مصاحبهکنندگان واقعاً به دنبال چه چیزی هستند (این چیزی نیست که شما تمرین کردید)
من دو طرف میز مصاحبه نشسته ام. زمانی که نامزد بودم، تقریباً به طور کامل روی حرفهایم متمرکز بودم. زمانی که کار استخدام را شروع کردم، متوجه شدم که آنچه در واقع ارزیابی میکنم، نسبت به محتوای شفاهی پاسخها بسیار کمتر از آن چیزی است که زمانی که در طرف مقابل بودم، تصور میکردم.
آنچه که مصاحبه کنندگان با تجربه اندازه گیری می کنند
زمانی که فردی استخدام جدی را انجام داده است، به اندازه کافی مصاحبه کرده است که تا حد زیادی از پاسخ های آماده مصون مانده است. نامزدی که یک پاسخ STAR کاملاً ساختار یافته به هر سؤال رفتاری ارائه می دهد، برای حدود ده دقیقه تأثیرگذار است، و سپس به جای یک مکالمه، مانند یک اجرا احساس می شود. مصاحبهکنندگان با تجربه زیر سطح آمادهشده به چه چیزی گوش میدهند: این شخص چگونه فکر میکند وقتی کمی از فیلمنامه خارج است؟
به همین دلیل است که مصاحبهکنندگان گاهی اوقات سؤالات بعدی را میپرسند که در لیست نبودند - "جالب است، چرا به جای گزینه واضح دیگر آن انتخاب را انجام دادید؟" - یا از شما بخواهد در مورد یک شکست با عبارات خاصی صحبت کنید. آنها سعی نمی کنند شما را شرمنده کنند. آنها در تلاشند تا جایی که پاسخ آماده شده به پایان می رسد و شخص واقعی شروع می شود.
خواندن یک کتاب آماده سازی مصاحبه واقعاً مفید است زیرا دانستن چارچوبهای سؤالات رایج اضطراب را کاهش میدهد و به شما کمک میکند تفکر خود را سازماندهی کنید. اما کاندیداهایی که برجسته میشوند، کسانی نیستند که بهترین پاسخها را آماده کردهاند - آنها کسانی هستند که به اندازه کافی برای حضور در گفتگو به جای تلاوت آماده بودند.
واقعیت زبان بدن (بدون علم شبه)
توصیههای مشکوک زیادی در مورد زبان بدن در مصاحبهها وجود دارد - زوایای خاص برای کج کردن سر، تعداد دقیق ثانیهها برای حفظ تماس چشمی، ژستهای قدرتی قبل از ورود.
آنچه واقعاً در زبان بدن مصاحبه اهمیت دارد، سادهتر است: باز بودن و تعامل. بازوهای صلیب نشده، تماس چشمی طبیعی که هنگام صحبت کردن و گوش دادن حفظ میکنید، حالتی که بهعنوان فرورفته-شکستخورده یا شدیداً عصبی خوانده نمیشود. این چیزها نشان می دهد که شما به اندازه کافی راحت هستید که خودتان باشید، این همان چیزی است که اکثر مصاحبه کنندگان در واقع می خواهند ببینند.
توصیه در مورد دروغ گفتن در مصاحبه ها ارزش جدی گرفتن دارد. مصاحبهکنندگان با تجربه متوجه میشوند که چیزی تغییر میکند - نه از طریق شبهعلم تشخیص دروغ، بلکه به این دلیل که به اندازه کافی پاسخهای واقعی شنیدهاند که پاسخهای آراسته یا ساختگی بافت متفاوتی دارند. ریسک-پاداش اغراق کردن بد است: اگر دستگیر شود، رد صلاحیت است. اگر گیر نیاورید، ممکن است نقشی دریافت کنید که به کارهایی نیاز دارد که واقعاً نمی توانید انجام دهید.
اعتماد در شرایط عدم قطعیت
یکی از سیگنال های واضح تری که مصاحبه کنندگان به دنبال آن هستند این است که چگونه یک نامزد به سوالاتی که پاسخ آنها را نمی داند رسیدگی می کند. تقریباً در هر مصاحبه ای در مقطعی این اتفاق می افتد. پاسخ ضعیف تر: ساختن چیزی یا دادن پاسخ مبهم که به نظر می رسد درست باشد. پاسخ قوی تر: به وضوح بگویید که مطمئن نیستید، توضیح دهید که چه می دانید یا چگونه می خواهید به آن پی ببرید، و اجازه ندهید که عدم اطمینان بقیه مکالمه را بی ثبات کند.
این به طور نامتناسبی اهمیت دارد زیرا پیش بینی کننده است. فردی که به ندانستن با صداقت و خونسردی پاسخ میدهد، احتمالاً همان کار را در کار انجام میدهد، زمانی که ریسکها بیشتر باشد. فردی که سعی می کند در مصاحبه راه خود را از طریق عدم اطمینان جعل کند، به شما چیزی مهم در مورد آنچه که تحت فشار انجام می دهد، زمانی که واقعاً برای شما کار می کند، نشان می دهد.
یک خوب کت و شلوار تجاری در اکثر زمینههای مصاحبه رسمی هنوز هم برای سیگنالدهی اولیه اهمیت دارد - نه به این دلیل که شخصیت شما را نشان میدهد، بلکه به این دلیل که لباس پوشیدن مناسب نشان میدهد که تکالیف خود را در زمینه انجام دادهاید و موقعیت را جدی میگیرید. عکس آن نیز صادق است: لباس پوشیدن بی احتیاطی برای مصاحبه در یک سازمان محافظه کار چیزی به مصاحبه کننده می گوید و به ندرت خوب است.
چیزی که من می گذرم
من از تحقیقات گسترده در مورد "سوالات ترفند" و نحوه پاسخ دادن به آنها صرف نظر می کنم. اکثر مصاحبه کنندگان سعی نمی کنند شما را فریب دهند. سوالاتی که مشکل به نظر میرسند معمولاً فقط به پاسخهای صادقانه و خاص نیاز دارند تا اینکه افراد بدون پاسخ دیپلماتیک معمولاً در مواقعی که عصبی هستند، پیشفرض میشوند. «درباره زمانی که شکست خوردی به من بگو» نیازی به توصیف شکستی ندارد که در واقع موفقیتی در ظاهر بود. این مستلزم یک شکست واقعی است، آنچه شما در واقع از آن یاد گرفتید، و اینکه چگونه رویکرد شما را تغییر داد.
من همچنین از رسیدن دقیقا به موقع خودداری می کنم. ده تا پانزده دقیقه زودتر برای کسی ناراحتی ایجاد نمی کند - این نشانه این است که قرار ملاقات را جدی می گیرید و کارها را قطع نمی کنید. در زمینه مصاحبه، به موقع بودن خوب است. کمی زود بودن کمی بهتر است. پس از رسیدن، صرف نظر از کیفیت پاسخهایتان، بازیابی دیرکرد بسیار سخت است.
نتیجه نهایی: آنقدر آماده باشید که مضطرب نباشید، اما نه آنقدر آماده باشید که به جای اینکه خودتان باشید، اجرا کنید. مصاحبه مکالمه ای است که سازمان با شما انجام می دهد تا به یک سوال ساده پاسخ دهید: آیا این فرد در این کار خوب خواهد بود و کار با او خوب است؟ بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که پاسخ مثبت را برای آنها آسان کنید.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






