اضافه وزن در مقابل چاقی: اعداد در واقع برای سلامتی شما چه معنایی دارند
اولین باری که دکترم به BMI من اشاره کرد، به خانه رفتم و آن را بررسی کردم. چیزی که من پیدا کردم پیچیدهتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم - از جمله اینکه همسایه من که به باشگاه میرود با توده عضلانی قابل مشاهده از نظر فنی به عنوان "اضافه وزن" با همان نمودار واجد شرایط است. BMI مفید است اما دارای محدودیت های واقعی است که ارزش درک دارد.
اضافه وزن و چاقی یکسان نیستند
اضافه وزن به اضافه وزن بدن از هر منبعی – ماهیچه، استخوان، چربی، آب – اشاره دارد. چاقی به طور خاص به چربی بیش از حد انباشته شده اشاره دارد. این تمایز اهمیت دارد زیرا بدن سازان می توانند اضافه وزن یا حتی چاقی را در نمودار وزن اندازه گیری کنند در حالی که درصد چربی بدن بسیار پایینی دارند. برای اکثر غیرورزشکاران، اضافه وزن و چربی اضافی به اندازه کافی با هم مرتبط هستند که این تمایز وضعیت عملی را تغییر نمی دهد، اما ارزش آن را دارد که بدانید تعاریف یکسان نیستند.
آستانه های رایج ذکر شده برای زنان بالای 25 درصد چربی بدن است که اضافه وزن در نظر گرفته می شود و بالای 30 درصد چاق در نظر گرفته می شود. برای مردان آستانه تقریباً 30 درصد چربی بدن برای طبقه بندی چاق است. اینها خودسرانه نیستند - آنها با سطوح خطر برای شرایط مرتبط با چربی اضافی مطابقت دارند. بیشترین خطرات مورد مطالعه شامل بیماری های قلبی عروقی، فشار خون بالا، دیابت نوع 2، بیماری کیسه صفرا، سرطان های خاص، مشکلات تنفسی از جمله آپنه خواب، و زوال مفاصل است.
چگونه چربی بدن در واقع اندازه گیری می شود
دقیق ترین روش اندازه گیری چربی بدن - توزین هیدرواستاتیک (زیر آب) - به تجهیزات تخصصی نیاز دارد و در خارج از محیط های تحقیقاتی به طور گسترده در دسترس نیست. معمولاً از دو جایگزین عملی استفاده میشود: اندازهگیری ضخامت چینخوردگی پوست با کولیس، که بر اساس مهارت فردی که اندازهگیری میکند متفاوت است، و تجزیه و تحلیل امپدانس بیوالکتریک (BIA).
ترازوهای BIA با ارسال یک جریان الکتریکی کوچک در بدن کار می کنند - چربی و ماهیچه ها جریان الکتریکی متفاوتی را هدایت می کنند و امکان تخمین ترکیب بدن را فراهم می کند. دقت برای اکثر افراد معقول است، اگرچه برای کسانی که چربی بدن بسیار بالایی دارند کمتر قابل اعتماد است. یک [[مقیاس ترکیب بدن]] خوب دادههای BIA را در خانه به شما میدهد، که برای ردیابی روندها بسیار مفیدتر از مقیاس استانداردی است که فقط وزن را نشان میدهد. روند طی هفته ها بیش از هر اندازه گیری منفرد اهمیت دارد.
اعداد در سطح جمعیت
تقریباً از هر سه بزرگسال آمریکایی یک نفر از نظر شاخص توده بدنی در رده اضافه وزن یا چاق قرار می گیرد و این تعداد از دهه 1980 به طور پیوسته افزایش یافته است. هزینه های اقتصادی قابل توجه است - ده ها میلیارد سالانه درمان مستقیم پزشکی برای شرایطی از جمله بیماری قلبی، دیابت و عوارض آنها. این آمارها اغلب برای تعریف چاقی به عنوان یک بحران ذکر میشوند که با هر معیار معقولی است. نکته مفیدتر شخصی این است که این روندها عمدتاً توسط محیط غذا و الگوهای فعالیت هدایت می شوند که هر دو قابل تغییر هستند.
ریاضیات کالری بخشنده نیست: 3500 کالری تقریباً معادل یک پوند چربی است، چه به دست آمده یا چه از دست رفته. مصرف 3500 کالری بیشتر از آنچه می سوزانید در هر دوره زمانی یک پوند اضافه می کند. سوزاندن 3500 بیشتر از آنچه مصرف می کنید، یکی را حذف می کند. به همین دلیل است که تغییرات مداوم کوچک بیش از مداخلات چشمگیر مهم است - و چرا حتی اضافه کردن ورزش های معمولی و تعویض رژیم غذایی باعث ایجاد تغییرات قابل اندازه گیری در طول ماه ها به جای روزها می شود.
چیزی که من می گذرم
من از در نظر گرفتن BMI به عنوان معیار قطعی برای سلامت چشم پوشی می کنم. این ابزاری در سطح جمعیت است که تناسب اندام، توده عضلانی، توزیع چربی یا نشانگرهای متابولیک را ثبت نمی کند. یک فرد می تواند BMI طبیعی و سلامت متابولیک ضعیفی داشته باشد. دیگری می تواند از نظر فنی دارای اضافه وزن با عملکرد عالی قلبی عروقی باشد. از BMI به عنوان یک نقطه داده در کنار نتایج [[آزمایش کلسترول]]، فشار خون و گلوکز ناشتا به جای کل تصویر استفاده کنید.
نکته پایانی صادقانه: برچسبهای طبقهبندی (اضافه وزن، چاق) نسبت به نشانگرهای سلامت خاص - لیپیدها، فشار خون، قند خون - که با خطر واقعی بیماری مرتبط هستند، اهمیت کمتری دارند. به جای بهینه سازی یک عدد در نمودار قد-وزن، روی آن شاخص های قابل اندازه گیری و رفتارهایی که بر آنها تأثیر می گذارد تمرکز کنید. (توصیه پزشکی نیست.)
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید سلامتی و تندرستی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید برنامه های سلامت و تندرستی در کالاهای دیجیتال →






