پرداخت بدهی را مانند یک سیستم تکرار شونده، نه یک حالت رفتار کنید
برای مدت طولانی با رهایی از بدهی مانند یک تصمیم سال نو رفتار می کردم: یک انفجار انگیزه، چند پرداخت کلان، سپس یک سر خوردن آرام به همان سوراخ. چیزی که در نهایت جواب داد برعکس انگیزه بود. یک سیستم بود.
وقتی مردم پرداخت بدهی را "علم" می نامند، مانند بازاریابی به نظر می رسد. اما یک ایده واقعی در زیر آن وجود دارد. علم فقط یک روش سازمان یافته برای آزمایش چیزی، اندازه گیری نتیجه و تنظیم است. شما حدس نمی زنید. دادهها را جمعآوری میکنید، هر ماه همین رویه را اجرا میکنید و بررسی میکنید که آیا عدد جابجا شده است یا خیر. این کادربندی نحوه نزدیک شدن من به تعادل خودم را تغییر داد و میخواهم دقیقاً کاری را که انجام دادم انجام دهم. این توصیه مالی نیست، فقط چیزی است که برای یک فرد سرسخت و سابقاً بی نظم کار می کند.
قبل از اینکه چیزی را لمس کنید اندازه بگیرید
ماه اول یک سنت اضافی به هیچ چیز پرداخت نکردم. من فقط دو عدد را یادداشت کردم: آنچه وارد شد و آنچه خارج شد. اعداد واقعی، نه آنهایی که به خودم گفتم. هر قهوه، هر اشتراک، هر خرید «فقط پنج دلار است» را ثبت کردم. در پایان ماه، صفحهگستردهای داشتم که نگاه کردن به آن واقعاً ناراحت کننده بود، و این ناراحتی نکته اصلی بود. شما نمی توانید نشتی را که نمی توانید ببینید برطرف کنید. یک ساده دفتر ردیابی هزینه نشستن روی پیشخوان بیشتر از هر اپلیکیشنی برای من مفید بود، زیرا نوشتن آن با دست باعث شد هر کدام را احساس کنم.
شکاف بین درآمد و هزینه مواد خام شماست. همه چیز دیگر در مورد افزایش عمدی این شکاف است.
چیزی که در آن ماه اول بیش از همه مرا شگفت زده کرد، هیچ هزینه بزرگی نبود. دهها مورد کوچک و خودکار بودند که دیگر متوجه آن نبودم: سرویسهای استریم که هرگز تماشا نمیکردم، فروشگاههای راحت، گردآوریهایی که در ذهنم انجام دادم که هرگز با واقعیت مطابقت نداشتند. اندازه گیری صداقت اجباری، و صداقت به اندازه کافی ناراحت کننده بود که باعث شود من تغییر کنم. من توصیه میکنم قبل از قضاوت خود، یک ماه کامل ثبت نام کنید، زیرا یک هفته هزینههای نامنظم را پنهان میکند، هزینههایی که هر سه ماه یا سالانه نشان داده میشوند و هر برنامهای را که شاهد آمدن آنها نبودند، سوراخ میکنند.
بودجه ای بسازید که واقعاً از آن اطاعت خواهید کرد
بودجه های اولیه من شکست خورد زیرا فانتزی بودند. ماهانه چهل دلار برای خواربارفروشی اختصاص میدادم، مثل اینکه راهب بودم، سپس در عرض یک هفته از کنارش میرفتم و با شرم تمام کار را رها میکردم. بودجه ای که در هفته اول شکسته اید بودجه نیست، ماشین احساس گناه است. بنابراین من مورد بعدی را بر اساس آنچه که واقعاً خرج کرده بودم ساختم، سپس در مراحل کوچک و قابل بقا کوتاه شدم. A استفاده شده کتاب بودجه شخصی به من کمک کرد تا بفهمم چرا سفارش "اول به خودت پرداخت کن" بیش از درصدهای دقیق اهمیت دارد.
قانونی که من حفظ کردم: بودجه باید آنقدر کسل کننده باشد که بتوان در یک روز بد از آن پیروی کرد، نه فقط یک روز با انگیزه.
