چه چیزی در حال حاضر حتی به عنوان یک وبلاگ به حساب می آید؟
از ده نفر بخواهید که یک وبلاگ را تعریف کنند و ده پاسخ مختلف دریافت خواهید کرد که همه چیز را در مورد لغزنده بودن کلمه به شما می گوید. چیزی که به عنوان یک ایده مرتب شروع شد، فهرست تاریخگذاری شده از ورودیهای یک وبسایت، آنقدر طولانی شده است که تعریف اصلی دیگر به سختی اعمال میشود.
این اصطلاح از «وب گزارش» آمده است و در ابتدا دقیقاً به این معنی بود: یک سایت مبتنی بر متن که در آن شخصی روزهای خود را به ترتیب زمانی معکوس ثبت می کرد، مانند ناخدای که پیشرفت کشتی را یادداشت می کند. ساده، واضح، آسان برای اشاره. سپس افرادی که این سیاههها را نگه میداشتند متنوعتر و مبتکرتر شدند و هر بار که قالب را به جایی جدید منتقل میکردند، مرز چیزی که به عنوان "وبلاگ" به حساب میآمد با آنها تغییر میکرد.
فرمت از تعریف خود بیشتر بود
ابتدا وبلاگ های عکس آمدند، جایی که تصاویر وزن را تحمل می کردند و کلمات اختیاری بودند. سپس وبلاگهای ویدئویی که هیچ شباهتی به یک دفتر خاطرات نوشتاری نداشتند، اما به وضوح متعلق به یک خانواده بودند. انتشارات موبایلی از راه رسید و به افراد اجازه میداد از هر نقطهای در لحظه پست کنند، نه تنها جایی که وبلاگنویسی اتفاق افتاده است، بلکه نوع چیزی که یک پست میتواند باشد را تغییر دهد. هر بسط، تعریف قدیمی فقط متنی را عجیب به نظر میرساند. وبلاگ دیگر قالبی نبود. این در حال تبدیل شدن به یک حساسیت بود، راهی برای انتشار منظم با صدای خودتان، هر رسانه ای که باشد.
وبلاگ برند آن را بیشتر گسترش داد
سپس شرکتها با استخدام نویسندگانی برای تولید وبلاگهایی که تمام هدفشان ایجاد سر و صدا برای یک محصول بود، همه چیز را به هم زدند. مردم، به طور منطقی، در مورد اینکه آیا یک بخش از بازاریابی شرکتی مهندسی شده که شبیه نشریات شخصی باشد، واقعاً سزاوار این نام است یا خیر، بحث کردند. این بحث هرگز به طور کامل حل نشد، و محور دیگری از سردرگمی را اضافه کرد: یک وبلاگ اکنون می تواند یک دفترچه خاطرات شخصی واقعی یا یک دارایی تجاری صیقلی باشد و هر دو برچسب یکسانی داشته باشند.
جایی که خط امروز نشسته است
به سرعت به جلو بروید و این کلمه در کل یک منظره پراکنده شده است. خبرنامه ها وبلاگ هایی هستند که به صندوق ورودی شما تحویل داده می شوند. رشته های اجتماعی طولانی وبلاگ هایی هستند که به قطعات تقسیم شده اند. کانال های ویدیویی وبلاگ هایی هستند که شما تماشا می کنید. پادکست ها وبلاگ هایی هستند که شما به آنها گوش می دهید. انتشار زمانی، مبتنی بر صدا و بهروزرسانی منظم که وبلاگ را تعریف میکند، تقریباً در همه چیز جذب شده است، به همین دلیل است که تعیین یک تعریف واحد، ناامیدکننده است. فرمت با انحلال در منبع آب برنده شد.
اگر موضوعی وجود دارد که هنوز همه آن را به هم پیوند می دهد، این است: یک وبلاگ یک نفر یا یک تیم کوچک است که با صدای خود، بر اساس برنامه زمانی خود، در رسانه ای که انتخاب می کنند منتشر می کند. ساختار کاپیتان از بین رفته است. آنچه باقی میماند، ماهیت شخصی، مداوم و خودگردان آن است، این حس که شما در طول زمان به جای مصرف محتوای ناشناس، خروجی یک انسان خاص را دنبال میکنید.
چرا ابهام در واقع مهم نیست؟
این وسوسه انگیز است که یک تعریف تمیز بخواهید، اما مبهم بودن یک ویژگی است، نه یک اشکال. دلیل اینکه وبلاگ نویسی همچنان از مرزهای خود فرار می کند این است که فناوری و ابزارهای زیربنایی بهتر و ارزان تر می شوند و قالب را برای افراد جدید و رسانه های جدید باز می کنند. هر بار که انتشار آسانتر میشود، شخصی از آن بهگونهای استفاده میکند که هیچکس پیشبینی نمیکرد، و این تعریف دوباره گسترش مییابد. این چرخش دقیقاً همان چیزی است که فرم را زنده نگه داشته است، در حالی که بسیاری از قالبهای رسانهای "رسمی" آهسته و محو شدهاند.
تعریف را متوقف کنید، انتشار را شروع کنید
نکته مهم این است که شما نباید انرژی خود را برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا چیزی که می سازید "واقعا" یک وبلاگ است هدر دهید. چه مقاله بنویسید، عکس ارسال کنید، فیلم ضبط کنید، یک خبرنامه بفرستید، یا همه این کارها را به یکباره انجام دهید، طبق سنتی که وبلاگ شروع کرد کار می کنید: انتشار با صدای خودتان، مستقیماً برای مخاطبان، بدون دروازه بان. این بخشی است که ارزش نگه داشتن آن را دارد. برچسب همچنان زیر پای شما جابهجا میشود و مهم نیست. اگر میخواهید شروع کنید، تنها چیزی که واقعاً نیاز دارید چیزی برای گفتن است، مکانی برای قرار دادن آن، و شاید یک لپ تاپ برای تایپ آن تعریف به خودی خود مرتب می شود، همانطور که همیشه بوده است.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید لپ تاپ در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →




