ملموس در مقابل دیجیتال: در واقع چه چیزی را تبلیغ می کنم و چرا؟
من دو سال اول کسب و کار آنلاین خود را صرف رفتار با محصولات فیزیکی و دیجیتالی مانند اردوگاه های رقیب کردم - شما یا یک شرکت وابسته به "محصولات واقعی" یا یک فرد "محصولات اطلاعاتی" بودید. این قاببندی برای من زمان زیادی و احتمالاً کمی پول برایم در بر داشت.
افراد کمیسیون ریاضی به وضوح توضیح نمی دهند
این قسمتی است که من را زود از پا انداخت: کمیسیون 50% به طور چشمگیری بهتر از 10% به نظر می رسد. اما 50 درصد یک کتاب الکترونیکی 12 دلاری 6 دلار است. و 10% از 150 دلار میز ایستاده 15 دلار است. من بیش از یک سال این را در ذهنم داشتم، زیرا درصد را می خواندم، نه مقدار دلار.
محصولات فیزیکی از طریق برنامههایی مانند آمازون معمولاً در محدوده 4 تا 10 درصد قرار میگیرند، که تا زمانی که متوجه رفتار سبد خرید نشوید، نازک به نظر میرسد. وقتی کسی برای خرید یک کلیک می کند سازمان دهنده میز، آنها اغلب با سه یا چهار چیز دیگر به ترتیب خود به پایان می رسند. شما با تمام آن درآمد کسب می کنید. فروش دیجیتال معمولاً خریدهای تک کالایی بدون سرریز سبد خرید است.
هیچ کدام از مدل ها به وضوح بهتر نیستند. آنها فقط اشکال متفاوتی دارند، و درک آن شکل قبل از اینکه به یک طاقچه متعهد شوید، بسیاری از ناامیدی را نجات می دهد.
آنچه در واقع در هر دسته به فروش می رسد
محصولات فیزیکی زمانی به خوبی تبدیل می شوند که شخصی که آنها را خریداری می کند می تواند از قبل استفاده از آن چیز را تصویر کند. الف صندلی ارگونومیک بررسی از افرادی که قبلاً میدانند آن را میخواهند کلیک میکند — شما فقط به آنها کمک میکنید انتخاب کنند. هدف تقریباً همیشه آماده خرید است.
محصولات دیجیتال پیچیده تر هستند. بسیاری از آنچه در فضای "کسب و کار آنلاین" فروخته می شود آموزش، قالب ها یا نرم افزار است. برخی از آن واقعا مفید است. بسیاری از آن حاشیه ای است. هنگامی که من شروع به انتخاب بیشتر کردم - فقط ابزارهای دیجیتال را تبلیغ می کردم که در واقع روی دستگاه خودم اجرا می کردم نرم افزار ایمیل مارکتینگ من به صورت هفتگی استفاده می کنم - نرخ تبدیل من بهبود یافته است زیرا نوشتار دقیق تر و فروش کمتری دارد.
حقیقت صادقانه این است که من دیدهام که هر دو نوع در سایتهایی که ترافیک را با قصد خرید واقعی ارسال نمیکنند، کاملاً شکست میخورند. اهمیت کیفیت محصول کمتر از تناسب مخاطب است، و این چیزی است که اکثر مقالات مقایسه محصول بی سر و صدا از آن صرف نظر می کنند.
جایی که این دو با هم کار می کنند
پایدارترین درآمدی که من به دست آورده ام از جفت کردن آنها به دست آمده است. یک قطعه در مورد راه اندازی یک دفتر کار خانگی ممکن است به طور طبیعی به یک اشاره کند بازوی مانیتور، یک خاص هدفون حذف نویز مدل، و یک برنامه بهره وری در همان مقاله. خریدهای فیزیکی و اشتراک نرم افزار به صورت یکپارچه - نرخ کمیسیون متفاوت، درآمد متفاوت در هر فروش، اما در مجموع نقاط ضعف یکدیگر را پوشش می دهند.
من یک صفحه گسترده ساده با کلیکهای تخمینی ماهانه، میانگین نرخ تبدیل و میانگین کمیسیون در هر فروش برای هر نوع پیوند در یک صفحه نگه میدارم. ده دقیقه طول می کشد تا پر شود و بلافاصله مشخص می کند که آیا صفحه ارزش گسترش دارد یا خیر.
چیزی که من از آن می گذرم
من از هر محصول دیجیتالی که وعده آموزش بازاریابی وابسته را میدهد، بدون توجه به جدول زمانی واقعی و درآمد خودداری میکنم. بازار مملو از آنها است و نرخ کمیسیون اغلب تنها چیزی است که درآمد مروج را تامین می کند. اگر محصول دارای خطمشی بازپرداخت واقعی و گواهیهای واقعی از افرادی که وابسته نیستند، نداشته باشد، آن را لمس نمیکنم.
از جنبه فیزیکی، من تبلیغ هر چیزی را که میانگین قیمت فروش آن کمتر از 20 دلار باشد، متوقف کرده ام. زمانی که زمان محتوا و هزینههای ترافیک را در نظر میگیرید، ریاضی کار نمیکند - حتی یک پورسانت 10 درصدی خوب برای یک آیتم 15 دلاری، 1.50 دلار در هر کلیک است، و شما به حجمی نیاز دارید که اکثر سولهها نتوانند آن را حفظ کنند.
نکته پایانی: هر دو را تبلیغ کنید، محاسبه کمیسیون هر محصول خاص را قبل از شروع درک کنید، و ابتدا متناسب با مخاطبان ایجاد کنید. همه چیزهای دیگر از آن نتیجه می شود.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید کسب و کار آنلاین در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره ها و نرم افزار در کالاهای دیجیتال →






