سوالات مصاحبه شغلی که مردم واقعاً می پرسند (و چه باید بگویند)
از من پرسیده اند "پنج سال دیگر خودت را کجا می بینی؟" در حدود ده مصاحبه در طول حرفه ام. من هم به عنوان مصاحبه کننده احتمالاً سی بار آن را پرسیده ام. چیزی که من متوجه شدم این است که این سوال - مانند اکثر سوالات استاندارد مصاحبه - در واقع پرسیدن چیزی نیست که به نظر می رسد پرسیده می شود. هنگامی که متوجه شدید که واقعاً چه چیزی در حال بررسی است، پاسخ به سؤال بسیار ساده تر می شود.
سوالاتی که روتین به نظر می رسند (اما نیستند)
«درباره خودت به من بگو» متداولترین سؤال آغازین است و اکثر کاندیداها علیرغم اینکه صدها بار آن را شنیدهاند کمترین آمادگی را برای آن دارند. دلیلی که مردم آن را زیر و رو میکنند: مطمئن نیستند که یک خلاصه حرفهای ارائه کنند یا یک بیوگرافی شخصی، و نمیدانند تا چه زمانی باید ادامه دهند. سوال در واقع این است که: آیا می توانید یک داستان واضح و مطمئن در مورد اینکه چه کسی هستید و چرا روی این صندلی نشسته اید بگویید؟ یک روایت حرفهای دو دقیقهای – از کجا آمدهاید، چه کردهاید، و چرا این نقش گام بعدی منطقی است – پاسخ درستی است. نه یک تلاوت رزومه کامل، نه جزئیات شخصی که مصاحبه کننده درخواست نکرده است.
"چرا می خواهی اینجا کار کنی؟" اغلب با تملق عمومی در مورد شهرت یا فرهنگ شرکت پاسخ داده می شود. پاسخی که مشخص است مشخص است: چیزی که در مورد سازمان میدانید که به دلیل علاقه واقعی شما مرتبط است. این نیاز به تحقیق واقعی قبل از ورود شما دارد - خواندن اخبار اخیر در مورد شرکت، درک محصولات یا خدمات آنها به اندازه کافی برای داشتن نظر واقعی، دانستن چیزی در مورد تیمی که قرار است به آن بپیوندید. یک راهنمای آماده سازی مصاحبه که شامل یک چارچوب تحقیقاتی است به تنهایی برای این سوال ارزش دارد.
"بزرگترین نقطه ضعف شما چیست؟" در طول سال ها پاسخ های مد روز بسیاری داشته است. «من خیلی سخت کار میکنم» کلیشه اولیهای بود که مصاحبهکنندگان برای دههها چشمان خود را روی آن میچرخانند. پاسخی که در واقع جواب می دهد: یک ضعف واقعی که شما فعالانه برای رفع آن تلاش می کنید، که به طور خاص توضیح داده شده است. نه یک نقطه قوتی که به عنوان یک ضعف پنهان شده باشد، نه یک نقطه ضعف آنقدر جزئی که بی معنی باشد، بلکه یک منطقه رشدی واقعی با شواهدی مبنی بر اینکه شما آن را جدی می گیرید. این پاسخ شجاعت بیشتری می خواهد، اما به طور قابل توجهی معتبرتر است.
سوال حقوق و دستمزد و نحوه رسیدگی به آن
بحث در مورد جبران خسارت برای اکثر کاندیداها باعث اضطراب می شود، زیرا به نظر می رسد مذاکره با اطلاعات ضعیف است. مفیدترین چارچوب: شما در مقابل کارفرما رقابت نمی کنید، بلکه سعی می کنید تعیین کنید که آیا مطابقت وجود دارد یا خیر. دانستن نرخ بازار خود قبل از ورود - بر اساس تحقیقات واقعی به جای آنچه در حال حاضر به دست می آورید - شما را در موقعیت بسیار بهتری قرار می دهد تا این گفتگو را با آرامش انجام دهید.
اگر قبل از ارائه پیشنهاد از شما در مورد انتظارات حقوق و دستمزد سؤال می شود، محدوده ای که داده های واقعی بازار را منعکس می کند مفیدتر از امتناع از پاسخ دادن یا نام بردن پیش از موعد یک عدد خاص است. الف دفترچه مذاکره حقوق به کالیبره کردن احساس شما از منطقی بودن کمک میکند، اما مهمترین آمادهسازی صرفاً دانستن اینکه چه نقشهای قابل مقایسه در شرکتهای قابل مقایسه در موقعیت مکانی شما پرداخت میشود، است.
سوالاتی که باید بپرسید
اکثر مصاحبه کنندگان در پایان برای سؤالات شما زمانی را در نظر می گیرند. این یک حسن نیت نیست - این فرصتی است که اکثر کاندیداها کمتر از آن استفاده می کنند. سوالاتی که میپرسید نشان میدهد که به چه چیزی اهمیت میدهید و چگونه فکر میکنید. پرسشهایی درباره چالشهای نقش، موفقیت در ۹۰ روز اول، اینکه چرا فرد قبلی نقش را ترک کرد یا ادامه داد - اینها اطلاعات واقعاً مفیدی را تولید میکنند و نشان میدهند که شما به عنوان یک ارزیابی متقابل به این موضوع نزدیک میشوید، نه فقط یک تست یک طرفه.
سوالاتی که باید نادیده گرفته شوند: هر چیزی که به راحتی در وب سایت شرکت پیدا می شود، هر چیزی در مورد مزایا قبل از اینکه پیشنهادی داشته باشید، و سوالاتی که نشان می دهد شما از قبل قصد ترک آن را دارید ("مسیر معمولی بعد از این نقش چیست؟"). دسته آخر باعث می شود به نظرتان برسد که انگار قبل از شروع به نقش به عنوان یک پله نگاه می کنید.
چیزی که من می گذرم
من از تمرین پاسخ های مصاحبه صرف نظر می کنم تا زمانی که به طور کامل به خاطر بسپارند. مشکل پاسخهای حفظشده این است که وقتی سؤال بعدی دریافت میکنید که فیلمنامه آن را پیشبینی نکرده است، از بین میرود. تمرین نکات کلیدی و ساختار یک پاسخ مفید است. توانایی خواندن کلمه به کلمه آن در واقع یک مسئولیت است زیرا به نظر می رسد مانند یک تلاوت باشد تا اینکه شخصی در مورد چیزی واقعی فکر کند.
من همچنین از وسوسه زینت بخشیدن به مدارک شما در پاسخ به سوالاتی در مورد تجربه شما صرف نظر می کنم. اگر مصاحبه کننده باتجربه باشد، زینت گرفتار می شود. اگر اینطور نباشند، نقشی را دریافت خواهید کرد که به چیزهایی نیاز دارد که نمی توانید ارائه دهید. وقتی واقعاً چیزی را که در مورد آن سؤال کرده اند ندارید، رویکرد بهتری است: این شکاف را صادقانه نام ببرید و به طور خاص توضیح دهید که چگونه آن را برطرف می کنید. این پاسخ خودآگاهی و حل مسئله را به طور همزمان نشان می دهد، چیزی که بیشتر شرکت ها واقعاً می خواهند ببینند.
نتیجه نهایی: سؤالات مصاحبه ابزاری برای داشتن یک مکالمه واقعی در مورد اینکه آیا مطابقت وجود دارد یا خیر. کاندیداهایی که به خوبی جواب میدهند، آنهایی نیستند که دقیقترین پاسخها را داشتند - آنها کسانی هستند که به اندازه کافی حضور داشتند تا در واقع در گفتگو شرکت کنند، که آماده شدن برای آن سختتر است اما نشان دادن آن بسیار ارزشمندتر است.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






