وبلاگ نویسی شرکتی: برندها چه چیزی درست و چه اشتباهی می گیرند
من با دو شرکت کار کردهام که وبلاگها را به عنوان یک استراتژی بازاریابی نگهداری میکردند. یکی از آنها محتوای صادقانه و از نظر فنی مفیدی را منتشر کرد که خوانندگان آن را نشانه گذاری کردند و به اشتراک گذاشتند. دیگر بیانیه های مطبوعاتی منتشر شده با پاراگراف شکسته شده و آن را وبلاگ نامیدند. خوانندگان می توانند فوراً تفاوت را تشخیص دهند، و همینطور اعداد ترافیک.
چرا وبلاگ های شرکت در وهله اول وجود دارند؟
هدف یک وبلاگ شرکتی ایجاد اعتبار در بین مخاطبانی است که یک شرکت میخواهد به آن برسد، بدون انرژی آشکار "ما به شما چیزی میفروشیم" تبلیغات مستقیم. وقتی کار میکند، خوانندگان با محتوایی درگیر میشوند که واقعاً برای آنها مفید است و ارتباط مثبتی با برندی که آن را منتشر کرده است ایجاد میکنند. وقتی شکست میخورد، خوانندگان با محتوایی مواجه میشوند که به وضوح برای رتبهبندی کلمات کلیدی نوشته شدهاند، در حالی که چیزی نمیگویند که صادقانهتر در هیچ جای دیگری پیدا نکرده باشند.
شک و تردیدی که برخی از وبلاگ نویسان در مورد وبلاگ های شرکتی دارند بیشتر به دست آمده است. موج اولیه وبلاگهای شرکتی واقعاً بد بود - سطحی، تبلیغاتی، نوشته شده توسط بخشهای بازاریابی که وانمود میکردند صداهای سرمقاله هستند. اما خود قالب ذاتاً به خطر نیفتاده است. یک شرکت با تخصص واقعی در چیزی می تواند آن تخصص را صادقانه به اشتراک بگذارد و وبلاگ به جای اعتبار ساختگی، واقعاً مفید می شود.
کاری که خوب ها متفاوت انجام می دهند
وبلاگ های شرکتی که من در واقع می خوانم به طور مداوم چند کار خاص را انجام می دهند. آنها به سؤالات واقعی مخاطب پاسخ می دهند، از جمله سؤالاتی که مستقیماً به محصول شرکت منتهی نمی شوند. محدودیت ها را می پذیرند. وقتی اطلاعات تغییر می کند، پست های قدیمی را به روز می کنند یا تصحیح می کنند. آنها برای کسی می نویسند که از قبل اصول را می داند به جای انجام تخصص برای کسی که نمی داند.
A نرم افزار مدیریت محتوا پلتفرمی که امکان ویرایش و بازبینی آسان را فراهم میکند ارزش اولویت دادن به پلتفرم با زنگها و سوتهای بیشتر سئو را دارد – بزرگترین سیگنال اعتمادسازی که یک وبلاگ شرکتی میتواند ارسال کند، اطلاعات دقیق و بهروز است و این نیاز به توانایی بهروزرسانی آسان دارد.
سوال اخلاقی که به طور کامل حل نشده است
بحث در مورد اینکه آیا وبلاگ نویسی شرکتی یک فرم محتوای مشروع است یا ذاتاً نوعی بازاریابی فریبنده است، به وضوح حل نشده است. به نظر من این موضع میانی - که وقتی واقعاً مفید و صادقانه باشد، مشروع است، و زمانی که تبلیغاتی کاملاً آراسته باشد، مشروع نیست - به نظر من درست است، اما این امر مستلزم آن است که برندها خود را در حد استانداردی نگه دارند که بسیاری آن را رعایت نمی کنند.
شرکت هایی که وبلاگ نویسان حرفه ای را استخدام می کنند و به آنها استقلال ویرایشی واقعی می دهند، تمایل دارند محتوای بهتری تولید کنند. کسانی که وبلاگ را به عنوان یک کانال توزیع برای کپی بازاریابی می دانند که توسط افرادی نوشته شده است که چیزی در مورد مخاطبان واقعی نمی دانند، تمایل به تولید نوع فراموش شدنی دارند. الف ابزار تقویم تحریریه و یک خلاصه واقعی در مورد آنچه خوانندگان می خواهند بدانند - به جای آنچه شرکت می خواهد بگوید - تفاوت عملی بین این دو نتیجه است.
چیزی که من از آن می گذرم
من از هر استراتژی وبلاگ شرکتی که نویسنده را ملزم می کند از پذیرش محدودیت محصولی که خواننده به هر حال کشف می کند اجتناب کند، صرف نظر می کنم. هیچ چیز سریعتر از این که بفهمیم «بررسی صادقانه» یک وبلاگ شرکتی با فهرستی از چیزهایی که مجاز به بیان آن نبود نوشته شده است، رابطه خواننده را پایان نمیدهد. من همچنین از اختصاص محتوای وبلاگ به هر کسی که پهنای باند دارد به جای کسی که موضوع را میفهمد صرفنظر میکنم – به این ترتیب پستهایی از نظر فنی مطمئن و کاملاً خالی دریافت میکنید.
نتیجه صادقانه: وبلاگ نویسی شرکتی زمانی کار می کند که شرکت چیزی واقعاً مفید برای به اشتراک گذاشتن داشته باشد و نظم و انضباط برای به اشتراک گذاشتن صادقانه آن داشته باشد، حتی زمانی که صداقت کاملاً چاپلوس کننده نیست. زمانی که هدف این باشد که مانند یک منبع ظاهر شود در حالی که در واقع به عنوان تبلیغات عمل می کند، شکست می خورد - و به طور مشهودی شکست می خورد. خوانندگانی که نام تجاری به آنها بیشتر نیاز دارد، خوانندگانی هستند که بهترین امکانات را برای تشخیص تفاوت دارند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






