تطبیق مهارت های خود با نقش های شغلی: چارچوب صادقانه تر
در بیشتر دوران حرفهایام، با جستجوی عناوینی که با آنچه قبلاً داشتم، به دنبال شغل میگشتم. این یک نقطه شروع معقول است، اما جستجوی بسیار کوچکتری نسبت به جستجویی است که اگر از مهارتهای خود شروع میکردید تا عنوان خود، آن را اجرا میکردید. این دو جستجو با هم همپوشانی دارند، اما یکسان نیستند، و جستجوی مهارت اول اغلب فرصت هایی را نشان می دهد که جستجوی اول به طور کامل از دست می دهد.
چرا جستجوی شغل مبتنی بر مهارت متفاوت عمل می کند؟
عنوان شغلی برچسبی است که در بین سازمان ها بسیار متفاوت است. "مدیر" در یک شرکت می تواند به معنای مشارکت کننده ارشد فردی بدون گزارش مستقیم باشد. در دیگری به معنای اداره یک تیم پانزده نفره است. "تحلیلگر" می تواند به معنای ورود داده های سطح ورودی یا محقق کمی باشد. عنوان نسبتاً کمی به شما می گوید که آیا واقعاً برای این نقش مناسب هستید یا خیر.
از سوی دیگر، مهارتهای شما خاص و قابل حمل هستند. توانایی برقراری ارتباط اطلاعات پیچیده با ذینفعان غیر فنی، مدیریت اولویتهای رقابتی بدون حذف چیزی، ایجاد روابط مشترک بین گروههای عملکردی - این قابلیتها در عناوین مختلف نقشها و صنایع مختلف کاربرد دارند. شروع از سمت مهارت به شما امکان می دهد طیف وسیع تری از فرصت ها را ببینید که واقعاً می توانند کارساز باشند.
A کتاب کار سنجش مهارت که شما را در فهرستی ساختاریافته از تواناییهایتان راهنمایی میکند، برای این فرآیند مفید است - نه به این دلیل که کتاب کار بینشهایی را ایجاد میکند که نمیتوانید به آنها برسید، بلکه به این دلیل که عمل نوشتن چیزها در خارج، مرور سیستماتیکتری را مجبور میکند تا تفکر غیررسمی درباره آن. افراد تا زمانی که این نوع حسابرسی را انجام ندهند، پیوسته تعداد مهارت های قابل انتقالی را که دارند دست کم می گیرند.
فهرست مهارت های خود را بسازید
موجودی دارای دو بخش است: تجربه حرفه ای و هر چیز دیگری. برای تجربه حرفهای، هر نقشی را که داشتهاید مرور کنید و بهطور مشخص کارهایی را که واقعاً انجام میدادید فهرست کنید - وظایف، مشکلاتی که حل کردهاید، روابطی که مدیریت کردهاید. شرح شغل را فهرست نکنید. آنچه را که به طور خاص انجام داده اید و می توانید دوباره انجام دهید را لیست کنید.
برای "همه چیز دیگر": کار داوطلبانه، پروژه هایی که به طور غیررسمی رهبری کرده اید، کارهایی که به دلیل سرگرمی ها یا شرایط شخصی می توانید به خوبی انجام دهید. شخصی که کودکی را در خانه آموزش داده است، طراحی برنامه درسی، آموزش فردی و مهارت های ارزیابی را توسعه داده است. شخصی که یک باغ اجتماعی را مدیریت می کند دارای مهارت های مدیریت پروژه، تخصیص منابع و مهارت های هماهنگی جامعه است. این قابلیت ها واقعی و قابل انتقال هستند حتی اگر هرگز در شرح شغل رسمی ظاهر نشده باشند.
هنگامی که موجودی را در اختیار دارید، آن را به دستههایی سازماندهی کنید: مهارتهای فنی، مهارتهای سازمانی، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای ایجاد رابطه، حوزههای دانش تخصصی. سپس به شرح شغل برای نقش هایی که به شما علاقه مند است نگاه کنید و همپوشانی را ارزیابی کنید. هدف یک تطابق کامل نیست - مقداری فاصله طبیعی و مورد انتظار است. هدف این است که مشخص کنید کجا واقعاً مناسب هستید و کجا شکاف به اندازه کافی واقعی است که نیاز به توسعه خاصی دارد.
