چگونه یک خواننده بزرگ کردم: عادات بعد از مدرسه که در واقع ماندگار شدند
من فکر میکردم خواندن چیزی است که بچههایم فقط آن را انتخاب میکنند، همانطور که راه رفتن یا بحث کردن بر سر آخرین شیرینی برداشتند. این نیست. خواندن یک عادت است، و مانند هر عادتی در خانه ما، فقط زمانی ماندگار شد که از آرزویش دست کشیدم و شروع به ساختنش کردم.
ما در دنیایی زندگی می کنیم که مسیر کمترین مقاومت برای یک بچه خسته یک مستطیل درخشان است. من اینجا نیستم که نمایشگرها را شیطان جلوه دهم. ما به وفور از آنها داریم. اما متوجه شدم که اگر خواندن را به شانس واگذار کنم، شانس همیشه به یک تبلت از دست میرود. بنابراین من در مورد ساعات بین زنگ مدرسه و شام فکر کردم، زیرا آن پنجره بعد از مدرسه جایی بود که عادت شکل گرفت یا بی سر و صدا از بین رفت.
با چیزی که از قبل دوست دارند شروع کنید
بزرگترین راه برای ما این بود که کتابهای «خوب» را رها کنیم و کتابهایی را دنبال کنیم که بچهام قبلاً به آنها وسواس داشت. برای پسرم، همه چیز از طریق ابرقهرمانان انجام شد. او یک کتاب مصور ملایم درباره احساسات نمی خواست. او می خواست بداند آیا مرد عنکبوتی می تواند مرد بد را شکست دهد یا خیر. بنابراین من کمیک ها را خریدم. ادبیات بودند؟ نه. آیا او یک جا نشسته بود و آنها را می خواند، سرپوش به جلد، کلمات را به زبان می آورد؟ کاملا.
هنگامی که یک کودک متوجه می شود که کتاب ها حاوی چیزهایی هستند که از قبل در مورد آن خیال پردازی می کنند، شما سخت ترین قسمت را برده اید. سریالی را انتخاب کنید که به شخصیتی که دوستش دارند گره خورده باشد و شتاب آنها را همراهی کند. پشته ای از کتاب های کودکان ساخته شده حول یک دنیای مورد علاقه، قفسه ای از عناوین "مهم" را که هرگز باز نخواهند کرد شکست می دهد. بگذارید علاقه، نه ایده شما از شایستگی، چند صد صفحه اول را هدایت کند.
گوشه ای بساز که می خواهند در آن بنشینند
مهارتی مانند خواندن را نمی توان به تنهایی یاد گرفت و قطعا نمی توان آن را به طور کامل به یک کلاس دو بار در هفته واگذار کرد. محیط خانه بیشتر کارهای آرام را انجام می دهد. ما یک گوشه فراموش شده از اتاق نشیمن را به گوشه ای برای مطالعه تبدیل کردیم و این تغییر کرد که بچه ها چقدر خودشان به سمت کتاب می روند.
زیاد طول نکشید. یک نقطه نرم برای نشستن، نور خوب از یک گرم چراغ مطالعه برای کودکان، و یک قفسه کم که در واقع می توانستند به آن برسند و پوشش ها را ببینند. وقتی کتابها در قفسههای بلند ذخیره میشوند، نامرئی هستند. وقتی در قد بچه رو به رو می شوند، انتخاب می شوند. یک کوچک قفسه کتاب کودکان این که یک کودک بتواند آن را مرور کند، مانند یک کتابخانه کوچک بیشتر از هر سخنرانی من برای خواندن انجام می دهد.
اجازه دهید کلاس های خواندن بعد از مدرسه بخش ساختار یافته را انجام دهند
واقعاً برنامه های خواندن بعد از مدرسه خوبی وجود دارد، و من از برنامه ما سپاسگزارم. یک کلاس ساختاریافته کارهایی را انجام می دهد که من در آنها دست و پا چلفتی هستم: حفاری دیکشنری، باز کردن اصطلاحات و عبارات، آموزش مکانیک به صدا درآوردن یک کلمه دشوار. برای بچههای کوچکتر، بهترین کلاسها با شخصیتهای متحرک، داستانهای مصور، آهنگهای احمقانه و قافیههایی که باعث میشوند زبان به جای کار، شبیه بازی باشد، به شدت به سرگرمی متمایل میشوند.
با این حال، آنچه من آموختم این است که کلاس یک مکمل است، نه یک جایگزین. معلم تکنیک را مدیریت می کند. من قرار گرفتن در معرض روزانه را اداره می کنم. برنامههایی که کار میکردند، خواندن را بهعنوان چیزی شادیبخش برای به تصویر کشیدن تخیل زنده کودک تلقی میکردند، نه برگهای برای خرد کردن. اگر «کلاس خواندن» واقعاً فقط مشق شبانه تحت نظارت است، به جستجو ادامه دهید.
شمارش روزمره را انجام دهید
این عادت در تکرارهای کوچک و خسته کننده زندگی می کند. حتی شبهایی که خسته بودم و وسوسه میشدم که آن را نگذارم، قبل از خواب با هم میخوانیم. من یک را نگه داشتم کتاب های صوتی کودکان رفتن در ماشین برای رانندگی های طولانی، که بیش از آن چیزی است که متخصصان اعتراف می کنند، زیرا واژگان و عشق به داستان را ایجاد می کند، حتی زمانی که هیچ کس صفحه ای در دست ندارد.
من همچنین به اینترنت تکیه کردم، که منبع غنی شگفت انگیزی از بازی های خواندن رایگان است که بچه های کوچک را به سمت هنر زیبا رمزگشایی کلمات بدون احساس مدرسه می کشاند. و اجازه دادم ببینند من می خوانم. بچه ها آنچه را که ما را تماشا می کنند بسیار بیشتر از آنچه ما به آنها می گوییم جذب می کنند. پدر و مادری که در تلفن دفن شده است یک چیز را می آموزد. پدر و مادری با یک کتاب واقعی به دیگری آموزش می دهد.
بازی طولانی
خواندن بهتر است در زمانی که کودک نسبتاً جوان است، تثبیت شود، اما "جوان" به معنای "زود و شدید" نیست. این به معنای صبور، کم فشار و پایدار در طول سال هاست. من اشتباهات زیادی مرتکب شدم، بیشتر زمانی که خیلی سخت فشار می آوردم یا انتخاب های آنها را قضاوت می کردم. پیشرفت ها همیشه زمانی اتفاق می افتاد که من به جای مبارزه با کنجکاوی آنها را دنبال می کردم.
اگر به ساعتهای بعد از مدرسه خیره شدهاید و به این فکر میکنید که چگونه یک کودک را از صفحه نمایش دور نگه دارید و به کتاب نگاه کنید، توصیه صادقانه من این است: از تلاش برای تاثیرگذار خواندن دست بردارید و شروع کنید به آسان کردن آن و آنها. سهام الف گوشه کتابخوانی آنها دوست دارند، داستان هایی را در مورد چیزهایی که قبلاً دوست دارند به آنها تحویل دهید و اجازه دهید این عادت یک روز بعد از ظهر معمولی خودش را بسازد. یک خوب مجله خواندن برای بچه ها ردیابی آنچه آنها به پایان می رسند کمی غرور به انبوه می افزاید. مال من الان خواننده هستند و یکی از آنها به آنجا نرسید چون من آن را یک کار طاقت فرسا کردم.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید چراغ مطالعه برای کودکان در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →