انجام ملاقات طلاق بدون بدبخت کردن فرزندانتان
برنامه ملاقات در توافقنامه طلاق شما توسط وکلایی نوشته شده است که سعی می کنند منصفانه باشند. هیچ ایده ای ندارد که جشن تولد بهترین دوست دخترتان در آخر هفته همسر سابق شما برگزار می شود یا اینکه مسابقات بیسبال مسافرتی پسرتان یک اتفاق چهار روزه است که به طرز عجیبی در هفته های حضانت تقسیم می شود. در اینجا نحوه رسیدگی به شکاف بین برنامه و زندگی واقعی آورده شده است.
آنچه دادگاه ها واقعاً می خواهند در مقابل آنچه والدین درباره آن دعوا می کنند
استاندارد قانونی در اکثر حوزه های قضایی این است که هر دو والدین باید به طور معناداری در زندگی بچه ها مشارکت داشته باشند. دادگاه ها عموماً قصد ندارند که برنامه ملاقات یک حصار سفت و سخت باشد - آنها آن را به عنوان یک چارچوب آغازین در نظر دارند که بزرگسالان معقول زمانی که شرایط اقتضا می کند با آن سازگار شوند. مشکل این است که "بزرگسالان منطقی" همیشه آن چیزی نیست که شما بلافاصله پس از یک طلاق دردناک به دست می آورید.
بیشتر تضادهای ملاقاتی که من دیدهام به یکی از دو چیز مربوط میشود: یکی از والدین از برنامه بهعنوان مکانیزم کنترلی استفاده میکند (دقیقاً ساعت ۶ بعد از ظهر حاضر میشود، از تعویض شنبهها امتناع میکند، اجازه نمیدهد در خارج از ساعات تعیین شده تماس بگیرند)، یا اینکه یکی از والدین آنقدر در برنامهریزی رفتار کند که والدین دیگر هرگز نمیتوانند چیزی برنامهریزی کنند. هر دو افراط به طرق مختلف بچه ها را بدبخت می کنند.
اشتراک گذاری شده تقویم خانوادگی برنامه - نوعی که هر دو والدین می توانند آنچه را که در راه است ببینند - باعث تعجب زیادی از برنامه ریزی می شود. وقتی هر دو بزرگسال میبینند که یک رویداد مدرسه سه هفته بعد در یک روز حضانت قرار میگیرد، میتوانند به جای بحث کردن در مورد آن در درب خانه با بچههایی که تماشا میکنند، از قبل درباره آن مذاکره کنند.
هنگامی که انعطاف پذیری تماس مناسب است
بچهها بزرگتر میشوند و زندگی اجتماعیشان واقعاً برایشان مهم میشود. یک نوجوان پانزده ساله که روز تولد دوستش را به خاطر «آخر هفته پدرت است» از دست میدهد، بیش از آنکه قدردان چیزی باشد که ظاهراً از آن محافظت میکند، از سختی برنامه ناراحت میشود. به ویژه نوجوانان باید احساس کنند که در زندگی خود حرفی برای گفتن دارند، و برنامهای که با آنها مانند بستهای که قرار است تحویل داده شود رفتار میکند، دقیقاً همان چیزی را ایجاد میکند که شما نمیخواهید.
عاقل ترین والدین مطلقه ای که من می شناسم یک سیاست غیررسمی دارند: همان انعطافی را که برای خودشان می خواهند به یکدیگر می دهند. اگر میخواهید بتوانید بچهها را در «آخر هفته پدر و مادر دیگر» به عروسی برادرزادهتان ببرید، باید مایل باشید که وقتی وضعیت برعکس شد، همین لطف را بکنید. ساده به نظر می رسد. در واقع مستلزم رها شدن از برنامه به عنوان یک ساختار قدرت است، که برای برخی افراد سخت تر از آن چیزی است که به نظر می رسد.
هنگامی که معامله ای وجود دارد (شما آنها را این آخر هفته می گیرید، من آنها را آخر هفته آینده می برم)، آن را یادداشت کنید. نه به این دلیل که به یکدیگر اعتماد ندارید، بلکه به این دلیل که حافظه تحت استرس غیرقابل اعتماد است و یک سوابق مکتوب مانع از مکالمات "من هرگز با آن موافق نبودم" شش هفته بعد می شود. یک برنامه والدین مشترک با گزارش پیام این کار را به صورت خودکار انجام می دهد و اسناد را خنثی نگه می دارد.
چه زمانی باید خط را نگه داشت
هیچ کدام از اینها به این معنی نیست که برنامه باید بی نهایت قابل مذاکره باشد. اگر والدین دیگر معمولاً دیر میکنند، عادتاً آن را لغو میکنند، یا از تغییر برنامه به عنوان الگوی استفاده میکنند تا زمان بیشتری را بدون تأیید قانونی دریافت کنند، این یک وضعیت متفاوت است و شما حق دارید در مورد آن قاطعتر باشید.
بچه ها همچنین واقعاً نیاز دارند که هر دو والدین را به طور منظم ببینند تا بتوانند رابطه خود را حفظ کنند. اگر مبادله ها آنقدر رایج شود که کودک به طور موثر هفته ها یکی از والدین خود را نمی بیند، مشکلی پیش آمده است - حتی اگر هر معامله فردی منطقی به نظر برسد. مراقب الگو باشید، نه فقط رویداد فردی.
A برنامه ریز بچه ها یا حتی یک تقویم کاغذی ساده ای که کودک در کوله پشتی خود نگه می دارد، می تواند به بچه های بزرگتر کمک کند تا احساس کنند که چه زمانی در کجا خواهند بود. همچنین به آنها کمک میکند تا تعهدات اجتماعی خود را مدیریت کنند، نه اینکه با تغییرات برنامهریزی غافلگیر شوند.
چیزی که من از آن می گذرم
من از استفاده از برنامه به عنوان اهرم استفاده نمی کنم. خودداری از ملاقات به دلیل تأخیر حمایت از کودک، یا به دلیل عصبانیت شما از چیزی که همسر سابقتان گفته است، یا به این دلیل که مکالمه ی دستی پر تنش بوده است - همه اینها بدون انجام هیچ کار مفیدی با بزرگسالان، به کودکان آسیب می رساند. دادگاه ها به آن بد نگاه می کنند. بچه ها آن را به شدت احساس می کنند. و به آنها می آموزد که بزرگسالان در زندگی آنها با آنها به عنوان یک ابزار معامله برخورد می کنند.
من همچنین میخواهم بهعنوان یک نمایشگر قدرت، دقیقاً بهموقع و بهموقع در درب خروجی باشم. بچه ها متوجه می شوند. آنها آن را منصفانه و سازمان یافته تعبیر نمی کنند. آنها آن را به عنوان سفت و سخت بودن والدینشان تعبیر می کنند و یاد می گیرند که هر روز خود را برای آن آماده کنند.
نتیجه صادقانه: برنامه بازدید یک چارچوب شروع است، نه یک سند مقدس. خانوادههایی که در آنها به خوبی کار میکند، خانوادههایی هستند که هر دو والدین واقعاً سعی میکنند این کار را برای فرزندانشان آسان کنند، که گاهی اوقات به معنای کمی خم شدن برای بزرگسالان دیگر است، حتی وقتی شما ترجیح نمیدهید.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید روابط در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






