وقتی کودک شما ناگهان از فعالیتی که برایش التماس کرده اند متنفر است
شش هفته پیش دخترم از صحبت کردن در مورد کلاس تئاترش دست نمی کشید. او خطوط خود را در آینه حمام تمرین کرد. حالا او مثل گربهای که به دامپزشکی منتقل میشود در راهرو لنگ میرود، و من با کلید ماشین در دستم ایستادهام و فکر میکنم چه اتفاقی افتاده است.
اگر بیش از یک سال است که پدر و مادر شده اید، این شلاق را می شناسید. بچه ای که برای درس اسکیت التماس می کرد، اکنون ادعا می کند که دیدن اسکیت های خود را تحقیر می کند. کسی که برای گیتار روز شماری می کرد، اکنون انتخاب خود را عمدا «فراموش می کند». گیج کننده است، و صادقانه بگویم که بعد از پرداخت هزینه مدت، کمی توهین آمیز است. اما قبل از اینکه همه چیز را لغو کنید یا آنها را به داخل یقه بکشید، ارزش آن را دارد که سرعت خود را کم کنید. یک چرخش ناگهانی از عشق به نفرت تقریباً همیشه دلیلی در زیر خود دارد و دلیل آن معمولاً قابل رفع است.
اول، قبل از اینکه واکنشی نشان دهید، تحقیق کنید
بزرگترین اشتباهی که من در اینجا مرتکب شده ام این است که سریع به نتیجه برسم. "او فقط تنبل است." "او در حال آزمایش من است." "بچه ها همه چیز را رها می کنند." شاید. اما من به اندازه کافی اشتباه کرده ام که اکنون سرعتم را کم کنم. بنابراین ابتدا کمی هوشمندانه کار می کنم.
از بچه ام درباره خود کلاس سؤالات باز می پرسم. نه "دوست داری؟" - شانه بالا انداختن - اما "در واقع برای ده دقیقه اول چه کار می کنید؟" و "کنار چه کسی می نشینی؟" سپس از معلم همین نوع سوالات را می پرسم و یادداشت ها را با هم مقایسه می کنم. شکاف بین دو داستان جایی است که حقیقت معمولاً پنهان می شود. یک بار معلوم شد پسرم «من از شنا متنفرم» کاملاً درباره بچهای بود که هر جلسه عمداً به او پاشید. اصلا ربطی به شنا نداره
مظنونین معمولی: قوانین، سختگیری، و بدون دوستان
چند الگو بارها و بارها ظاهر می شوند. اولین شوک قوانین است. بچهها اغلب برای به تصویر کشیدن سرگرمی ثبتنام میکنند - آنها فکر میکنند که فقط با هم وقت میگذرانند و به هم میریزند. سپس آنها متوجه می شوند که ساختار وجود دارد، شما باید منتظر نوبت خود باشید، قبل از اینکه به قسمت خوب برسید، باید اصول خسته کننده را بررسی کنید. کودکی که به دلیل ساختار بیش از حد احساس خفه شدن می کند، یا به دلیل فعالیتی که واقعاً سخت است (کاراته و ژیمناستیک رقابتی کلاسیک هستند)، کبود شده است، شروع به ترک می کند. این ضعف نیست این یک واکنش طبیعی به عدم تطابق است.
مظنون دوم تنهایی است. این یکی بسیار زیاد است و بزرگسالان دائماً آن را دست کم می گیرند. اگر فرزند شما دوستی در اتاق نداشته باشد، خود فعالیت تقریباً مهم نیست - آنها بدبخت هستند، بنابراین تصمیم می گیرند که همه چیز بد است. راه حل اغلب به سادگی کمک به آنها برای یافتن یک دوست است. وقتی دخترم در کلاس هنر با یک دختر دوست شد، نظر او کاملاً به این موضوع بود لوازم هنری و صنایع دستی کودکان یک شبه ورق خورد همان معلم، همان رنگ، بچه کاملا متفاوت.
سومین مظنون زیرک تر، خستگی آشکار است. گاهی اوقات مقاومت هیچ ربطی به کلاس ندارد و همه چیز مربوط به بچه ای است که بعد از یک هفته مدرسه بی رحمانه می دود. قبل از تشخیص هر چیز دراماتیکی، اصول اولیه را بررسی میکنم: آیا آنها به اندازه کافی میخوابند، قبل از فعالیت غذا میخورند، اصلاً هیچ وقت استراحتی ندارند؟ یک بچه خسته چیز مورد علاقهاش را در دنیا «خستهکننده» میخواند، و هیچ تحقیقی در مورد این برنامه نمیتواند چیزی را که زود خوابیدن میتواند برطرف کند. یک عصر آرام با عده ای بازی های رومیزی بچه ها گاهی اوقات به جای یک تعهد دیگر کل نگرش را تا آخر هفته بازنشانی می کند.
از روده خود به عنوان حسگر استفاده کنید
در اینجا یک آزمون است که من به آن اعتماد دارم: آیا می خواهم خودم در این کلاس شرکت کنم؟ ده دقیقه می نشینم. آیا احساس سرگرمی می کند یا مانند یک خودکار در دست است؟ آیا به اندازه کافی وجود دارد که ذهن جوان را علاقه مند کند یا بچه ها بیشتر اوقات در صف ایستاده اند؟ شما می توانید یک اتاق مرده را احساس کنید. اگر مربی در حال انجام حرکات باشد، کودک شما آن را جذب میکند و هیچ مقدار از صحبتهای تند شما بر آن غلبه نمیکند.
پرسنل اینجا هم مهمه کودکان نیاز به توجه دارند و توجه به بزرگسالان کافی نیاز دارد. دستورالعمل رایج تقریباً یک مربی برای هر پانزده کودک است. وقتی نازکتر از آن کشیده شود، کودک شما واقعاً می تواند در میان جمعیت ناپدید شود. بچه ای که احساس می کند نامرئی نیست، چک می کند. اگر این مکان کم پرسنل است، این یک دلیل واقعی و مشخص برای مقاومت است - نه نقص شخصیتی در فرزند شما.
وقتی بچه است نه کلاس
گاهی اوقات شما کار را انجام می دهید و کلاس واقعاً خوب است. معلم درگیر، نسبت منصفانه، دوستان حاضر. سپس وقت آن است که مستقیماً با کودک خود بنشینید. بچه ها از مشکلاتی که نمی توانند حلشان کنند اجتناب می کنند، بنابراین من سعی می کنم مشکل واقعی را با کلمات ساده بیان کنم. آیا آنها غرق شده اند؟ خجالت میکشن چون عقبن؟ به گونه ای خسته شده اید که ربطی به فعالیت و همه چیز مربوط به یک هفته سخت در مدرسه ندارد؟ نامگذاری آن با هم، رمز و راز را از بین می برد، و مشکلی که به نام آن نامگذاری شده مشکلی است که می توانید آن را برطرف کنید.
این همان جایی است که انگیزه های کوچک کمک می کنند. نه رشوه - آنهایی که نتیجه معکوس می دهند - بلکه وسایلی که باعث می شود بچه احساس درستی کند. ساق پا راست. یک بطری آب که مال آنهاست معادل هر چه باشد وسایل ورزشی بچه ها برای پیگیری آنها است احساس پوشیدن لباس مناسب می تواند به آرامی حس تعلق کودک به اتاق را بازسازی کند.
و وقتی واقعاً زمان رها کردن فرا رسیده باشد
اگر همه این کارها را انجام داده اید - بررسی کرده اید، شکاف دوستی را برطرف کرده اید، کارکنان را بررسی کرده اید، در مورد آن صحبت کرده اید - و فرزندتان همچنان پاهای خود را می کشد، سپس رها کنید. آنها را به چیز دیگری منتقل کنید. میدانم که بعد از هزینه ثبتنام مشکل دارد، اما این چیزی است که باید به خودم یادآوری کنم: اینها فعالیتهای فوق برنامه هستند. تمام نکته "اضافی" این است که آنها شادی اضافی به ارمغان می آورند. فعالیتی که به زور از کودک خشمگین خارج می شود، چیزی اضافی به کسی نمی دهد.
رها کردن هم مانند ترک برای همیشه نیست. اگر آنها هنوز در ایده گیتار به صورت انتزاعی روشن می شوند، فقط این کلاس در حال حاضر نیست، می توانید چند ماه دیگر با یک معلم دیگر یا فرمت متفاوتی حلقه بزنید. علاقه ها موجی می آیند. برخی از چیزهایی که من در هفتم رها کرده بودم، در ساعت ده برگشتند، و من خوشحال بودم که اولین تلاش را به جنگ تبدیل نکرده بودم. کودکی که یاد میگیرد «نه» واقعی او شنیده میشود، بسیار مایل است که «بله» بعدی را یک ضربه واقعی نشان دهد – و این اعتماد از هر کلاسی ارزش بیشتری دارد. چند آلات موسیقی مبتدی برای کودکان بی سر و صدا در دسترس باقی مانده در خانه بیش از یک سرگرمی در خانه ما بدون هیچ بحثی دوباره شروع شده است.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید لوازم هنری و صنایع دستی کودکان در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →