خودکنترلی و پول: شکست دادن میل به ولخرجی در لحظه
حس خاصی وجود دارد که از لحظه دریافت پول، بازپرداخت مالیات، پاداش، حتی فقط روز پرداخت، این احساس تقریباً فیزیکی برای خرج کردن آن استفاده می کردم. همین الان روی هر چیز براقی که نظرم را جلب کرد. به خودم میگفتم آن را به دست آوردهام، کارت را بکشم و برای حدود یک روز احساس خوبی دارم. سپس پول از بین رفت و آن چیز فقط یک شی دیگر در خانه من بود. این خارش یک نام دارد، این یک شکست در خودکنترلی است، و شکست دادن آن مستقیم ترین اهرمی است که در امور مالی خود پیدا کرده ام.
من می خواهم در اینجا یک خط بکشم، زیرا این با نظم و انضباط اشتباه می شود، و آنها یکسان نیستند. نظم و انضباط بازی طولانی، سیستم ها و عادت هایی است که در طول سال ها ایجاد می کنید. خودکنترلی چیزی است که در یک لحظه، در راهرو، با کارت در دست اتفاق می افتد. این قطعه در مورد آن لحظه، نبرد حاد کوچک است، زیرا اگر آن را از دست بدهید، هیچ مقدار از برنامه ریزی بلندمدت باقی نمی ماند.
خارش واقعی است و هزینه آن هم همینطور
اشتباه این است که چیزها را نخواهی. اشتباه، بازتابی است که میخواهد فوراً، قبل از اینکه اصلاً به آن فکر کنید، ارضا شود. مردم کمی پول میآورند و عجله میکنند تا آن را صرف اولین چیزی کنند که چشمشان به آن میافتد. احساس پاداش است. این در واقع مطمئن ترین راه برای شکسته ماندن است.
چیزی که آن را خطرناک می کند این است که به طور کامل آینده را نادیده می گیرد. در لحظه ولخرجی، آینده وجود ندارد، فقط خواست و وسیله ای برای ارضای آن وجود دارد. خودکنترلی چیزی نیست جز نگه داشتن آینده در ذهن خود در حالی که زمان حال فریاد می زند. چیز جدید براق محو می شود و زنگ می زند. پول، اگر آن را نگه می داشتید، همچنان وجود داشت. من یک یادداشت یک خطی در خود نگه می دارم دفترچه برنامه ریزی بودجه دقیقاً همین را به من یادآوری می کند و وقتی خارش می آید آن را خواندم.
هرگز با انگیزه خالص خرید نکنید
اولین و سخت ترین قانون من: هیچ چیز در گرما خواستن آن خریداری نمی شود. وقتی کشش را احساس میکنم، خودم را مجبور میکنم یک سوال بپرسم، آیا واقعاً به این نیاز دارم یا میتوان منتظر ماند تا واقعاً این کار را انجام دهم؟ بیشتر اوقات، «میتواند صبر کند» پاسخ صادقانهای است و «بعداً» بیصدا به «هرگز» تبدیل میشود و من آن را از دست نمیدهم.
نسخه عملی این یک دوره انتظار است. برای هر چیزی فراتر از مبلغ ناچیز، فروشگاه را ترک میکنم یا برگه را میبندم و یک روز به آن فرصت میدهم. اگر باز هم فردا آن را بخواهم و مطابق برنامه باشد، خوب است. انتظار تنبیه نیست، فقط فاصله کافی است تا میل کنترلش را از دست بدهد. یک کوچک سیستم بودجه بندی پاکت نقدی در اینجا نیز کمک می کند، هنگامی که پول به صورت فیزیکی تخصیص داده می شود، حمله به آن برای یک انگیزه مانند دزدی واقعی است.
آنچه را که نیاز دارید از آنچه می خواهید جدا کنید
تقریباً هر خرید ناگهانی با پوشیدن لباس یک نیاز یک خواسته است. فروشگاه در این کار بسیار خوب است، همه چیز به عنوان چیزی است که شما نمی توانید بدون آن زندگی کنید. آهسته کردن سرعت به اندازه کافی برای پرسیدن "این یک نیاز است یا یک خواسته؟" بیشتر اوقات طلسم را می شکند.
من ضد خواسته نیستم خواسته ها در جای خود خوب هستند، برنامه ریزی شده اند، از پولی که دقیقاً برای آن کنار گذاشته شده پرداخت می شود. چیزی که یاد گرفتم از آن اجتناب کنم، خرج سنگین برای چیزی است که پشیمان خواهم شد، چیزی که زیر نور فروشگاه ضروری به نظر می رسید و در خانه بی معنی به نظر می رسید. وقتی به خواسته ای اجازه می دهم، می خواهم یک انتخاب باشد، نه یک انعکاس. نگه داشتن یک لیست مکتوب از آنچه در واقع به آن نیاز دارم پد لیست خرید مغناطیسی به رفلکس چیزی برای برخورد می دهد.
یک الگو پیدا کنید و از آنها کپی کنید
چیزی که بیشتر به من کمک کرد از نظر سادگی تقریباً شرم آور بود: کسی را پیدا کردم که با پول خوب بود و شروع به کپی کردن آنها کردم. تماشای دوستی که بسیار پایینتر از توانش زندگی میکند، وقتی چیزی در معرض فروش قرار میگیرد تکان نمیخورد، و میتواند از یک معامله عبور کند، باعث شد تا خودکنترلی به جای محرومیت احساس شود.
دیدن شخص دیگری که واقعاً در آن زندگی می کند چیزی است که هیچ توصیه ای نمی تواند انجام دهد. این ثابت می کند که این رفتار طبیعی و قابل بقا، حتی راحت است. من سؤالاتی پرسیدم، متوجه عادات آنها شدم و بی سر و صدا آنهایی را که مناسب بود اتخاذ کردم. اشتراک گذاری شده سازمان دهنده امور مالی شخصی یا حتی فقط مقایسه نت ها یک فضیلت انتزاعی را به الگویی واقعی تبدیل کرد که می توانستم از آن تقلید کنم.
لحظه مکث را در روز خود بسازید
خودکنترلی مقدار ثابتی از اراده نیست که شما دارید یا ندارید. این یک عضله است و نحوه تمرین آن با وارد کردن اصطکاک بین میل و عمل است. مکث قبل از خرید، سوال در مورد نیاز در مقابل خواستن، الگوی نقش در پس ذهن شما، همه اینها تنها راه هایی هستند برای قرار دادن ضربان بین احساس و انجام دادن.
موفقیت مالی با تلاش آگاهانه برای کنترل مخارج خود شروع می شود. نه یک طرح بزرگ، نه یک پول بادآورده، فقط یک اقدام کوچک مکرر برای نخریدن چیزی که در آن لحظه می خواهید. اینها را در زندگی روزمره خود امتحان کنید و بگذارید روی شما رشد کنند. مال من شروع به لرزیدن کرد و خودکار شد، و پولی که قبلاً ناپدید می شد اکنون باقی می ماند. من هر برد و لغزشی را دنبال می کنم دفتر ردیاب هزینه، زیرا دیدن الگو چیزی است که من را صادق نگه می دارد، و الف کیف پول مینیمالیستی باریک که پول کمتری در خود نگه میدارد، نبرد لحظهای را آسانتر میکند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید سیستم بودجه بندی پاکت نقدی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های سرمایه گذاری و پول در کالاهای دیجیتال →






