چرا انضباط هنوز در برنامه های بعد از مدرسه مهم است؟
این سوالی است که از والدین و رهبران جدید برنامه میشنوم: از آنجایی که بیشتر فعالیتهای بعد از مدرسه تفریحی هستند، آیا نظم و انضباط واقعاً مهم است؟ این همه سرگرمی و بازی است، پس چرا با قوانین سختگیرانه خود را خسته کنید؟ پاسخ من، پس از تماشای برنامههای خوب و پر هرج و مرج از نزدیک، این است که نظم و انضباط در اینجا به همان اندازه که در مدرسه اهمیت دارد، شاید بیشتر اهمیت دارد، زیرا فضای شلتر باعث میشود کمبود آن سریعتر گسترش یابد.
تمام دلیلی که شما یک کودک را به یک برنامه می فرستید این است که او چیزی یاد می گیرد، یک مهارت، یک ورزش، یک کاردستی. و یادگیری از هر نوع که باشد نیاز به داربستی از نظم دارد. نظم و انضباط دشمن تفریح نیست. این ساختار است که سرگرمی و یادگیری را ممکن می کند. بدون آن، اتاق در سر و صدا فرو میرود و هیچکس، نه بچهی سرکش و مطمئناً نه ساکت، چیزی از ساعت به دست نمیآورد.
قوانین را در همان ابتدا تنظیم کنید
هر برنامه باید با وضع قوانین خود، به وضوح، در روز اول باز شود. سرپرستی که هر انتظاری را از قبل توضیح میدهد، از فهرست بلندبالایی از بدبختیهای آینده جلوگیری میکند، زیرا بیشتر رفتارهای نادرست بدخواهی نیست، بلکه بچهها در حال آزمایش لبههایی هستند که هرگز به وضوح ترسیم نشدهاند. آنچه درست است و چه چیزی خوب نیست را بنویسید و نیمی از تضادها را قبل از وقوع حذف کرده اید.
این بدیهی به نظر می رسد، اما من برنامه هایی را تماشا کرده ام که از آن صرف نظر کرده اند و تمام مدت آن را پرداخت می کنند. رهبري كه تصور ميكند بچهها «فقط ميدانند» چگونه رفتار كنند، همه را در معرض شكست قرار ميدهد. چند دقیقه قوانین اساسی واضح در شروع یک جلسه باعث می شود ساعت ها زمان راحت تری بعدا بخرید. همان اصل کار می کند در خانه، زمانی که من قرار دادن لوازم هنری بچه ها یا بسته بندی را باز کنید بازی های رومیزی برای بچه ها، یک «در اینجا این است که چگونه با اینها رفتار می کنیم» سریع اکثر دعواها را از بین می برد.
مشکلات را در لحظه ای که اتفاق می افتند رسیدگی کنید
هنگامی که رفتار نادرست ظاهر می شود، هر چند وقت یکبار با آن برخورد کنید، به گونه ای که کمترین اختلال را برای دیگران ایجاد کند. غریزه اجازه دادن به چیزهای کوچک، برای جلوگیری از ساختن صحنه، قابل درک است و تقریباً همیشه یک اشتباه است. بد رفتاری مثل آتش می گیرد. یک کودک را که قانون را زیر پا می گذارد نادیده بگیرید و در عرض چند دقیقه اتاقی پر از آنها خواهید داشت، زیرا کودکان بی عملی را به عنوان اجازه می خوانند.
رسیدگی فوری به آن به معنای برخورد سخت با آن نیست. این به معنای اصلاح بی سر و صدا و سریع است تا ضربه زدن با تاخیر. هدف بازنشانی مرزها با حداقل نمایش است، نه تحقیر کسی. خوب انجام شد، بقیه اعضای گروه به سختی متوجه شدند، و درس دقیقاً به این دلیل است که آرام و مطمئن بود و نه بلند و دیر.
بچه ها واقعاً مرزها را می خواهند
این قسمتی است که باورش طول کشید: کودکان هر چقدر هم که با صدای بلند در برابر قوانین مقاومت کنند، آنها واقعاً دوست دارند در داخل شبکه ایمنی ایجاد شده توسط این قوانین کار کنند. مرزها به کودک می گوید که لبه ها کجا هستند و دانستن این که لبه ها کجا هستند باعث می شود فضای داخل آن احساس امنیت کند. برنامه ای با قوانین واضح و به طور مداوم اجرا شده، برنامه ای است که در آن کودکان استراحت می کنند و درگیر می شوند، زیرا آنها انرژی خود را صرف آزمایش یک محدودیت تعریف نشده نمی کنند.
این پارادوکس نظم و انضباط با بچه هاست. ساختاری که آنها به آن فشار می آورند همان ساختاری است که به آنها اجازه می دهد به اندازه کافی احساس امنیت کنند تا ریسک های خلاقانه را بپذیرند، دست خود را بالا ببرند، کارهای سخت را امتحان کنند. یک برنامه بدون مرز آزاد نیست، بلکه مضطرب است، زیرا هیچ کس نمی داند بعداً چه اتفاقی می افتد. در خانه هم همینطور است، بچه هایی که محدودیت های اطراف خود را می دانند اسباب بازی های آموزشی و زمان صفحه نمایش در واقع کمتر بحث می کند، نه بیشتر.
نیاز پشت رفتار را بخوانید
اغلب اوقات، کودک بدرفتاری می کند، زیرا هوس توجه دارد. این چارچوب مجدد نحوه پاسخگویی شما را تغییر می دهد. یک ناظر خوب بچه ها را زیر نظر دارد و سعی می کند قبل از رسیدن به نتیجه، بفهمد که یک بچه خاص واقعاً چه می خواهد. با آرامش با کودک صحبت کنید و اغلب متوجه خواهید شد که این اختلال یک درخواست ناشیانه برای اطلاع یا نشانه ای از این است که فعالیت خیلی سخت، خیلی آسان یا خیلی طولانی است.
زمانی که بتوانید نیاز اساسی، توجه، چالش متفاوت، استراحت کوتاه، مجموعه ای تازه از کتاب های کودکان یا مقداری جذب اسباب بازی های آموزشی برای تمرکز مجدد یک کودک بی قرار، رفتار اغلب خود به خود از بین می رود و نیازی به انضباط نیست. وقتی واقعاً هیچ دلیل آشکاری پشت رفتار بد وجود نداشته باشد، اقدامات انضباطی مناسب و مداوم منصفانه و ضروری هستند. اما هدایت کردن با کنجکاوی در مورد علت، به جای تنبیه مستقیم، مشکلات بیشتری را حل می کند و رابطه را دست نخورده نگه می دارد. کودکی که احساس می کند درک شده است، بسیار کمتر از کودکی که فقط احساس می کند تحت نظارت پلیس است، عقب می راند.
تعادلی که باعث می شود کار کند
بنابراین معاوضه صادقانه بین سرگرمی و قوانین نیست، بلکه بین یک نرمش مبهم است که در لحظه احساس مهربانی میکند و یک استحکام واضح که در درازمدت واقعاً مهربانتر است. برنامههایی که گرم و ساختارمند هستند، انتظارات روشن، اصلاحات سریع و آرام، کنجکاوی واقعی در مورد اینکه چه چیزی کودک را هدایت میکند، بچههایی را به وجود میآورد که هم شادتر و هم درگیرتر از برنامههایی هستند که یا به شدت تنبیهکننده هستند یا بیدقت شل.
تفریحی به معنای بدون قاعده نیست. بهترین برنامههای بعد از مدرسه که من دیدهام با نظم و انضباط آرام و ثابتی اجرا میشوند که بچهها به سختی متوجه آن میشوند، تا زمانی که آنها را با برنامههای پر هرج و مرج مقایسه کنید، جایی که هیچکس مهارتی را که برای آن آمده است یاد نمیگیرد، زیرا تمام ساعت صرف مدیریت سروصدا شده است. قوانین را تنظیم کنید، آنها را به آرامی اما محکم نگه دارید و حتی تماشا کنید که وسایل تفریحی به مکانی تبدیل می شوند که کودکان واقعاً در آن رشد می کنند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید لوازم هنری بچه ها در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →