غذای فوق فرآوری شده و عاداتی که مرا گیر کرده است
من قبلاً فکر می کردم رژیم غذایی من اساساً خوب است. من هر روز فست فود نمی خوردم، با هر وعده غذایی نوشابه نمی خوردم. اما زمانی که در واقع شروع به ثبت آنچه میخوردم کردم، تصویر به سرعت ناراحتکننده شد. مشکل یک غذای منفرد نبود - وزن انباشته چیزهایی بود که خنثی به نظر میرسیدند اما نبودند: ماست طعمدار، کراکر جعبهای، سوپهای کنسرو شده با برچسب «طبیعی»، میلههای پروتئینی از پیش بستهبندی شده. لیست مواد تشکیل دهنده متراکم بود. برچسب های تغذیه از نظر فنی قانونی بودند. و من بدون فکر زیاد تمام آن را می خوردم.
چرا «طبیعی» روی یک برچسب تقریباً به معنای هیچ چیز نیست
گذراندن یک بعد از ظهر در واقع به خواندن برچسبهای مواد به نحوی که من انتظارش را نداشتم روشنتر بود. یک نوشیدنی با طعم میوه که سالها میخریدم، دوازده ماده داشت که شاید دو تای آن مربوط به میوهای بود که ادعا میکرد. کلمه "طبیعی" در جلو هیچ نیروی نظارتی در پشت خود نداشت - تولید کنندگان می توانند آن را آزادانه به کار ببرند. وقتی متوجه شدم بسته بندی متفاوت به نظر می رسد. رنگهای شاد و زبان همسایهی سلامتی کار را انجام میدهند و آن کار به من اطلاع نمیدهد.
من نمی گویم هر غذای بسته بندی شده بد است. اما بین آنچه که بازاریابی بر آن دلالت دارد و آنچه که غذا در واقع ارائه می دهد، فاصله وجود دارد. این فاصله به ویژه در طول سالها غذا خوردن اهمیت دارد، نه فقط در یک وعده غذایی. شربت ذرت با فروکتوز بالا، بنزوات سدیم، روغن های نیمه هیدروژنه - آنها در محصولاتی ظاهر می شوند که خود را به عنوان گزینه های سالم معرفی می کنند. را رسیور برچسب تغذیه راهنماهایی که در نهایت مفید یافتم، آنهایی بودند که اخلاقی نبودند، بلکه فقط به آنچه که هر افزودنی انجام میدهد و اینکه چرا در جایی که انجام میدهد ظاهر میشود، پرداختند.
جزء احساسی که هیچ کس صادقانه در مورد آن صحبت نمی کند
دلیلی وجود دارد که افراد تحت استرس به سراغ غذاهای خاصی می روند و این ضعف نیست. مواد غذایی فوق فرآوری شده طوری طراحی شده اند که سیگنال های پاداش را به گونه ای ارسال کنند که معمولاً غذاهای معمولی این کار را نمی کنند. ترکیب چربی، نمک و شکر با نسبت های دقیق پاسخی را ایجاد می کند که به سختی می توان از طریق اراده به تنهایی غلبه کرد. این را به سختی فهمیدم: اینکه به خودم اعلام کنم که از خوردن چیپس دست می کشم، کارساز نبود. خرید میان وعده های سالم جایگزین کردن آنها در واقع کمک کرد - داشتن چیزی برای دستیابی به خارش مشابه بدون مارپیچ.
من همچنین باید این واقعیت را در نظر می گرفتم که برخی عادات غذایی با خلق و خوی و روال زندگی مرتبط است نه گرسنگی. میان وعده آخر شب زمانی اتفاق افتاد که خسته یا معطل بودم، نه زمانی که به کالری نیاز داشتم. شناسایی محرک واقعی، رسیدگی به آن را آسانتر از تلاش برای عضلهسازی هر بار که این هوس ظاهر میشود، کرد.
چیزی که در واقع غذا خوردن من را در طول زمان تغییر داد
تعویض های تدریجی بهتر از تعمیرات اساسی عمل کرد. تعویض آب میوه تجاری با آب با مرکبات واقعی در آن حدود دو هفته طول کشید تا احساس طبیعی داشته باشید. تغییر از فروشگاه خریداری شده ماست طعم دار به ماست ساده با توت تازه یک هفته طول کشید. نسخه با میوه واقعی به هر حال وقتی تنظیم کردم طعم بهتری داشت. درست کردن تنقلات در خانه - کراکر سبوس داریک مشت آجیل، سبزیجات خرد شده با هوموس - وابستگی به نسخه های بسته بندی شده را از بین برد.
پختن وعده های غذایی ساده از مواد کامل واقعاً آنقدر که من فکر می کردم وقت گیر نیست. بیشتر مقاومت ها روانی بود: این حس که آشپزی به تخصص یا تنظیمات زیادی نیاز دارد. در حقیقت، یک وعده غذایی که از ابتدا با پنج ماده تشکیل شده است، تقریباً همان زمان انتظار برای سفارش تحویل است. تفاوت در عادت است. چند هفته اول احساس سختی داشت. در ماه دوم این همان کاری بود که من انجام دادم.
من هم بریدم کولا و نوشیدنی های شیرین به طور کامل، که تأثیر قابل اندازهگیری بر احساس من تا اواسط بعد از ظهر داشت. جایگزین کردن آنها با آب گازدار، دمنوش های گیاهی و لیموناد خانگی با عسل به جای شکر تصفیه شده باعث شد بدون اینکه احساس کنم دارم خودم را تنبیه می کنم، این تنظیم را انجام دادم.
چیزی که من از آن می گذرم
من از رویکرد سم زدایی چشمگیر صرف نظر می کنم - روش "از بین بردن هر چیز بد در هفته اول" که بیشتر محتوای تغذیه ای نمایشی ترویج می کند. به دلیل اینکه محدودیت بیش از حد ناگهانی است، تمایل به خوردن مجدد دارد. برنامههایی که من به آنها نگاه کردم و با برنامههای غذایی و جایگزینی تدریجی همراه بود، عملیتر از برنامههایی بودند که با قطع کردن کل گروههای غذایی در یک شب ساخته شده بودند.
نتیجه صادقانه: بیشتر مشکلات رژیم غذایی به غذاهایی برمیگردد که بهجای تغذیه، برای به حداکثر رساندن خوشطعم فرآوری شدهاند. این یک نقص اخلاقی برای افرادی نیست که آن را می خورند - این یک دستاورد مهندسی توسط تولید کنندگانی است که دقیقاً می دانند چه کاری انجام می دهند. درک آن باعث شد که بتوانم بدون شرمندگی از بد غذا خوردن در وهله اول، تغییراتی ایجاد کنم. آگاهی، سپس جایگزینی، سپس عادت - به این ترتیب، در واقع کار کرد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید سلامتی و تندرستی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید برنامه های سلامت و تندرستی در کالاهای دیجیتال →






