پیدا کردن طاقچه وبلاگ خود قبل از اتمام ایده
من سه ماه اول وبلاگم را صرف نوشتن هر چیزی کردم که به ذهنم رسید، و ترافیک آن را نشان داد - یک خط صاف که به سختی سوسو می زد. نقطه عطف، یافتن سبک نوشتاری بهتر نبود. پذیرفتن این بود که یک ایده مناسب بدون یک طاقچه روشن فقط سر و صدا در یک اتاق بسیار شلوغ است.
چرا توصیه های «فقط شروع به نوشتن» بیشتر مردم با شکست مواجه می کند
حکمت رایج وبلاگ نویسی این است که وارد شوید، به طور مداوم منتشر کنید و بعداً نگران مسیر باشید. من آن را امتحان کردم. چیزی که در نهایت با آن مواجه میشوید مجموعهای از پستهایی است که هیچ خط میانی، هیچ دلیلی برای بازگشت یک شخص خاص، و هیچ هویت واقعی برای موتورهای جستجو وجود ندارد. When I looked at blogs that had actually built loyal audiences, they weren't necessarily better written than mine. آنها فقط مشخص تر بودند. یکی جز نان خمیر مایه چیزی پوشاند. دیگری فقط صفحه کلیدهای مکانیکی را بررسی کرد. نکته باریک بود.
The internet has matured past the era when a general blog about "life, food, and travel" would grow on its own. ده ها میلیون از آن ها وجود دارد. If you want people to come back, you need to fill a gap that nobody else is filling in quite the same way.
واقعاً چگونه می توان آن شکاف را پیدا کرد
سادهترین میانبری که پیدا کردم این بود که یک هفته را صرف خواندن وبلاگهای برتر در فضای مورد علاقهام کردم و سپس فهرستی از سوالاتی که پاسخ نمیدادند تهیه کردم. Not poorly answering — just completely ignoring. معمولاً جایی است که طاقچه زندگی می کند. A personal finance blog aimed at freelancers was everywhere. A personal finance blog for freelancers over 50 navigating retirement without an employer plan was almost nowhere. The more specific the question you answer, the more intensely the right reader will care about what you write.
It also helps to be honest about what you can sustain. الف ژورنال نوشتن full of ideas you actually have opinions about is worth more than a trendy topic you'll exhaust in thirty posts. وبلاگهایی که ماندگار میشوند تقریباً همیشه توسط افرادی نوشته میشوند که واقعاً در مورد موضوع خود کنجکاو هستند، نه افرادی که آن را انتخاب کردهاند زیرا ابزار کلمه کلیدی میگوید سودآور است.
نقش شخصیت - و چرا اکثر وبلاگ ها از آن صرف نظر می کنند
طاقچه مردم را به سمت در می برد. شخصیت باعث می شود که بمانند. I resisted putting my actual voice into early posts because I worried it would feel unprofessional. این غریزه اشتباه بود. وبلاگهایی که احساس میکنند یک شخص واقعی آنها را نوشته است - از جمله وبلاگهایی که کمی مشکوک هستند، آنهایی که نویسنده اذعان میکند در مورد چیزی اشتباه کردهاند - بیشتر از محتوای صیقلی و خنثی، اعتماد خواننده را جلب میکنند.
شما نیازی به الف ندارید میکروفون or a camera or a brand aesthetic to have personality on a blog. شما فقط باید طوری از نوشتن دست بردارید که انگار می ترسید کسی با شما مخالفت کند. A blog that takes a clear position, even a mildly contrarian one, gives readers something to return for. Generic content gives them nothing to miss when they leave.
چیزی که من از آن می گذرم
I spent too long on visual design early on — picking themes, trying صفحه کلید ارگونومیک تنظیماتی برای وضعیت نوشتن بهتر، دست و پنجه نرم کردن با پالت های رنگی در سایتی با دوازده خواننده. طراحی باید تمیز و سریع بارگذاری شود. فراتر از آن، در آغاز به سختی مهم است. زمان صرف شده برای نوشتن یک پست ششم تقریباً همیشه ارزشمندتر از زمان صرف شده برای پرداخت هدر است. من همچنین از فهرست راهنماهای وبلاگ و تبادل لینک که در راهنماهای قدیمی سئو توصیه می شود صرف نظر می کنم. بیشتر آن ترافیک به خواننده های معمولی تبدیل نمی شود.
نتیجه صادقانه این است که یک ایده عالی، میز است، نه یک مزیت رقابتی. چیزی که در واقع وبلاگ هایی را که رشد می کنند از وبلاگ هایی که بی سر و صدا می میرند جدا می کند، ویژگی، سازگاری و شخصیت کافی است که خواننده احساس می کند شخص پشت پست ها را می شناسد. هیچکدام از اینها آسان نیست، اما هیچکدام از آنها به مهارت فنی خاصی هم نیاز ندارند - این بخشی است که هیچکس وقتی به شما میفروشد به شما نمیگوید. طرح میزبانی وبلاگ.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






