مدیریت بدهی کارت اعتباری در واقع فقط برنامه ریزی پول است
در اینجا آماری وجود دارد که همه چیز را برای من بازنگری می کند: افراد زیادی برای ورشکستگی اقدام می کنند و بیش از یک بار به دنبال مشاوره اعتباری هستند. همان شخص، همان سوراخ، دو بار. مسئله ریاضی هرگز مطرح نبود. عادت ها بود.
مدیریت بدهی کارت اعتباری فنی به نظر می رسد، اما در زیر آن بیشتر یک مهارت خسته کننده وجود دارد: برنامه ریزی پول خود. بسیاری از مردم با کارتهای خود دچار مشکل میشوند، زیرا سالها به آنها گفته میشد اکنون بخرید و بعداً پرداخت کنید، و صورتحسابها بیصدا روی هم انباشته میشد تا اینکه دفن شدند. برخی موجودی های خود را به طور کامل هر ماه پاک می کنند، برخی هرگز این کار را نمی کنند. اگر یک بار راه خود را با پنجه درآورده اید، کار این است که نگهبان را بالا نگه دارید تا دوباره به همان مشکل برنگردید. این توصیه مالی نیست، فقط برنامه ریزی واقعاً شبیه آن است.
چرا مردم در نهایت به چاله باز می گردند
آمار تکرار ورشکستگی چیزی ناخوشایند می گوید: این مصرف کنندگان یا هرگز مدیریت کارآمد بدهی را نیاموخته اند یا آنچه را که آموخته اند به کار نمی برند. چندی پیش وامدهندگان تقریباً به هر کسی کارت میدادند، بدهیشان کار آسانی نبود و اکنون مردم برای هزینههای بیدقت پرداخت میکنند. نکته این است که احساس بدی نداشته باشید، توجه به این است که اگر رفتار پشت آن را تغییر ندهید تله دوباره تنظیم می شود.
شما نمی توانید فقط منتظر بمانید و امیدوار باشید که بدهی تبخیر شود، و نمی توانید روی یک معجزه حساب کنید. شما اقدام کنید و چند مرحله ضروری را دنبال کنید. اولین قدم این است که پول خود را به وضوح ببینید، که برای من به معنای قرار دادن هر حساب در یک است برنامه بودجه بندی">برنامه بودجه بندی بنابراین نمیتوانستم وانمود کنم که مجموع آن کوچکتر از آنچه بود بود.
با تجزیه و تحلیل بودجه ماهانه شروع کنید
مدیریت واقعی با نگاهی دقیق به بودجه ماهانه شما شروع می شود و آنچه را که واقعاً ضروری است از آنچه که می توان کاهش داد مرتب می کند. خرج کردن برای بیش از آنچه نیاز دارید، رایج ترین مشکل مالی در یک خانواده معمولی است و تا زمانی که واقعاً آن را فهرست نکنید، در معرض دید عموم پنهان می شود.
هنگامی که هزینه های غیرضروری را شناسایی کردم و در مورد عادات خرج کردن خود صادقانه صحبت کردم، پس انداز واقعی پیدا کردم و بدهی ها سریعتر از آنچه انتظار داشتم کاهش یافت. هیچ کدام دراماتیک نبود. این تعداد انگشت شماری از اتهامات تکراری بود که دیگر متوجه آن نشده بودم. من برش ها را در یک برنامه ریزی کردم دفترچه برنامه ریز مالی"> دفترچه برنامه ریزی مالی و پول آزاد شده را مستقیماً به سمت موجودی نشانه رفت، سپس افت را با a دنبال کرد برنامه ریز پرداخت بدهی">برنامه ریز پرداخت بدهی بنابراین پیشرفت قابل مشاهده بود.
صندوق اضطراری را بسازید تا بدهی بازگشت شما نباشد
این مرحله ای است که مردم از آن می گذرند، و نادیده گرفتن آن دلیل پر شدن مجدد سوراخ است. اگر بالشتک ندارید، اورژانس واقعی بعدی مستقیماً روی یک کارت می رود و شما دقیقاً به همان جایی که شروع کرده بودید بازگشته اید. بخشی از مدیریت بدهی کارت، ایجاد یک صندوق اضطراری دقیقاً به گونهای است که در مواقعی که نیاز شدید دارید، بدهی تنها گزینه روی میز نباشد.
تعادل شما را در مسیر درست نگه میدارد و از مشکلات جدی پولی ناشی از نداشتن هیچ چیز در ذخیرهسازی جلوگیری میکند. من صندوق را به عنوان یک صورتحساب در نظر گرفتم، هر روز یک انتقال کوچک را خودکار کردم و از a استفاده کردم برنامه یادآوری قبض">برنامه یادآوری قبض بنابراین بدون اینکه آن هفته در مورد آن احساس سخاوتمندی داشته باشم، این اتفاق افتاد.
نیازهای واقعی را از هوس های گذرا جدا کنید
چالش اصلی دیگر گفتن نیازهای واقعی جدا از خواسته هایی است که به عنوان نیازها پوشیده شده اند. مثال کلاسیک: بد نیست بدهی کارت اعتباری را بپردازید تا تعطیلاتی را بپردازید که در غیر این صورت توانایی پرداخت آن را ندارید. پس انداز برای یک سال کامل برای آن سفر گزینه بسیار سالم تری نسبت به خرج کردن پول از قبل و سپس غرق شدن در صورت حساب ها است.
این یک قانون ذهنی، اول صرفه جویی کنید یا از آن بگذرید، بی سر و صدا از بدهی بیش از هر ترفندی برای بازپرداخت جلوگیری کرد. وقتی خواسته ای ظاهر می شود، آن را در الف می نویسم مجله ردیاب بدهی">ژورنال ردیاب بدهی و بگذارید بنشیند نیمی از زمان می گذرد. نصف دیگر را به جای وام گرفتن در ماه آینده برای آن به درستی پس انداز می کنم.
چرا کارت ها در وهله اول از کنترل خارج شدند
این به درک چگونگی ساخت تله کمک می کند، زیرا این کاملاً تقصیر شما نبوده است. برای سالها پیام این بود که اکنون بخر، بعداً پرداخت کن، و کل سیستم طوری تنظیم شده بود که کشیدن بدون اصطکاک و عواقب نامرئی باشد. چندی پیش وامدهندگان تقریباً به هر کسی کارت میدادند، بنابراین گرفتن بدهی هیچ تلاشی نمیکرد، در حالی که خروج از آن مستلزم کار عمدی و مداوم است. این عدم تقارن قلب مشکل است.
شناخت آن نحوه برخورد من با کارت های خودم را تغییر داد. من تعادل خود را به عنوان یک شکست اخلاقی شخصی تلقی نکردم و شروع به دیدن آن به عنوان یک نتیجه قابل پیش بینی از سیستمی کردم که دقیقاً همان نتیجه را ایجاد می کند، که رفع آن را بدون مارپیچ شدن در شرم آسان تر می کرد. در عمل، این به معنای افزایش اصطکاک بود: من یک کارت را در خانه گذاشتم، هشدارهای مربوط به هزینه را تنظیم کردم و هر بار شارژ را به صورت هفتگی بررسی کردم. برنامه ردیاب هزینه">برنامه ردیاب هزینه در حالی که اصول را با الف کتاب مالی شخصی">کتاب مالی شخصی. خرج کردن را کمی سختتر کنید و کمی پسانداز را آسانتر کنید و تله بیشتر قدرت خود را از دست میدهد.
حقیقت خسته کننده
به این موارد توجه کنید و الگوی آن مشخص است: برنامه ریزی مالی شما را از مشکلات دور نگه می دارد. این یک واقعیت شناخته شده است و نادیده گرفتن آن آسان است، زیرا غیر جذاب است و هرگز فوری نیست. بودجه را تجزیه و تحلیل کنید، بالشتک درست کنید، نیازها را از هوی و هوس جدا کنید و پس از گذر از بحران به انجام آن ادامه دهید. برنامه را مدیریت کنید، نه فقط بدهی، و دیگر فردی نباشید که در نهایت برای بار دوم به مشاوره مراجعه می کنید.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید برنامه ریز پرداخت بدهی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های سرمایه گذاری و پول در کالاهای دیجیتال →






