از خود مراقبت کنید تا بتوانید پس از طلاق از فرزندان خود مراقبت کنید
توصیه ماسک اکسیژن هواپیما تا زمانی که شما تنها با دو بچه و درآمد ناگهانی مجرد روی زمین فرود آمدید واضح به نظر می رسد. این که اول از خود مراقبت کنی، خودخواهی نیست. این تنها راهی است که خانواده به حرکت خود ادامه می دهد. در اینجا چیزی است که من به روش سخت در مورد مدیریت آن تغییر یاد گرفتم.
چک مالی که هیچکس به شما نمی گوید
اولین کاری که من انجام دادم این بود که وانمود کنم بودجه خوب است. این نبود. رفتن از دو درآمد - یا حتی یک درآمد پراکنده در یک خانوار - به یک درآمد در دو خانوار، ریاضی کاملاً متفاوتی است. من همان عادات خواربارفروشی، همان اشتراکهای پخش جریانی، همان همه چیز را حفظ کردم، و بعد از اینکه اعداد جمع نشدند، چشمپوشی کردم.
نشستن با یک عدد واقعی - چه چیزی وارد می شود، چه چیزی خارج می شود - ناراحت کننده بود، اما روشن کننده. بعضی چیزها را وقتی که آنها را برش دادم واقعاً از دست ندادم. دیگران احساس می کردند ضروری هستند و من آنها را نگه داشتم. بچه ها نیازی به کابل نداشتند. آنها برای انجام تکالیف به شام و اینترنت نیاز داشتند. آن ها ماندند. بقیه صادقانه ارزیابی شدند.
ظروف آماده سازی غذا یکی از سرمایه گذاری های بهتر من شد. آشپزی یک بار به مدت سه روز به جای پنج شب جداگانه به نظر واضح است، اما سه ماه خسته شدم تا واقعاً این کار را به طور مداوم انجام دهم. وقتی این کار را کردم، زمان ذخیره شده واقعی بود. الف آرام پز بسیاری از کارها را نیز انجام داد - کاری را از صبح شروع کنید، غذای واقعی را در شام بدون ایستادن روی اجاق گاز در ساعت 6 بعد از ظهر، زمانی که همه از جمله من در حال حاضر فرسوده شده اند.
مشکل کمک
در پذیرش کمک وحشتناک بودم. غریزه من این بود که اصرار کنم که آن را با هم داشته باشم، حتی اگر این کار را نداشته باشم. بخشی از آن غرور بود. بخشی از آن این بود که طلاق قبلاً به من احساس شکننده ای آشکار داده بود که نمی خواستم کسی بیشتر از آن را ببیند.
این چیزی است که نظر من را تغییر داد: همسایهام پیشنهاد کرد که بچههایم را هفتهای دو بار از ایستگاه اتوبوس ببرم. او در همان مدرسه بچههایی داشت و قبلاً به آن سمت میرفت. اولین بار گفتم نه - عادت - و بعد خودم را گرفتم و در واقع بله گفتم. آن بافر دو ساعته دو بار در هفته به من اجازه میدهد بدون تماشای مداوم ساعت کارم را انجام دهم. این یک چیز کوچک بود که بسیار مهم بود.
افرادی که خودشان این مشکل را پشت سر گذاشته اند، اغلب بهترین افراد برای درخواست چیزهای خاص هستند، زیرا دقیقاً می دانند که چه نوع کمکی واقعاً کمک می کند. نه باز "اگر چیزی نیاز دارید به من اطلاع دهید" - اما "من شنبه به فروشگاه مواد غذایی می روم، آیا می توانم شما را هم بگیرم؟" بله گفتن به پیشنهادهای خاص آسانتر است. خود را برای بله گفتن آموزش دهید.
ماندن از نظر ذهنی
یک ماه بود که هر روز صبح بعد از پیاده شدن در ماشین گریه می کردم. من به مدت دو هفته به هیچ کس نگفتم زیرا احساس غم انگیزی داشتم. وقتی در نهایت به دکترم اشاره کردم، او به این نکته اشاره کرد که آنچه را که توضیح میدهم غم و اندوه بود - غم و اندوه ساده، قابل درک و کتاب درسی - و اکثر افرادی که طلاق میگیرند دقیقاً همین را احساس میکنند و مجبور نیستند به تنهایی آن را تحمل کنند.
نمیخواهم به شما بگویم که درمان اجباری است، اما میخواهم به شما بگویم که داشتن یک ساعت در هفته که در آن کسی به من کمک میکند بفهمم کدام افکار منطقی و کدام مارپیچهای ترس ساعت 2 صبح هستند، از مفیدترین کارهایی بود که انجام دادم. بچههایم به من نیاز داشتند که خرابکار نباشم. کار بر روی خراب نبودن، فرزندپروری بود.
ساخت و ساز در زمان خانواده کم هزینه نیز کمک زیادی کرد. نه گردش های مفصل - فقط موارد قابل اعتماد. فیلم های جمعه در خانه با پاپ کورن. پنکیک صبح یکشنبه. الف بازی رومیزی خانوادگی در شب هایی که همه بی قرارند مراسم آن به همه ما چیزی قابل پیش بینی برای لنگر انداختن داد، که فکر می کنم همه ما بیشتر از آن چیزی که کسی با صدای بلند بگوید به آن نیاز داشتیم.
چیزی که من از آن می گذرم
از دوره ای که از مشغله به عنوان مکانیزم مقابله استفاده می کردم صرف نظر می کنم. بچههایم را برای هر فعالیتی ثبت نام میکنم، هر آخر هفته را پر میکنم، همه را در حرکت دائمی نگه میدارم تا کسی وقت نداشته باشد که با ناراحتی این تغییر بنشیند. این کار کوتاه مدت بود و در شش ماهگی نتیجه معکوس داد، زمانی که همه در حال سوختن بودند و عواطفی که من از آن سبقت میگرفتم در نهایت به دام افتاد.
من همچنین برای جبران از خرید چیزهای گران قیمت صرف نظر می کنم. غریزه من وقتی در مورد طلاق احساس گناه می کردم، هدیه دادن بیش از حد بود - کوله پشتی های زیباتر، بیشتر اسباب بازی های بچه ها، بازی ویدیویی که آنها درخواست کرده بودند. چیزی که آنها واقعاً می خواستند من، حاضر و آرام، روی کاناپه و در حال تماشای چیزی با هم بودم. که هیچ هزینه ای نداشت و بهتر از هر چیزی که خریدم کار می کرد.
نتیجه صادقانه: مراقبت از فرزندانتان پس از طلاق با بچه ها شروع نمی شود. این کار با ایجاد ثبات ساختاری کافی شروع می شود - شفافیت مالی، کمی کمک، برخی خروجی های عاطفی - که هر بار که آنها به شما نیاز دارند، خالی از کار نمی روید. همه چیزهای دیگر از آن نتیجه می شود.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید روابط در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






