چگونه اولویت های بودجه مشترک به بحث های پول پایان می دهند؟
من و همسرم مرتب بر سر پول با هم دعوا می کردیم. نه به طور چشمگیری - فقط ساییدگی ساییدگی یک نفر که احساس می کند دیگری خیلی آزادانه هزینه می کند، دیگری احساس محدودیت می کند. بحثها عمدتاً زمانی متوقف شد که تلاش برای تعیین قوانین را متوقف کردیم و شروع به توافق بر سر اولویتها کردیم. تغییر به نظر ظریف است. این نبود.
تفاوت بین قوانین و اولویت ها
یک قانون این است که "ما بیش از 30 دلار در هفته برای صرف غذا در خارج از خانه خرج نمی کنیم." یک اولویت این است که "ما می خواهیم بچه ها را بدون بدهی دانشجویی به دانشگاه برسانیم." قوانین مانند محدودیت هستند. اولویت ها مانند جهت هستند. قوانین زمانی که کسی آنها را نقض می کند باعث ایجاد رنجش می شود. اولویتها باعث ایجاد گفتگو در مورد اینکه آیا یک هزینه معین از چیزی که واقعاً به آن اهمیت میدهیم پشتیبانی میکند یا خیر.
ما پس از گفتگوی طولانی دو اولویت را شناسایی کردیم: صندوق آموزش بچه ها و پرداخت زودهنگام خانه. با موارد روی کاغذ - که روی یخچال گذاشته شده اند، در صفحه گسترده قفل نشده اند - بیشتر تصمیمات مربوط به هزینه ها یک نقطه مرجع داشتند. یک قانون نیست. یک سوال: آیا این ما را به سمت چیزی که گفتیم به آن اهمیت میدهیم یا از آن دور میکند؟
اهدافی که از اولویت ها حمایت می کنند
پس از تعیین اولویت ها، نوشتن اهداف آسان تر شد. یک هدف مشخص و قابل اندازه گیری است: "هر ماه 400 دلار به صندوق کالج کمک کنید." الف برنامه ریز بودجه خانواده یا حتی یک نوت بوک اولیه برای ردیابی اینکه آیا اهداف در مسیر درست هستند یا خیر کار می کند. اولویت این است که چرا. هدف این است که چقدر و چه زمانی.
ما اهداف را در هر اولویت یک یا دو نگه داشتیم، که لیست را به اندازه کافی کوتاه نگه داشت تا در واقع به آن اشاره شود. لیستی از دوازده هدف نویز است. لیست سه تایی یک قطب نما است.
همه با هم پیشرفت را دنبال می کنند
بررسی ماهانه - 20 دقیقه، نه یک نشست مالی - به مکانیزمی برای همسو ماندن تبدیل شد. نه برای نظارت بر مخارج یکدیگر، بلکه برای اینکه با هم به اعداد و ارقام نگاه کنیم و متوجه شویم که آیا در مسیر درستی قرار داریم یا خیر. وقتی یک ماه عقب بودیم، میتوانستیم با هم بپرسیم چه اتفاقی افتاده است نه اینکه یک نفر دیگری را مقصر بداند.
A اپلیکیشن ردیابی بودجه با دسترسی مشترک به این معنی بود که هر دوی ما به جای اینکه به برداشت خودمان از ماهیت گذشته اعتماد کنیم، داده های یکسانی را می دیدیم. دادههای مشترک اکثر استدلالهایی را که اساساً در مورد داشتن نسخه متفاوتی از واقعیت بود، از بین برد.
ارزیابی مجدد در تغییرات بزرگ زندگی
اولویت هایی که وقتی بچه ها کوچک بودند منطقی بودند گاهی اوقات نیاز به بازبینی دارند. یک تغییر شغل، یک بچه برای رفتن به کالج، یک رویداد بهداشتی - اینها می توانند چیزهایی را که مهم هستند تغییر دهند. ما گفتگوی اولویت ها را سه بار در دوازده سال انجام داده ایم. هر بار، خود گفتگو مفید است، جدا از نتیجه. انتظارات را قبل از انجام هزینه ها به جای بعد از آن همسو می کند.
چیزی که من می گذرم
من از رویکرد یک نفر که بودجه خانوار را مدیریت می کند و نتایج را به فرد دیگر ارائه می کند، صرف نظر می کنم. آن مدل به جای دو شریک، یک حسابدار و یک موضوع ایجاد می کند. مالکیت مشترک اعداد، حتی اگر یک نفر بیشتر ردیابی روزانه را انجام دهد، احساس هر دو نفر را در مورد تصمیمات پولی تغییر می دهد. را ردیاب هزینه مشترک اهمیت ابزار کمتر از این است که هر دو نفر مایل باشند ماهی یک بار با هم به یک صفحه نگاه کنند.
اولویت ها اختلافات مربوط به هزینه ها را از بین نمی برند. اما آنها به شما یک چارچوب مشترک برای داشتن آن اختلافات سازنده به جای شخصی ارائه می دهند. این پیشرفت واقعی است – نه تضاد صفر، فقط درگیری که به جای شخصیت مربوط به اهداف است.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید امور مالی و سرمایه گذاری در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های سرمایه گذاری و پول در کالاهای دیجیتال →





