موردی در برابر برنامه ریزی بیش از حد: اجازه دادن به بچه ها بچه باشند
در یک روز سهشنبهی معمولی، متوجه شدم که «وقت آزاد» دخترم را در قسمتی از تقویم خانوادگی برنامهریزی میکنم. وقت آزاد. در یک شکاف. آن لحظه ای بود که اعتراف کردم که به برنامه ریزی بیش از حد سر زده ایم، و این کار را نه برای او انجام داده ام - بلکه برای اینکه صدایی مضطرب را در ذهن خودم آرام کنم.
نگرانی های زیادی وجود دارد که ما بچه ها را مجبور می کنیم خیلی زود انجام دهند. وقتی هر بعدازظهر کودک کلاسهای دیوار به دیوار، سفرها، ورزشها و «غنیسازی سازمانیافته» است، چیزی به آرامی ناپدید میشود: زمان بچه بودن. و اغلب، اولین قربانی خود خانواده است - ساعات بدون عجله و بدون ساختار با هم که هیچ برنامه ای نمی تواند جایگزین آن شود.
وزنی که نمی بینیم آنها را تحمل می کنند
برخی از بچهها واقعاً تحت برنامههایی که زمان زیادی را میطلبند، کمان میشوند. نتیجه سطحی از استرس است که اکثر مردم انتظار ندارند در یک کودک بیابند. و از آنجایی که نمی توان از تکالیف معمولی مدرسه صرف نظر کرد، این بچه ها دائماً در حال فرار هستند، همیشه به دنبال دستاوردهای بعدی هستند و هرگز به اندازه کافی در جایی فرود نمی آیند که از آن لذت ببرند.
این یک بار سنگین برای شانه های کوچک است. بزرگسالان حداقل کار خود را انتخاب کردند. یک کودک نه ساله برای تقویمی که شبیه یک مدیر ارشد است ثبت نام نکرد. وقتی واقعاً به هفته دخترم نگاه کردم، بچهای را دیدم که حتی یک بعدازظهر هم که هیچ چیزی از او لازم نباشد گذراند - و متوجه شدم که فشار مداوم در درجه پایین آسیب خودش است، حتی اگر هر فعالیت فردی "خوب" بود. یک سطل از بازی های رومیزی بچه ها جمع آوری گرد و غبار در کمد شواهد بی سر و صدا بود: ما درست گذشته از تفریح بدون ساختار رزرو کرده بودیم.
کسالت دشمن نیست
ما آمدهایم که خستگی را بهعنوان مشکلی که باید حل شود، شکافی که باید با یک کلاس دیگر برطرف شود، در نظر بگیریم. اما زمان بدون ساختار و کمی خسته کننده جایی است که بسیاری از چیزهای مهم رشد می کنند - تخیل، خود هدایتی، توانایی سرگرم کردن خود، خیال پردازی که بی سر و صدا دنیای درونی کودک را مرتب می کند.
وقتی عمداً شروع به گذاشتن حفره هایی در برنامه کردم، چند مورد اول خشن بود. "من حوصله ام سر رفته" مثل یک اتهام به من شعار داده شد. اما در عرض یکی دو هفته، آن بعدازظهرهای خالی شروع به پر شدن خود از بازیهای اختراعی، قلعههای پیچیده و پروژههایی کردند که هیچکس به آنها اختصاص نداده بود. توده ای از بلوک های ساختمانی بچه ها روی زمین یک ساعت مهندسی متمرکز تولید کرد که هیچ کلاس پولی هرگز از او بیرون نکشیده بود. حوصله سر راه بود نه مقصد.
واقعاً جاه طلبی کیست؟
این سوال ناراحت کننده ای است که مجبور شدم با آن بنشینم. گاهی اوقات برنامه فشرده اصلاً مربوط به کودک نیست - این امیدهای برآورده نشده خود والدین با پوشیدن لباسی به اندازه بچه است. رویای کودکی که هرگز نتوانستیم دنبالش کنیم، بی سر و صدا به فرزندانمان برون سپاری کردیم. من بالاتر از این نیستم برخی از "فرصت های" دخترم واقعاً آرزوهای باقی مانده من بود.
نامگذاری که به من کمک کرد تا از چند فعالیتی که قبلاً سفیدپوست بودم رها کنم. وقتی جاه طلبی هایم را از علایق واقعی او جدا کردم، فهمیدن اینکه او واقعاً چه چیزهایی را دوست دارد و چه چیزهایی را برای خوشحالی من تحمل می کند بسیار آسان تر می شود. آنهایی را که او دوست داشت، نگه داشتیم و محافظت کردیم. بقیه را رها کردیم - و آرامش روی صورت او همه چیز را به من گفت. چند لوازم هنری برای بچه ها برای هر زمان که احساس می کرد بیشتر از کلاسی که به زور داشتم به او شادی می داد، کنار گذاشته شد.
اما هر بچه شلوغی بیش از حد برنامه ریزی نمی شود
اینجا جایی است که من می خواهم منصف باشم، زیرا نسخه آسان این استدلال اشتباه است. در یک دنیای ایده آل، هر کودکی با آغوش باز و یک بعدازظهر آزاد، از مدرسه به خانه راه میرود و به پدر و مادری میرسد. این واقعیت اکثر مردم نیست. بسیاری از خانوادهها به دلایل کاملاً مشروع در آن ساعات هیچ کس را در خانه ندارند - کار، اقتصاد، تک فرزندی. برای آن بچه ها، برنامه های بعد از مدرسه بیش از حد برنامه ریزی نمی شود. آنها یک موهبت واقعی هستند، مکانی امن و درگیر در زمانی که جایگزین یک خانه خالی است.
بنابراین این یک "فعالیت های کمتر برای همه" نیست. یک کودک در یک برنامه عالی چون در غیر این صورت خانه خالی می شد، به خوبی خدمات رسانی می شود، نه تحت فشار بیش از حد. مشکل وجود فعالیتها نیست. آنها را روی نقطه هدف انباشته می کند، به خصوص زمانی که یک گزینه نرم تر و ساده تر همیشه در دسترس بود.
نگه داشتن فعالیت ها در محل مناسب خود
چارچوبی که این را برای من ثابت کرد ساده بود: فعالیتهای بعد از مدرسه مکمل هم هستند. آنها پشتیبانی را اضافه می کنند. آنها رویداد اصلی نیستند. اهميت آنها بايد محدود باشد، عمداً. مدرسه مهم است مسائل خانوادگی خواب و بازی بدون ساختار مهم است. فعالیتها در اطراف آنها جای میگیرند، نه برعکس.
هنگامی که آنها را به آرامی نگه داشتم، از خواندن اهمیت کیهانی در مورد اینکه آیا فرزندم تیم سفر را تشکیل می دهد یا به ویولن چسبیده است، دست کشیدم. آنها همان چیزی شدند که همیشه باید میبودند - چیزهای اضافی خوبی که شادی بیشتری به ارمغان میآورد، وقتی که این کار را متوقف میکردند بدون درام از بین میرفتند. دختر من الان بعدازظهرهای خالی بیشتری دارد و یک عرشه فرسوده دارد بازی های ورق خانوادگی که بیشتر از هر جایزه ای اکشن دیده شده است. او همچنین، به وضوح، یک بچه آرام تر و تخیلی تر است. شکاف های خالی با ارزش ترین چیز در تقویم بود. یک ساده مجموعه پازل کودکان برای کودکی که بیش از حد تحت فشار قرار دارد، بیشتر از یک تعهد دیگر انجام می دهد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید بازی های رومیزی بچه ها در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






