ایجاد اعتماد به نفس واقعی از شواهد، نه تأییدیه ها
من سالهای زیادی را هدر دادم تا به خودم اعتماد کنم. جملات تاکیدی در آینه، لیستهای پخش پرهیجان، به خودم میگفتم توانایی دارم تا زمانی که کلمات بیحس میشوند. هیچ کدام گیر نکرد، زیرا اعتماد به نفس احساسی نیست که بتوانید با تکرار یک جمله آن را احضار کنید. این نتیجهای است که مغز شما از شواهد به دست میآورد، و اگر شواهد وجود نداشته باشد، هیچ مقداری از خودگویی برای مدت طولانی آن را جعل نمیکند.
اعتماد واقعی آرام تر و قابل اعتمادتر از نوع قرض شده است. این احساس آرامش است که احتمالاً می توانید با هر چیزی که در راه است کنار بیایید، و آن از یک منبع ناشی می شود: سابقه ای که قبلاً کارها را مدیریت کرده اید. شما نمی توانید آن را از بیرون نصب کنید. شما باید آن را بسازید، عمل به عمل، با تبدیل شدن به کسی که به وعده هایی که به خود می دهند عمل می کند. وقتی این را فهمیدم، دیگر تلاش نکردم احساس اعتماد کنم و شروع کردم به تلاش برای قابل اعتماد بودن برای خودم.
اعتماد به نفس یک سابقه است، نه یک شخصیت
مفیدترین چارچوبی که من پیدا کردم این است که اعتماد به نفس تنها شواهد انباشته ای است که نشان می دهد آنچه را که می گویید انجام می دهید. هر بار که قصد کوچکی را تعیین می کنید و آن را دنبال می کنید، یک نقطه داده به پرونده اضافه می کنید که قابل اعتماد هستید. هر بار که برای خود وثیقه می گذارید، یکی را کم می کنید. با گذشت زمان، این نقاط داده در هر جهت به یک باور ثابت تبدیل میشوند.
به همین دلیل است که جملات تاکیدی هرگز برای من کارساز نبود. من به مغزم یک چیز می گفتم در حالی که رفتارم چیز دیگری را می گفت و مغز رفتار را باور می کند. راه حل این بود که شروع به عمل به وعدههای کوچک کنیم، آنهایی که برای شکست خوردن بسیار کوچک بودند، و عملاً به آنها عمل کنیم. من اینها را در یک ردیابی می کنم مجله ردیاب عادت، نه به این دلیل که خود عادات زندگی را تغییر می دهند، بلکه به این دلیل که رکورد شکست ناپذیر شواهدی است که اعتماد من بر آن ساخته شده است.
کار ترسناک را بد و از روی عمد انجام دهید
هرگز احساس آمادگی نخواهید کرد. انتظار برای احساس اعتماد به نفس قبل از اقدام یک تله است، زیرا اعتماد به نفس در طرف دیگر عمل است نه قبل از آن. تنها راه این است که کار ناراحت کننده را در حالی که هنوز می ترسید انجام دهید، آن را بد انجام دهید و زنده بمانید، زیرا زنده ماندن مدرکی است که واقعاً به آن نیاز دارید.
من عمدا شروع به جمع آوری این لحظات کردم. صحبت کردن در جلسه که صدایم لرزید. ارسال ایمیلی که از آن اجتناب می کردم. هرکدام کوچک بودند و بیشترشان خوب پیش رفتند، و معدود کسانی که بد پیش رفتند نیز زنده ماندند، که درس خودش بود. من یک را نگه می دارم روزنامه خط دار جایی که من کاری را که می ترسیدم انجام دهم و سپس آنچه واقعاً اتفاق افتاده را می نویسم. خواندن آن بهترین ابزار اعتماد به نفس من است، زیرا فهرستی از اثبات این است که من کارهای سخت انجام می دهم و آسمان بالا می ماند.
در یک چیز واقعاً خوب باشید
اعتماد عمومی متزلزل است، اما شایستگی در چیزی خاص زمینه محکمی دارد و تمایل به گسترش دارد. وقتی در یک چیز واقعاً ماهر می شوید، این دانش آرام را حمل می کنید که می توانید در کارها مهارت کسب کنید و این دانش به مناطقی می رود که هنوز شروع نکرده اید.
بنابراین من از تلاش برای احساس اعتماد به نفس به طور کلی دست کشیدم و یک مهارت را برای تسلط بر آن انتخاب کردم. مهارت به سختی مهم است، آنچه مهم است تجربه رفتن از بد به خوب از طریق تلاش مداوم است، زیرا این تجربه نحوه دیدن پتانسیل خود را از نو نشان می دهد. انبوهی از عملی کتاب های خودسازی به من کمک کرد روشی را انتخاب کنم و به آن پایبند باشم، و یک روش ارزان تخته وایت برد میز ردیابی پیشرفت من چیزی غیرقابل انکار به من داد تا در روزهایی که احساس می کردم یک کلاهبردار هستم به آن نگاه کنم.
به شکاف بین استانداردهای خود و صحبت با خود توجه کنید
اعتماد به نفس پایین یک مشکل شایستگی نیست، یک مشکل استاندارد است. شما خود را به میله ای آنقدر بالا نگه می دارید که هیچ کاری انجام نمی دهید آن را پاک نمی کند، و سپس به این نتیجه می رسید که به اندازه کافی خوب نیستید، در حالی که چوب اندازه گیری شما واقعاً شکسته است. من سال ها با اشتباهات معمولی و مورد انتظار به عنوان دلیلی بر عدم کفایت رفتار می کردم.
راه حل این بود که با خودم همانطور صحبت کنم که با یک دوست صحبت می کنم. من هرگز به یک دوست نمی گویم که یک مهلت از دست رفته باعث شکست آنها شده است، بنابراین از گفتن آن به خودم صرف نظر کردم. شروع کردم به گرفتن احکام سخت داخلی و نوشتن آنها در من روزنامه خط دار، سپس بنویسم که واقعاً به کسی که دوستش دارم چه می گویم. شکاف بین این دو جایی بود که بیشتر مشکل اعتماد به نفس کاذب من پنهان شده بود.
بگذارید ترکیب شود و از تعقیب احساس دست بردارید
اعتماد به نفس ایجاد شده در این راه کند است و این نکته است. هیچ لحظه ای وجود ندارد که شما به آنجا برسید. فقط یک انبوه شواهد به طور پیوسته در حال رشد وجود دارد که نشان می دهد شما برای انجام کارها تصمیم گرفته اید و آنها را انجام می دهید، و در برخی مواقع متوجه ترس از قبل از اینکه کارهای سخت بی سر و صدا کوچک شوند، می شوید.
من دیگر دنبال احساس اعتماد نیستم. من رفتاری را دنبال میکنم که آن را به وجود میآورد: وعدههای کوچک عملی، کارهای ترسناک بد انجام شده، مهارتی که به درستی ساخته شده است، خودگویی مهربانتر. این احساس به خودی خود به عنوان یک محصول جانبی خود را نشان می دهد، که تنها راه ماندگاری آن است. شما راه خود را برای داشتن اعتماد به نفس فکر نمی کنید. شما آن را به دست می آورید، هر بار به قول خود وفا کرده اید، تا زمانی که بحث در کارنامه شما غیرممکن باشد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید مجله ردیاب عادت در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های خودیاری و کتاب های الکترونیکی در کالاهای دیجیتال →