استفاده از خدمات شغلی برای مطابقت با مهارت ها
آژانسهای کاریابی و مراکز کاریابی میتوانند واقعاً برای تطابق مبتنی بر مهارتها به شیوههایی مفید باشند که پلتفرمهای آنلاین همیشه مفید نیستند. یک مشاور شغلی خوب در یک مرکز کار، با توجه به موجودی مهارتهای شما، میتواند با انواع نقشهایی که شما در نظر نگرفتهاید ارتباط برقرار کند. آنها اغلب از نیازهای خاص کارفرمایان محلی آگاهی دارند که در پست های آنلاین ظاهر نمی شود.
محدودیت: مراکز شغلی اغلب به سمت اشتغال در سطح مبتدی و محلی متمرکز هستند و منابع به طور قابل توجهی بسته به مکان متفاوت هستند. الف جلسه مربیگری شغلی با یک متخصص که به طور خاص با افراد در زمینه شما یا در مرحله شغلی شما کار می کند، هدفمندتر از یک مرکز کار عمومی است، اما نیاز به سرمایه گذاری بیشتری دارد. تصمیم گیری مناسب بستگی به نیاز شما دارد: یک مرکز شغلی اغلب اولین ایستگاه مناسب است. یک متخصص زمانی ارزشمندتر می شود که مسیر خود را محدود کنید.
وقتی عناوین مطابقت ندارند
یکی از چالشهای واقعی جستجوی شغل مبتنی بر مهارت این است که مهارتهای شما ممکن است شما را برای نقشهایی واجد شرایط کند که عناوین آنها بلافاصله با آنها مرتبط نیستید. نامه پوششی در اینجا ضروری می شود - اینجا جایی است که توضیح می دهید که چرا پیشینه غیر واضح شما واقعاً مطابق با الزامات این نقش خاص است. نامه پوششی برای یک برنامه کاربردی مبتنی بر مهارت "اینجا تاریخچه من است" نیست. این "این است که چرا قابلیت های خاص من دقیقاً همان چیزی است که این نقش به آن نیاز دارد، حتی اگر سابقه عنوان من ممکن است آن را نشان ندهد."
این زمانی کار می کند که استدلال صادقانه و مشخص باشد. نامه عمومی "من یک یادگیرنده سریع هستم که می توانم خود را با هر چیزی تطبیق دهم" به این هدف نمی رسد. نامه پوششی که چهار قابلیت خاص را از پیشینه شما تا چهار الزام خاص در شرح شغل ترسیم می کند، با شواهد، می تواند واقعاً برای یک حرکت جانبی یا بین صنعتی کارساز باشد.
چیزی که من می گذرم
من از اضطراب در مورد مهارت هایی که شما ندارید صرف نظر می کنم. هر شرح شغلی شامل ترکیبی از الزاماتی است که واقعاً مورد نیاز است، الزاماتی که خوشایند است و الزاماتی که توسط سازمان از طریق آموزش ارائه می شود. اکثر جویندگان کار، تعداد زیادی از الزامات ذکر شده را به عنوان دروازه بان سخت در نظر می گیرند و تعداد دفعاتی را که کارفرمایان نامزدهایی را استخدام می کنند که معیارهای اصلی را برآورده می کنند و نقاط قوت واقعی را در مهم ترین زمینه ها به ارمغان می آورند، دست کم می گیرند، حتی بدون بررسی هر کادر.
من همچنین از درخواست برای نقش هایی که شکاف مهارت ها واقعاً قابل توجه است، صرف نظر می کنم. رویکرد مبتنی بر مهارت به این معنا نیست که برای هر چیزی که از نظر نظری به آن علاقه دارید استفاده کنید. بلکه به این معناست که نقشهایی را بیابید که در آن مجموعه قابلیتهای واقعی شما به شدت با آنچه آن نقش نیاز دارد همپوشانی داشته باشد و آن را به وضوح بیان کنید.
نتیجه نهایی: کاری که می توانید انجام دهید، پیش بینی کننده بهتری برای رضایت شغلی و موفقیت نسبت به عنوان شماست. ایجاد تصویری واضح از تواناییهای واقعی شما - از جمله آنهایی که در رزومه فعلی شما ظاهر نمیشوند - زمینه وسیعتری از فرصتهای واقعا مناسب را نسبت به تطبیق عنوان به تنهایی باز میکند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






