بیشتر از هر وب سایت براقی به من می گوید. من بازخورد دست اول در مورد قابلیت اطمینان دریافت میکنم و اغلب میتوانم شخصاً کار را ببینم - که هر بار یک عکس نمونه کار را شکست میدهد. من یک لیست کوتاه از دو یا سه نفر از این را قبل از اینکه یک تماس داشته باشم ایجاد می کنم.
قبل از تماس با کسی مشخصات را بنویسید
این مرحله ای است که باعث می شود کل کار کار کند و تقریباً هیچ کس آن را انجام نمی دهد. قبل از اینکه با یک پیمانکار تماس بگیرم، دقیقاً آنچه را که میخواهم یادداشت میکنم: مواد، ابعاد، تکمیل، محدوده. اگر من یک عرشه 12 در 16 از چوب تحت فشار با یک نرده خاص بخواهم، این روی کاغذ می رود.
سپس لیست یکسان را به هر پیمانکاری تحویل می دهم. اکنون هر کدام برای یک پروژه مناقصه میدهند، بنابراین وقتی اعداد به دست میآیند، به جای اینکه حدس بزنم که چرا یکی دوبرابر است، سیبها را با سیب مقایسه میکنم. بدون مشخصات نوشته شده، هر پیشنهاد برای کار کمی متفاوت است و مقایسه بی معنی است. من مشخصات را روی یک کلیپ بورد با یک نگه می دارم متر نواری وقتی آنها برای نظرسنجی می آیند، بنابراین ما به معنای واقعی کلمه به یک موضوع نگاه می کنیم. برای کارهای بزرگتر طرح می کنم کاغذ گراف بنابراین ابعاد قابل تفسیر نیستند.

زمانبندیها را برنامهریزی کنید و اجازه دهید نظرسنجی کنند
من با چندین پیمانکار تماس میگیرم و هر کدام را رزرو میکنم تا بیرون بیایم، فضای واقعی را بررسی کنم و یک برآورد کتبی ارائه کنم. دیدن سایت مهم است - پیشنهادی که از طریق تلفن انجام می شود یک حدس است. در طول هر بازدید من برگه مشخصات خود را تحویل می دهم و به آنها اجازه می دهم اندازه گیری کنند و سؤال بپرسند. من یادداشت می کنم که هر کدام چگونه خود را حمل می کند: آیا او گوش می دهد؟ آیا او به چیزی اشاره می کند که من از قلم افتاده ام یا فقط برای همه چیز سر تکان می دهد؟ این بخشی از ارزیابی است، نه بحث کوچک.
پیشنهادات را بخوانید - و ارزانترین را نگیرید
وقتی اعداد وارد می شوند، اغلب در سراسر نقشه هستند. غریزه این است که کمترین را بگیریم. من یاد گرفته ام که نکنم پیشنهاد قیمت پایین معمولاً به معنای یکی از سه چیز است: آنها بخشی از محدوده را از دست دادند، آنها قصد دارند با سفارش های تغییر من را نیکل و دایم کنند، یا جایی را که بعداً کشف خواهم کرد، کاهش می دهند.
بنابراین وزنم بیشتر از قیمت است. من به تجربه با این نوع کار، قابلیت اطمینان و شهرت نگاه می کنم. من از هر فینالیست درخواست مرجع می کنم و با آنها تماس می گیرم. من یک جستجوی سریع وب روی نام کسب و کار انجام می دهم تا ببینم آیا دنباله ای از نظرات عصبانی وجود دارد یا خیر. و من در نظر میگیرم که با چه کسی راحتتر ارتباط برقرار کنم، زیرا دائماً با این شخص صحبت خواهم کرد. پیشنهاد متوسط از طرف کسی که به او اعتماد دارم تقریباً هر بار از پیشنهاد ارزان کسی که من به آن اعتماد ندارم، می زند.
آن را با یک قرارداد مفصل قفل کنید
وقتی انتخاب کردم، مطمئن میشوم که قرارداد همه چیز را مشخص میکند: مواد، هزینهها، تخمین زمان، و هر خدمات اضافی که به صورت شفاهی قول دادهاند. وعده های شفاهی تبخیر می شود. نوشته شده نیست. من زبان مبهمی نمیخواهم که بتوان آن را دوطرفه خواند، بنابراین اگر چیزی مبهم است، توضیح میدهم و قبل از امضا، آن را نوشته میکنم.
برای پروژههای طولانیتر، جلسات منظمی را برنامهریزی میکنم تا پیشرفت را برخلاف برنامه بررسی کنم و هر گونه پیچیدگی را زودتر برطرف کنم، در حالی که رفع آنها ارزان است. من یک را نگه می دارم چراغ قوه مفید برای بازرسی کار در نقاط تنگ، و a سطح برای بررسی دقیق اینکه آیا چیزها واقعاً درست هستند و فقط به اندازه کافی نزدیک نیستند. وقتی کار به پایان رسید، خوب است جارو برقی مغازه گرد و غباری که از خود به جا می گذارند را کنترل می کند.

مراقب باشید که چگونه با مجهولات برخورد می کنند
بخشی از مناقصه که بیشتر به من می گوید، رقم نهایی نیست - این است که هر پیمانکار چگونه چیزهایی را که هنوز کسی نمی تواند ببیند مدیریت می کند. در هر پروژه واقعی ناشناختههایی وجود دارد: پشت دیوار چه چیزی وجود دارد، آیا ساختار موجود سالم است، آیا سیمکشی برای کدگذاری است یا خیر. یک پیمانکار متفکر از قبل آن خطرات را نام می برد و آنها را به عنوان کمک هزینه های خاص می نویسد، بنابراین من دقیقاً می دانم که چه چیزی باعث ایجاد هزینه اضافی و تقریباً چقدر می شود. یک ضعیف فقط یک عدد کم می دهد و ساکت می ماند، سپس وقتی دیوار باز شد و من هیچ اهرمی ندارم، دستور تغییر را به من می زند.
بنابراین در طول راهپیمایی عمداً میپرسم، "چه مشکلی ممکن است در اینجا اتفاق بیفتد که هنوز نمیتوانیم ببینیم؟" پاسخ تست شخصیت است. پیمانکاری که میگوید «راستش، ممکن است کف زیرین در اثر آن نشتی قدیمی پوسیده شود، و اگر اینطور باشد، این چیزی است که به آن اضافه میکند» کسی است که به آن اعتماد دارم - او به آینده فکر میکند و با من مستقیم است. کسی که آن را تکان می دهد یک سورپرایز برپا می کند. من ترجیح میدهم این امکان ناخوشایند را اکنون بشنوم، با سه پیشنهاد روی میز، تا اینکه آن را در اواسط پروژه با تنها یک پیمانکار و بدون جایی برای مذاکره کشف کنم.
دریافت سه پیشنهاد صادقانه نیازمند چند تماس تلفنی اضافی و یک بعد از ظهر خوب نوشتن مشخصات است. در ازای آن، از پرداخت بیش از حد دست میکشم، از دستورات تغییر چشمپوشی نمیکنم، و در نهایت با افرادی کار میکنم که شغل را به دست آوردهاند، نه اینکه صرفاً برای آن مناقصه بدهم.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید متر نواری در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنمای خانه و باغ در کالاهای دیجیتال →