چهار راه برای من در نهایت انگیزه کاهش وزن
سال ها منتظر بودم تا قبل از شروع به کاهش وزن "احساس انگیزه کنم". من در نهایت متوجه شدم که این معکوس است - انگیزه به دنبال عمل است، نه برعکس. اما انجام اولین اقدام مستلزم ساختن عمدی یک داربست روانی بود. در اینجا چهار رویکردی وجود دارد که در واقع برای من کارساز بوده است، بدون لحن تشویق کننده که اکثر مقالات استفاده می کنند.
نوشتن سهام واقعی
تمرینی که اینرسی من را شکست، ساده ترین تمرین بود. یک تکه کاغذ برداشتم و دو ستون نوشتم: اگر این تغییر را انجام دهم پنج سال دیگر زندگی من چگونه خواهد بود و اگر این کار را نکنم چگونه می شود. نه تخیلات آرمانی - مشاهدات واقعی و خاص. در پنج سال دیگر، اگر تغییر نکنم، احتمالاً داروهای فشار خون مصرف میکنم و نمیتوانم با بچههایم ورزش کنم، بدون اینکه دچار مشکل شوم.» این نوع حسابداری صادقانه من کاغذ را نگه داشتم. خواندن آن در روزهای کم انگیزه مفیدتر از هر صحبتی بود. الف مجله تناسب اندام به محلی تبدیل شد که این یادداشت ها را همراه با چک-این های هفتگی خود نگه می داشتم.
نکته کلیدی تمرین این است که هر دو طرف بهطور سرسامآور واقعبینانه عمل کنند. اگر به ستون "اگر نه" خوش بین باشید، کل ماجرا به جای انگیزه واقعی تبدیل به یک آزمایش فکری راحت می شود.
حذف نقاط تصمیم گیری
دومین چیزی که کمک کرد حذف لحظه انتخاب بود. اگر قرار بود هر روز تصمیم بگیرم که ورزش کنم یا نه، در 60 درصد مواقع این تصمیم را از دست میدادم. من تمرینات خاصی را در زمان های خاص برنامه ریزی کردم - 30 دقیقه در یک دوچرخه ثابت در حین تماشای نمایشی که دوست داشتم - و آنها را به عنوان قرارهای غیرقابل مذاکره به جای فعالیت های اختیاری در نظر گرفتم. تصمیم قبلا گرفته شده بود، بنابراین در ساعت 5 بعدازظهر که خسته بودم چیزی برای مذاکره وجود نداشت.
همین اصل در مورد غذا نیز اعمال می شود. اگر یخچال با گزینههای سالم آسان و غذاهای ناسالم در خانه نبود، مجبور نبودم از قدرت اراده در ساعت 9 شب استفاده کنم. را ظروف آماده سازی غذا من در عصرهای یکشنبه استفاده کردم به این معنی که ناهارهای روز هفته من قبلاً مرتب شده بودند، و تصمیم دیگری را که میتوانست به کناری برود حذف میشود.
ایجاد جوایز واقعی
من نسبت به توصیههای «پاداش» که در بیشتر مقالات کاهش وزن نشان داده میشود، تردید دارم، زیرا اغلب به استفاده از غذا به عنوان یک درمان اختصاص دارد که مشکلات خاص خود را ایجاد میکند. پاداش هایی که برای من مفید بود، غیر خوراکی بود: خرید لباسی که قبلاً نمی پوشیدم، رزرو فعالیتی که مستلزم داشتن توانایی بدنی بیشتر بود، یا صرفاً ایجاد یک برنامه اجتماعی که پیشرفت من را تقویت می کرد. نشانههای نقطه عطف کوچک - نه جشنهای عظیم با هدف تکمیل شده، بلکه تصدیق واقعی پیشرفت متوسط - باعث میشود قوس طولانیتر احساس بیجهت نکند.
اضافه کردن پوسته به بازی
پاسخگویی اجتماعی ناخوشایندترین و همچنین یکی از مؤثرترین رویکردها بود. به دو دوست گفتم میخواهم چه کار کنم و جدول زمانی من چیست. نه به خاطر تشویق آنها، بلکه به این دلیل که هزینه واقعی برای ترک سیگار ایجاد می کرد - باید توضیح دهم که چرا ترک کردم. شرط گذاشتن چیزی ساده در برابر یک نتیجه شکست - حتی فقط شرط بندی با خودم که در یک برنامه ردیابی هدف - هزینه روانی تسلیم شدن به اندازه کافی برای اهمیت را افزایش داد.
چیزی که من از آن می گذرم
محتوای انگیزشی - ویدیوهای یوتیوب، حسابهای اینستاگرام، قسمتهای پادکست درباره تحول - سازنده به نظر میرسید اما اینطور نبود. میتوانستم یک ساعت را صرف جذب انگیزه کنم و سپس بدون انجام کاری دور شوم. در برخی موارد مصرف محتوا باید متوقف شود و برنامه شروع شود. من همچنین زمان را برای انتخاب طرح "عالی" قبل از شروع تلف کردم. یک برنامه مناسب که امروز شروع شده است، هر بار بر یک برنامه عالی که از سه هفته بعد شروع شده است، می زند.
نتیجه صادقانه: انگیزه در پایین دست پیروزی های کوچک است، نه برعکس. محیط را بسازید، حرکت را شروع کنید و انگیزه به دنبال دارد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید تناسب اندام در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید برنامه ها و برنامه های تناسب اندام در کالاهای دیجیتال →




