صحبت کردن با فرزندان خود در مورد مواد مخدر قبل از اینکه شخص دیگری انجام دهد
پسرم نه ساله بود که به خانه آمد و از من پرسید «بالا رفتن» یعنی چه؟ یکی در مدرسه گفته بود. من آماده نبودم. من به طور تصادفی با یک چیز مبهم برخورد کردم و او قطعاً بعداً به YouTube رفت. آن مکالمه زنگ بیداری بود که من نیاز داشتم تا منتظر "سن مناسب" نباشم و شروع کنم به کسی که او اولین بار این را شنید.
چرا زودتر از آنچه فکر می کنید بهتر است
بیشتر والدین مکالمه مواد مخدر را چیزی تصور می کنند که در سیزده یا چهارده سالگی - در زمانی که فشار عملاً شروع می شود - داشته باشند. اما تحقیقات در مورد زمانی که بچهها برای اولین بار با اطلاعات مربوط به مواد مخدر و الکل مواجه میشوند، آنها را همیشه جوانتر نشان میدهد: مکالمات شنیده شده، رسانههای اجتماعی، خواهر و برادر بزرگتر، بچه مدرسه که همه چیز را میداند. اگر تا ده دقیقه مکالمه را انجام نداده اید، شخص دیگری در حال پر کردن این شکاف است.
هدف از زود رفتن ترساندن زودهنگام آنها نیست. این باید اولین صدا باشد، به طوری که وقتی آنها با موضوعی در جهان روبرو می شوند - و خواهند شد - چارچوبی از شما داشته باشند تا از اسطوره های همتایان. بچههایی که با والدینشان درباره مواد صحبت میکنند، احتمالاً وقتی با آنها مواجه میشوند، با سؤالاتی برمیگردند و بیشتر به شما میگویند که در حلقه اجتماعی آنها چه میگذرد.
زود شروع کردن نیز به معنای شروع کوچک است. در ساعت هفت شما در حال کاشت بذر هستید. در 9 شما در حال اضافه کردن زمینه هستید. در دوازده سالگی شما یک مکالمه واقعی دارید که بر اساس همه چیزهایی است که قبلاً آمده است. رویکرد تک نشستن «گفتگوی مواد مخدر» کمتر از یک گفتگوی کم خطر که به جای یک رویداد عادی می شود، مؤثر است.
در واقع چگونه می توان آن را گفت
غریزه جامع بودن است – پوشش هر دارو، هر سناریو، تصویر کامل پزشکی و قانونی. در مقابل این مقاومت کن بچهها وقتی احساس میکنند سخنرانی میکنند خاموش میشوند. چیزی که بهتر عمل می کند گفتگو، صادق بودن در مورد آنچه واقعاً خطرناک است و فضایی برای پرسیدن سؤالات بدون احساس اینکه در حال دعوت به سخنرانی هستند، باقی می گذارد.
یک چیز یاد گرفتم: اغراق نکنید. اگر به فرزندتان بگویید که ماری جوانا شما را فوراً خشن و بیمار روانی می کند و بعداً متوجه می شود که این کاملاً درست نیست، اعتبار خود را نسبت به هر چیز دیگری که به آنها گفته اید از دست داده اید. دقت در اینجا اهمیت دارد زیرا بچهها یادداشتها را با دوستان مقایسه میکنند و چیزها را آنلاین بررسی میکنند، و والدینی که حقیقت را گفته اند تأثیر خود را حفظ میکنند در حالی که کسی که آن را اغراق کرده است تأثیری ندارد.
موقعیت های تمرین - نقش آفرینی واقعی - ناخوشایند به نظر می رسد اما کار می کند. گذراندن سناریوهایی که در آن چیزی به آنها پیشنهاد می شود و صحبت در مورد اینکه چگونه ممکن است پاسخ دهند، حافظه عضلانی را برای موقعیتی ایجاد می کند که مغز آنها به جای تصمیم گیری منطقی، بر اضطراب اجتماعی و فشار همسالان کار می کند. آن را کم فشار نگه دارید. آن را تقریباً بازیگوش کنید. هدف این است که آنها بارها تکرار کردهاند که بهجای وحشتناک بودن، طبیعی است.
چه چیزی در واقع از بچه ها محافظت می کند
این تحقیق کاملاً ثابت است: بچههایی که ارتباط قوی با والدینشان دارند، که واقعاً در خانه احساس میکنند شناخته شده و باارزش هستند، نسبت به بچههایی که به دنبال تعلق، فرار یا خطر در جای دیگری هستند، کمتر احتمال دارد مواد مصرف کنند. این مربوط به دفعات سخنرانی نیست. این در مورد کیفیت رابطه است.
مشغول نگه داشتن آنها در کارهایی که واقعاً به آنها اهمیت می دهند نیز به آنها کمک می کند - نه به عنوان یک مکانیسم نظارتی، بلکه به این دلیل که بچه هایی که درگیر هستند، در کاری مهارت دارند و بخشی از یک گروه هستند، چیزهای بیشتری برای از دست دادن از رفتارهای پرخطر دارند. الف کیت فعالیت بچه ها، ثبت نام در یک برنامه ورزشی یا خلاقانه، زمان صرف شده برای ساختن چیزی واقعی - اینها بدون اینکه منع کننده باشند محافظت می کنند. شکاف کسالت، به خصوص بعد از مدرسه، یک پنجره خطر واقعی است.
اینکه خانهتان را به جایی تبدیل کنید که دوستانشان به آنجا میآیند - خوشامدگویی، پر از تنقلات خوب، کم بازجویی - به شما امکان میدهد دنیای اجتماعی آنها را بدون تهاجم مشاهده کنید. دانستن اینکه فرزندان شما با چه کسانی وقت می گذرانند، محافظت اساسی است. بازی های رومیزی و راهاندازیهای غیررسمی پاتوق در خانه روشهای دست کمگرفتهشده برای دانستن آنچه در زندگی آنها میگذرد است.
چیزی که من از آن می گذرم
من از تهدید مجازات به عنوان عامل بازدارنده اصلی صرف نظر می کنم. ترس از گرفتار شدن در مقایسه با اینکه واقعا فکر کنید چرا چیزی ایده بد است، انگیزه ضعیفی است. بچه هایی که دلیلی را درونی کرده اند نیازی به نظارت ندارند. کودکانی که فقط برای طفره رفتن از عواقب از مواد مخدر اجتناب میکنند، وقتی نظارت از بین برود، فرصتهایی پیدا میکنند.
من همچنین از برون سپاری این گفتگو به طور کامل به برنامه های مدرسه صرف نظر می کنم. D.A.R.E. و برنامههای مشابه شواهد متفاوتی دارند، و محیط کلاس چیزی را تکرار نمیکند که وقتی یکی از والدین بهصورت خصوصی مینشیند و میگوید "میخواهم صادقانه در این مورد با شما صحبت کنم." آن مکالمه، حتی زمانی که ناخوشایند باشد، دارای وزنی است که برنامه درسی مدرسه چنین نیست.
نتیجه صادقانه: شما نمی توانید تضمین کنید که فرزندتان انتخاب های بی نقصی دارد. اما کودکی که اطلاعات صادقانه، دقیق و بدون هراس از شما می شنود - و احساس می کند واقعاً با شما ارتباط دارد - از جایی بهتر از کسی که آن را از اینترنت و ریسک پذیرترین دوستش می گیرد شروع می کند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید روابط در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






