چرا والدین از مدرسه دولتی دور میشوند (نگاه منصفانه)
من بچه هایم را از مدرسه دولتی بیرون نکشیدم چون از آن متنفر بودم. من آنها را بیرون کشیدم زیرا پس از دو سال تماشا، نمی توانستم صادقانه بگویم که این سیستم به فرزندان خاصی که من داشتم خدمات می دهد. این تمایز مهم است، و به همین دلیل است که من می خواهم در این مورد منصف باشم.
مدرسه دولتی برای بسیاری از بچه ها خوب کار می کند. اما انتقاداتی که خانواده ها را به سمت آموزش در خانه سوق می دهد معمولاً درباره معلمان بد یا بوروکرات های شرور نیست. آنها در مورد محدودیت های ساختاری هستند که هیچ مقدار از نیت خوب نمی تواند به طور کامل آنها را برطرف کند. در اینجا نسخه صادقانه است.
بحث اجتماعی شدن هر دو طرف را قطع می کند
اما در مورد جامعه پذیری چطور؟ اولین چیزی است که هر کسی وقتی به آموزش در خانه اشاره می کند می گوید. ارزش این را دارد که سوال را برگردانیم. یک کودک در یک کلاس درس معمولی تقریباً به طور انحصاری با بچه هایی که در دوازده ماه از آنها متولد شده اند معاشرت می کند. آنها یاد می گیرند که با همسالان خود حرکت کنند - اما قلدری به بچه های کوچکتر، ترس از بزرگترها و به سختی می دانند چگونه با یک بزرگسال صحبت کنند، همه نتایج رایج این مواجهه محدود هستند.
مهارت اجتماعی در دنیای واقعی به معنای برخورد با افراد در هر سن و نقشی است. این در واقع آسان تر برای تمرین است خارج یک ساختمان مدرسه هیچ کدام از اینها به معنای شکست مدارس در اجتماعی شدن نیست - به این معنی است که نسخه ای که ارائه می دهند محدودتر از آنچه بازاریابی نشان می دهد است. چند تا خوب بازی های یادگیری بازی در سنین مختلف در خانه، بیش از آنچه مردم تصور می کنند، مذاکره اجتماعی را آموزش می دهد.
عمق قربانی یک روز شلوغ است
روز مدرسه با طراحی شلوغ است. برنامه ای برای حفظ کردن وجود دارد و تعداد زیادی از کودکان باید از طریق آن حرکت کنند. چیزی که گم می شود، تفکر آرام و پایدار است - نوعی که در آن یک کودک به اندازه کافی با یک ایده می نشیند تا واقعاً آن را درک کند. خواندن ادبیات واقعی، تمرکز عمیق، تفکر بدون عجله: محافظت از اینها در داخل ساختاری که برای انتقال دائمی ساخته شده است دشوار است.
این مشغله مصنوعی تقصیر کسی نیست. این فقط چیزی است که مدیریت سی کودک نیاز دارد. اما کودکی که هرگز نمیتواند عمیقاً درباره یک چیز فکر کند، میآموزد که مدرسه مشغول ماندن است، نه درک کردن. ایجاد عادت خواندن در خانه با قفسه عمیق کتاب های کودکان تا حدی واکنشی به این موضوع است.
یادگیری برای آزمون، فراموشی تا جمعه
این انتقادی است که به نظر من قانع کننده تر است. بسیاری از یادگیری های کلاسی در امتحان بعدی هدف قرار می گیرد. کودک حفظ می کند، آزمون را انجام می دهد و در عرض چند روز فراموش می کند زیرا هیچ چیز این واقعیت را به زندگی واقعی او مرتبط نمی کند. آنها می توانند چیزهای زیادی بدانند و بسیار کمی درک کنند.
این شکافی است که دانشآموزان خانگی تمایل به بستن آن دارند. وقتی یادگیری در فعالیتهای واقعی - اندازهگیری در حین پخت و پز، محاسبه در حین خرید - بافته میشود، دانش به این دلیل باقی میماند که جایی برای زندگی دارد. ابزارهایی مانند دستی کیت های علمی دقیقاً برای مبارزه با حفظ کردن کلمات از طریق ساختن مفهومی که کودک انجام می دهد به جای تلاوت، وجود دارد.
یک سرعت برای سی مغز مختلف
یک کلاس درس باید سرعتی را انتخاب کند. برای بچه ها با این سرعت، خوب است. برای کودکی که به یک هفته دیگر روی کسری نیاز دارد، کلاس پیش می رود و شکافی باز می شود. برای کودکی که در روز اول آن را درک کرد، دروس باقیمانده خسته کننده است. هیچکدام از این دو به خوبی ارائه نمی شوند، و بیشتر کلاس های درس حاوی مقدار زیادی از هر دو هستند.
این نقصی نیست که معلمان بتوانند با تلاش آن را برطرف کنند - این یک حساب است. یک بزرگسال، بسیاری از کودکان، یک برنامه. تمایز در حاشیه کمک می کند اما نمی تواند آن را به طور کامل حل کند. در خانه، یک متفکر برنامه درسی مدارس خانگی به سادگی با سرعت کودک حرکت می کند، و یک پشته از کتاب کار آموزشی به شما امکان می دهد تمرین را دقیقاً در جایی که لازم است اضافه کنید.
چیزی که این نیست
من می خواهم اینجا مراقب باشم. هیچ کدام از اینها دلیلی بر این نیست که مدرسه دولتی یک فاجعه است یا اینکه مردم در آن اهمیتی نمی دهند. بیشتر این کار را عمیقا انجام می دهند. نکته محدودتر است: مدل دارای معاوضه های داخلی است، و برای برخی از کودکان این مبادلات بیشتر از ارزش آنها هزینه دارد.
اگر فرزند شما در مدرسه دولتی پیشرفت می کند، فوق العاده است - چیزهایی که شکسته نیست را تعمیر نکنید. اما اگر مدام متوجه یادگیری سطحی، سرعت بسیار سریع یا بسیار آهسته، یا کودکی که از نظر اجتماعی به جای اعتماد به نفس مضطرب است، این مشاهدات داده های معتبری هستند، نه پارانویا.
برقراری تماس
خانواده هایی که مدرسه دولتی را ترک می کنند معمولاً از دست یک شرور فرار نمی کنند. آنها به محدودیتهایی پاسخ میدهند که نادیده گرفتن آنها برای فرزند خاصشان غیرممکن شده است. این یک مبنای معقول برای یک تصمیم بزرگ است - به شرطی که بدانید آموزش خانگی در ازای آن، معاوضههای سخت خود را دارد.
اگر آن را وزن می کنید، از کوچک شروع کنید. مراقب باشید که فرزندتان واقعا چگونه یاد می گیرد. تست کنید که آیا سازه هایی که می خواهید در خانه بسازید - الف برنامه ریز مدرسه خانگی، یک روال، برخی بازی های یادگیری برای روزهای سخت - متناسب با واقعیت خانواده شما. تصمیم باید به طور خاص در مورد بچه های شما باشد، نه در مورد خوب یا بد بودن مدرسه عمومی به طور انتزاعی. این می تواند واقعاً خوب باشد و همچنان برای کودکانی که پشت میز آشپزخانه شما می نشینند مناسب نباشد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید بازی های یادگیری در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های خودیاری و کتاب های الکترونیکی در کالاهای دیجیتال →