نظم و انضباط آرام مدیریت استرس خودتان
در بیشتر زندگی بزرگسالیام، استرس را بهعنوان آب و هوا در نظر میگرفتم، اتفاقی که برایم افتاد، چیزی که نمیتوانم دربارهاش حرفی بزنم، فقط باید آن را تحمل میکردم تا بگذرد. این باور باعث شد که من گیر کنم، زیرا اگر استرس فقط آب و هوا باشد، هیچ کاری جز تحمل آن وجود ندارد. چیزی که همه چیز را تغییر داد، فهمیدن استرس آب و هوا نیست. این فرآیندی است که در درون من اتفاق می افتد و فرآیندها را می توان مدیریت کرد.
من در مورد از بین بردن استرس صحبت نمی کنم، که نه ممکن است و نه مطلوب، زیرا مقدار معینی فشار چیزی است که ما را به حرکت وا می دارد. من در مورد تفاوت بین استرسی که شما را تیز می کند و استرسی که شما را آزار می دهد، زمزمه آرام مزمن که خواب شما را خراب می کند، صبر شما و در نهایت سلامتی شما را صحبت می کنم. این نوع قابل مدیریت است، و مدیریت عمدتاً غیر جذاب، تکرارپذیر و خسته کننده است، دقیقاً به همین دلیل است که کار می کند.
به جای شنا کردن در آن، عامل استرس زا را نام ببرید
استرس مبهم و شناور آزاد بدترین نوع است، زیرا چیزی برای چنگ زدن به آن وجود ندارد. شما فقط احساس افتضاح و غرق شدن می کنید و نمی توانید دقیقاً دلیل آن را بگویید، بنابراین جمع می شود و بزرگتر می شود. اولین حرکت همیشه مشخص کردن است: دقیقاً چه چیزی من را تحت فشار قرار می دهد، و واقعاً در مورد کدام بخش از آن می توانم کاری انجام دهم؟
عمل نوشتن آن را کوچک می کند. نگرانی در سر شما بی انتها حلقه می زند و بی نهایت احساس می شود. همین نگرانی روی کاغذ محدود است، اغلب کوچکتر از آنچه احساس میشود، و اغلب یک مرحله بعدی آشکار دارد که در حین چرخش نمیتوانست آن را ببیند. من یک را نگه می دارم روزنامه خط دار دقیقاً برای همین، یک تخلیه استرس که در آن من آنچه را که کنترل میکنم از آنچه انجام نمیدهم جدا میکنم، و فقط مرتب کردن لیست در آن دو ستون، نبض من را پایین میآورد.
قبل از اینکه آرام صحبت کنید بدن خود را حرکت دهید
استرس قبل از اینکه ذهنی باشد، جسمی است، سیل شیمی به این منظور است که شما را وادار به دویدن یا مبارزه کند، و شما نمی توانید راه خود را برای خروج از وضعیت فیزیکی فکر کنید. من سالها سعی کردم در حالی که بدنم در حالت هشدار کامل بود، خودم را آرام کنم و هیچوقت موفق نشدم، زیرا بدن به بحثها گوش نمیدهد. به عمل گوش می دهد.
سریعترین تنظیم مجددی که می دانم حرکت است. یک پیاده روی سریع، چند دقیقه از هر چیزی که خون را به جریان می اندازد، و مواد شیمیایی شروع به پاک شدن می کند به گونه ای که هیچ مقداری از خودگویی به دست نمی آید. این نباید یک تمرین باشد، فقط باید حرکت باشد. من یک را نگه می دارم تشک یوگا برای روزهایی که نمیتوانم بیرون بروم، در گوشهای هستم، و ده دقیقه کشش و نفس کشیدن، مطمئنتر از یک ساعت تلاش برای مثبت اندیشی، مرا از چرخش بیرون میکشد.
بازیابی را در برنامه قرار دهید، نه خرابی
بیشتر افراد تنها زمانی استراحت میکنند که از بین میروند، و بهبودی را بهعنوان چیزی که پس از فروپاشی اتفاق میافتد به جای چیزی که از آن جلوگیری میکند، تلقی میکنند. یعنی عقب افتاده. بازیابی تعمیر و نگهداری است و تعمیر و نگهداری ارزان تر از تعمیر است. اگر برای استراحت صبر کنید تا از بین برید، بحران ها را مدیریت می کنید نه استرس.
بنابراین بهبودی را عمداً برنامه ریزی می کنم، کوچک و مکرر نه نادر و ناامید. استراحت واقعی در طول روز کاری، به دور از صفحه نمایش. یک باد کردن واقعی قبل از خواب. زمان محافظت شده که کاری جز پر کردن مخزن ندارد. خواب و استراحتم را در یک برنامه ساده دنبال می کنم مجله سلامتیزیرا آنچه اندازهگیری میشود محافظت میشود، و من یاد گرفتم که اوجهای استرس من تقریباً همیشه به مرحلهای بازمیگردد که در آن به آرامی از بهبودی که به خودم میگفتم برای آن وقت ندارم، رد شدم.
ورودی هایی را که به شما کمک می کند را قطع کنید
بسیاری از استرسهای مزمن از طریق آنچه مصرف میکنیم، به خودی خود کنترل میشوند. طومار بی پایان اخبار بد، ماشین مقایسه فیدهای اجتماعی، اعلانهایی که سیستم عصبی شما را در تمام طول روز خاموش نگه میدارد. هیچکدام از آنها خنثی نیست، و بسیاری از ما هرگز آن را بررسی نمیکنیم، زیرا ورودیها زمانی که چیزی غیر از آن هستند احساس اجباری میکنند.
من در این مورد بی رحم شدم اخبار در یک پنجره کوتاه در روز، نه تمام روز. اعلانها برای هر چیزی که یک انسان واقعی نیست که به من نیاز دارد، خاموش است. تلفن دور از دسترس در طول وعده های غذایی و ساعت اول و آخر روز، که در آن یک پایه ساعت زنگ دار همان کاری را انجام می دهد که قبلاً به آن تلفن نیاز داشتم. ورودی کمتر شما را نادان نمی کند. این شما را آرامتر میکند و آرامتر، کل موضوع است. خوب کتاب های خودسازی در این مورد همه موافقند: شما نمی توانید زنگ هشدار دائمی را به سیستم عصبی خود وارد کنید و انتظار داشته باشید که آن آرام باشد.
با چیزی که نمی توانید کنترل کنید صلح کنید
عمیق ترین منبع استرس مزمن، برای من، مبارزه با واقعیت، چنگ زدن به نتایجی بود که در واقع کنترل نمی کردم و هر انحرافی را به عنوان یک وضعیت اضطراری شخصی در نظر می گرفتم. ترافیک، حال و هوای دیگران، اتفاقی که قبلا افتاده بود. مبارزه با غیرقابل کنترل، نبردی است که هر روز شکست میخورید و باخت، طاقتفرسا است.
نظم و انضباط در اینجا این است که یاد بگیرید انرژی خود را فقط در جایی خرج کنید که بتواند کاری را انجام دهد، و واقعاً بقیه را رها کنید، نه به عنوان یک شعار بلکه به عنوان تمرینی که آن را تکرار می کنید تا زمانی که ثابت بماند. وقتی خودم را تحت فشار قرار میدهم که چیزی خارج از کنترل من است، آن را به این عنوان نام میبرم و عمداً به چیزی که واقعاً میتوانم بر آن تأثیر بگذارم هدایت میکنم. این استعفا نیست، تخصیص است. استرس خود را اینگونه مدیریت کنید، بی سر و صدا و مکرر، و دیگر شرایطی که شما تحمل می کنید متوقف می شود و تبدیل به فرآیندی می شود که شما اجرا می کنید.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کتاب های خودسازی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های خودیاری و کتاب های الکترونیکی در کالاهای دیجیتال →