چند فعالیت؟ راهنمای دوز درجه به درجه
آیا می توانم پنج روز در هفته فوتبال بازی کنم؟ پسرم این را با خوش بینی خالص و بی انتها یک کودک هفت ساله از من پرسید. پاسخ صادقانه منفی بود - نه به این دلیل که فوتبال بد است، بلکه به این دلیل که پنج روز از هر چیزی در هفت سالگی کودک بسیار لاغر است. بخش سخت والدین نه گفتن به چیزهای بد است. چیزهای خوب را جیره بندی می کند.
از آنجایی که فعالیتهای بعد از مدرسه سرگرمکننده هستند، والدین تصور میکنند که بچهها بیپایان آنها را زیر پا میگذارند. اما زیاده روی یک چیز خوب، کودک را بیمار می کند، همان طور که آب نبات زیاد می کند. دوز مناسب ثابت نیست - هر سال با رشد بچه ها تغییر می کند. بنابراین به جای یک قانون، من به آن به عنوان یک راهنمای دوز فکر می کنم که درجه به درجه تغییر می کند.
مهدکودک: آن را کوچک نگه دارید
در مهدکودک، بچه من تازه یاد می گرفت که با هم تعامل داشته باشد، به اشتراک بگذارد، و نظم اولیه را تحمل کند. این یک شغل تمام وقت برای سیستم عصبی یک کودک پنج ساله است. بنابراین زندگی بعد از مدرسه باید ساده و بی دغدغه بماند - یک یا دو کلاس در هفته، تاپ. هر چه بیشتر باشد و شما ساختار را روی کودکی که از روز مدرسه به حداکثر رسیده است، انباشته می کنید.
هنگامی که آنها مستقر شدند و جدید بودن مدرسه از بین رفت، می توانید چیزی کمی چالش برانگیزتر مانند یک برنامه موسیقی مبتدی معرفی کنید. اما در اوایل، کمتر واقعاً بیشتر است. کمی وقت باز با برخی بلوک های ساختمانی برای کودکان نوپا هر بار یک تقویم فشرده را می زند.
درجه 1 و 2: انرژی تمام شده، بدون تابلوی امتیاز
کلاس اول هنوز فقط یک یا دو فعالیت در هفته به اضافه تاریخ بازی و زمان زمین بازی می خواهد. من عمداً از ورزش های رقابتی در اینجا اجتناب می کنم. یک کودک شش ساله برای تحمل وزن برد و باخت بسیار جوان است. پس از یک روز کامل مدرسه، آنها بیشتر به یک منبع سالم برای انرژی خاموش نیاز دارند. حرکت فیزیکی و غیر رقابتی نقطه شیرینی است - دویدن، کوهنوردی، شنا کردن برای تفریح. الف اسکوتر بچه گانه یا دوچرخه در این سن بیشتر از لیگ مفید است.
در کلاس دوم، فرزندم به اندازه کافی بزرگ شد که در واقع ترجیحات را بیان کند. ورزش، اسکیت، شنا، کامپیوتر - من اجازه دادم آنچه را که دوست دارند انتخاب کنند. بسیاری از بچه ها هم اکنون ساز را شروع می کنند. اما چیزی که من از آن محافظت نمیکنم، زمان تنهایی است: ساعتهای بدون ساختار که در آن استراحت میکنند و هر کاری میخواهند انجام میدهند. این زمان از کار افتادگی تلف نمی شود. این جایی است که یک مغز جوان روز را هضم می کند.
درجه 3 تا 5: ظرفیت بیشتر، تله های جدید
کلاس سوم زمانی است که معاشرت در کانون توجه قرار می گیرد، بنابراین ورزش های گروهی در کنار سازندگان مهارت های حرکتی مانند طراحی و نقاشی، معنای واقعی پیدا می کنند. اکنون به آنها اجازه میدهم آزادانهتر علایق خود را کشف کنند - اما هنوز هم برای خانواده و سرگرمی ساده وقت میگذارم. ظرفیت بزرگتر است. وسوسه پر کردن بیش از حد آن نیز بزرگتر است.
تا کلاس چهارم، بچهام به وضوح به من میگفت چه چیزی را دوست دارد، و فعالیتهای اعتمادساز اهمیت داشتند، زیرا فشار اجتماعی شروع به گزیدن کرده بود. فعالیت هایی که باعث افزایش اعتماد به نفس می شوند، درست زمانی که استرس وارد می شود، به عنوان مدیریت استرس دو برابر می شود. اما کلاس چهارم نیز دیو تکلیف را احضار می کند. تکالیف مدرسه در حال حاضر به زمان بیشتری نیاز دارد و تعادل آن در برابر فعالیت ها به مهارت اصلی تبدیل می شود. یک خوب لوازم هنری بچه ها مجموعه یا یک حلقه بسکتبال مبتدی حفظ خود را در این مرحله به دست می آورد، اما نه به قیمت ساعت تکلیف.
کلاس پنجم چشمه ای از انرژی است - آنها می خواهند کاملاً همه چیز را انجام دهند - و برای انجام این کار با خوشحالی مطالعات را در پس زمینه قرار می دهند. آنجاست که من از نزدیک تماشا می کنم. من یک یا دو روز را برای اوقات فراغت خانواده می گذرانم و به نظرم این لحظه عالی برای برانگیختن علاقه به خدمات اجتماعی است. ظرفیت واقعی است، اما نیاز به نظارت بر نحوه مصرف آن نیز وجود دارد.
دوره راهنمایی: انرژی را هدف قرار دهید
در مدرسه راهنمایی، اهرمی که من می کشم جهت بیشتر از دوز است. من کودک قبل از نوجوانی خود را از تلویزیون دور میکنم و به سمت چیزهایی هدایت میکنم که یادگیری را تقویت میکنند - باشگاههایی مانند پیشاهنگیها، باشگاه زبان، شطرنج. زمانی که یک کودک درگیر چیزی است که همان عضلات را تمرین می دهد، عملکرد تحصیلی واقعاً بالا می رود. به عنوان سقف ناهموار، شانزده تا بیست ساعت در هفته فعالیت اضافی کافی است. پس از آن، من شروع به تماشای نشانههای فرسودگی میکنم: بیحوصلگی، ترس، «خیلی خستهام» که هرگز از بین نمیرود.
قانون واقعی: بچه را بخوانید
هر عدد بالا یک نقطه شروع است، نه یک نسخه. چیزی که در واقع دوز مناسب را تعیین می کند، خلق و خوی فرزند من است. برخی از بچه ها در سطح بالایی رشد می کنند و با اندکی پژمرده می شوند. دیگران بسیار کمتر از آنچه راهنما پیشنهاد می کند نیاز دارند و این را از طریق روحیه خود به من می گویند. بنابراین من برنامه را به عنوان یک فرضیه در نظر میگیرم و اجازه میدهم بازخورد خود بچه آن را اصلاح کند. من از نزدیک تماشا می کنم، مستقیم می پرسم و تنظیم می کنم. نمره به من می گوید از کجا شروع کنم. فرزند واقعی من به من می گوید کجا فرود بیایم. یک قفسه متوسط از بازی های رومیزی بچه ها برای شبهای رایگان، بیمهی آرام من است که یک شب کم برنامهریزی شده هرگز خالی به نظر نمیرسد - و این که شمارهگیر همیشه میتواند بدون اینکه کسی احساس محرومیت کند پایین بیاید.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید بلوک های ساختمانی برای کودکان نوپا در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →