مذاکره حقوق فارغ التحصیلان جدید: بخشی که هیچ کس شما را در آن مربی نکرد
بدترین مذاکرهای که تا به حال انجام دادهام، اولین مذاکرهام برای دستمزد بود، که در واقع انجام ندادم. پیشنهادی دریافت کردم، از اینکه کسی مرا میخواهد، احساس آرامش کردم و بلافاصله گفتم بله. شماره خوب بود اما من از هر فرصتی برای فشار دادن به آن استفاده کرده بودم، و از آن زمان فهمیدم که اکثر کارفرمایان پیشنهادات اولیه را با فضایی تعبیه کرده اند که دقیقاً به این دلیل است که انتظار دارند حداقل یک مکالمه کوتاه داشته باشند.
واقعیت اهرمی برای فارغ التحصیلان جدید
نقطه شروع صادقانه: به عنوان یک فارغ التحصیل جدید بدون تجربه کاری قابل توجه، اهرم شما در مذاکره حقوق و دستمزد در مقایسه با فردی با سابقه کار ثابت محدود است. این توصیه که "شما همیشه می توانید مذاکره کنید" از نظر فنی درست است، اما برای همه به یک اندازه صادق نیست. آنچه که شما معمولاً می توانید برای آن به عنوان یک فارغ التحصیل جدید مذاکره کنید، به صورت مطلق محدودتر است - اما هنوز هم بیشتر از تلاش بسیاری از فارغ التحصیلان جدید است.
متغیرهای اصلی مذاکره برای فارغ التحصیلان جدید: حقوق شروع (اغلب در محدوده 3000 تا 8000 دلار از پیشنهاد اولیه)، پاداش امضا در صورت وجود، و بسته در مورد حقوق (انعطاف پذیری در تاریخ شروع، ترتیبات کار از راه دور، بودجه توسعه حرفه ای). مزایا معمولاً توسط خط مشی منابع انسانی تعیین می شوند و در سطح فردی برای موقعیت های ورودی قابل مذاکره نیستند، اما به جای فرض کردن، ارزش تأیید آن را دارد.
اهرم شما از یک چیز خاص ناشی می شود: کارفرما قبلاً تصمیم گرفته است که شما را می خواهد. تا زمانی که آنها یک پیشنهاد را تمدید کرده اند، برای فرآیند انتخاب وقت گذاشته اند و شما را به عنوان کاندیدای مورد نظر خود معرفی کرده اند. شروع دوباره گران است. این به شما اهرم نامحدودی نمی دهد، اما به این معنی است که مکالمه خطر بسیار کمتری نسبت به آنچه احساس می شود دارد - آنها پیشنهادی را رد نمی کنند زیرا شما یک سوال معقول در مورد محدوده حقوق پرسیده اید.
تحقیقی که مکالمه را به نتیجه می رساند
وارد مذاکره بر سر حقوق و دستمزد بدون دانستن نرخ بازار برای این نقش، مانند تلاش برای خرید یک ماشین بدون دانستن اینکه آن ماشین معمولاً برای چه چیزی می فروشد، است. الف راهنمای مذاکره حقوق و دستمزد به شما در درک فرآیند کمک می کند، اما آنچه در عمل اهمیت دارد داشتن اعداد خاص و فعلی است.
منابعی که ارزش بررسی دارند: دفترچه راهنمای چشم انداز شغلی دفتر آمار کار دارای دادههای حقوق و دستمزد ورودی به تفکیک رشته است. بخشهای حقوق و دستمزد Glassdoor و LinkedIn دارای دادههای گزارششدهای هستند که به سمت افراد در شهرها و بخشهای خاص منحرف میشوند، اما محدودههای مفیدی را ارائه میدهند. پرسیدن از همکلاسی ها یا فارغ التحصیلان اخیر در نقش های مشابه، ناراحت کننده است، اما مستقیماً قابل مقایسه ترین اطلاعات را ایجاد می کند.
هدف این تحقیق یافتن بالاترین عدد ممکن و مطالبه آن نیست. هدف این است که بدانید "معقول" چگونه به نظر می رسد تا شمارنده شما، در صورت ایجاد یک درخواست، خاص و موجه باشد تا یک درخواست تصادفی. «بر اساس دادههای بازار برای این نقش در این زمینه، من به X امیدوار بودم» گفتوگویی متفاوت از «میدانستم آیا انعطافپذیری وجود دارد یا خیر». اولین مورد مذاکره است. دومی یک آرزو است
زمان بندی درست مکالمه
بحث دستمزد باید بعد از تمدید پیشنهاد انجام شود نه قبل از آن. بحث در مورد نیازهای حقوق و دستمزد شما در مراحل اولیه - قبل از اینکه آنها تصمیم بگیرند که شما را می خواهند - موقعیت شما را تضعیف می کند زیرا هنوز ارزش خود را مشخص نکرده اید. هنگامی که یک پیشنهاد روی میز قرار می گیرد، پویایی متفاوت است: آنها قبلاً تصمیمی گرفته اند و اکنون شما در حال کالیبره کردن شرایط هستید.
دنباله عملی: پیشنهاد را دریافت کنید، از آنها برای آن تشکر کنید و بپرسید که آیا می توانید قبل از پاسخ دادن، چند روز فرصت بررسی آن را داشته باشید. این امری طبیعی و قابل انتظار است. از آن زمان برای انجام تحقیقات بازار استفاده کنید، بسته کامل شامل مزایا را ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید که واقعاً چه چیزی می خواهید بخواهید. سپس با یک ضد خاص، سپاسگزار و مستقیم برگرد: "من از این فرصت بسیار هیجان زده هستم و دوست دارم به تیم ملحق شوم. بر اساس تحقیقاتی که در مورد نقش های مشابه انجام داده ام، امیدوار بودم بتوانیم به X برسیم. آیا انعطاف پذیری وجود دارد؟"
چیزی که من می گذرم
من از تمرکز مکالمه روی آنچه شما نیاز دارید به جای آنچه می آورید صرف نظر می کنم. "من برای تامین هزینه هایم حداقل به X نیاز دارم" استدلال بسیار ضعیف تری نسبت به "بر اساس نرخ بازار برای این نقش و مهارت های خاصی است که ارائه می دهم." مذاکرات حقوق و دستمزد، گفتگوهای تجاری در مورد ارزش بازار است، نه گفتگوهای مالی شخصی - و حفظ چارچوب در سمت بازار، نتایج بهتری را به همراه دارد.
همچنین اگر فشار حقوق و دستمزد موفقیت آمیز نباشد، از مذاکره روی هر متغیر ممکن به طور همزمان صرف نظر می کنم. اگر حقوق پایه واقعاً غیرقابل مذاکره باشد (که گاهی اوقات برای نقشهای سطح پایه با نمرات دستمزد ثابت صادق است)، پرسیدن اینکه آیا انعطافپذیری در پاداش امضا، بودجه توسعه حرفهای یا تاریخ شروع وجود دارد، مکالمه را از بن بست به یک مکالمه سازنده تبدیل میکند. هر متغیری قابل تنظیم نیست، اما معمولاً حداقل یکی قابل تنظیم است.
نتیجه نهایی: مذاکره حقوق فارغ التحصیلان جدید در اکثر زمینه ها ممکن، مناسب و مورد انتظار است. مانع عاطفی - ترس از اینکه درخواست کردن به قیمت پیشنهاد شما تمام شود - واقعی است اما تقریباً همیشه اشتباه است. انجام تحقیق، درخواست معقول و مشخص و تنظیم حرفه ای آن، شما را در گروهی قرار می دهد که تقریباً همه کارفرمایان به آن احترام می گذارند، صرف نظر از اینکه می توانند شماره شما را برآورده کنند یا خیر.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