من همچنین از بودجه بندی در اعداد دور بزرگ ماهانه دست کشیدم و به قسمت های هفتگی تغییر کردم، زیرا یک ماه برای احساس اشتباه بسیار طولانی است. تا روز جمعه می دانستم که آیا در مسیر درستی هستم یا نه، و اگر بیش از حد خرج می کردم، می توانستم به جای کشف فاجعه چهار هفته بعد، آخر هفته را اصلاح کنم. هدایت حلقههای بازخورد کوچک آسانتر از حلقههای بزرگ است، و این در مورد پول نیز صدق میکند، همانطور که در مورد هر چیز دیگری که میخواهید در مسیر خود ادامه دهید صادق است.
هزينه هايي را كه جوابگو نيست را كاهش دهيد
برخی از مخارج تحمل بار است و برخی صرفا عادت. من اول دنبال عادت ها رفتم چون بحث نمی کنند. من به جای اینکه شام بیرون بخورم، در خانه آشپزی میکردم، و وقتی آنها را حساب کردم، پس انداز خجالتآور بود. وعده های غذایی در خانه برای من ارزان تر و صادقانه تر بود. من در اوایل تعطیلات و خرید هدیه انجام دادم، زمانی که قیمت ها به جای افزایش تقاضا، آرام بودند. یک پایه آرام پز هزینه خود را در یک ماه از بیرون بردن غذا پرداخت کرد. هیچ کدام از اینها پر زرق و برق نیست. به همین دلیل کار می کند.
کارت های اعتباری را روی یک افسار قرار دهید
دامی که مدام در آن گرفتار میشدم این است: کارتی را پرداخت میکردم، احساس آرامش میکردم، سپس بیصدا آن را دوباره اجرا میکردم، زیرا اعتبار موجود فقط همانجا بود. شرکت های کارت آن را به این شکل طراحی می کنند. آنها مراقب مخارج شما هستند و درست زمانی که شما احساس راحتی می کنید حد شما را بالا می برند. بنابراین من یک قانون سخت وضع کردم: کارت ها برای مواقع اضطراری واقعی هستند، توقف کامل. مخارج روزانه را به پول نقد و الف کیف پول پاکت پول بنابراین پول دوباره محدود شد، زیرا ضربه زدن به پلاستیک هرگز انجام نمی شود.
این ترفند نقدی به دلیلی کارساز بود: پول فیزیکی تمام میشود، و تماشای تمام شدن آن شما را متوقف میکند. یک کارت آن محدودیت را پنهان می کند تا زمانی که بیانیه برسد و در آن مرحله آسیب وارد می شود. من برای همیشه با کارتها مخالف نیستم، و وقتی موجودیام تمام شد، دوباره به استفاده از یکی برای پاداشها برگشتم. اما در حین بازده، اصطکاک پول نقد دقیقاً نظمی بود که من به آن نیاز داشتم. هدف هیچ وقت تنبیه خودم نبود. این بود که انتخاب آسان و انتخاب درست همان انتخاب باشد، بنابراین من هر بار در تسویه حساب به قدرت اراده تکیه نمی کردم.
حلقه را اجرا کنید و بگذارید ترکیب شود
سیستم دراماتیک نیست اندازه گیری، بودجه، کوتاه کردن، محدود کردن، تکرار. هر ماه من کل موجودی را در مقایسه با ماه گذشته بررسی می کردم. چند ماه به سختی جابجا شد. اما این رویه خود نظم بود، و در طول یک سال حسابها بهگونهای کوچک شد که هیچیک از پرداختهای قهرمانانه هیچوقت موفق نشدند. ارزان تقویم دیواری پرداخت بدهی جایی که من از هر نقطه عطفی عبور می کردم، من را صادقانه نگه می داشت، زیرا دیدن این رگه باعث شد من تمایلی به شکستن آن نداشته باشم.
این کل راز است، و اینکه چقدر واضح است تقریبا ناامیدکننده است. بدهی ترک نشد چون الهام گرفتم. آن را ترک کرد زیرا من همان فرآیند غیرقابل توجه را به اندازه کافی طولانی انجام دادم تا ریاضی کار خود را انجام دهد. اگر به تعادل هایی خیره شده اید که غیرممکن به نظر می رسد، منتظر نباشید تا احساس آمادگی کنید. حلقه را بسازید و از این ماه شروع به اجرای آن کنید.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید تقویم دیواری پرداخت بدهی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های سرمایه گذاری و پول در کالاهای دیجیتال →