مشکل سازگاری والدین: چرا قوانین بیشتر از آنچه فکر می کنید اهمیت دارند؟
زمانهایی که تسلیم میشدم - ساعت اضافی تماشای صفحه نمایش، "فقط این یک بار" در قاعدهای که گفته بودم غیرقابل مذاکره است - همیشه به خودم میگفتم که انعطافپذیر هستم. کاری که من در واقع انجام میدادم این بود که به بچههایم یاد میدادم که منظورم چیزی نیست که میگویم. بیشتر از آنچه من می خواهم اعتراف کنم طول کشید تا بفهمم اینها چیزهای کاملاً متفاوتی هستند.
چرا ثبات برای مغز در حال رشد اهمیت دارد؟
کودکان اساساً روی بزرگسالان اطراف خود آزمایش می کنند. آنها یک مرز را فشار می دهند و آنچه را که اتفاق می افتد مشاهده می کنند. اگر مرز مشخص شود، آن را بایگانی میکنند: این قانون یک خلأ دارد. اگر پابرجا بود، بایگانی میکنند: این قانون واقعی است. در صدها تعامل تکرار کنید و آنها یک مدل کارآمد از میزان قابل اعتماد بودن کلمات شما ایجاد می کنند.
این مدل بسیار فراتر از قوانین خانواده اعمال می شود. کودکانی که در محیطهای ثابت و قابل پیشبینی زندگی میکنند – که بله به معنای بله و نه به معنی نه – تمایل دارند خودتنظیمی قویتری داشته باشند، اعتماد بیشتری به شخصیتهای معتبر و مهارتهای اجتماعی بهتری داشته باشند. بچههایی که در محیطهایی بزرگ میشوند که قوانین بهطور غیرقابل پیشبینی اجرا میشوند، اضطراب بیشتری پیدا میکنند و تمایل دارند سختتر در برابر محدودیتها فشار بیاورند، نه به این دلیل که خواهان هرج و مرج هستند، بلکه به این دلیل که در تلاش برای یافتن لبههای واقعی هستند.
این به معنای اقتدارگرایی سفت و سخت نیست. این بدان معناست که وقتی می گویید "بعد از ساعت 8 شب هیچ دستگاهی وجود ندارد"، این اتفاقی است که در روزهای سه شنبه و جمعه و هنگام مراجعه مادربزرگ و زمانی که شما خسته هستید، رخ می دهد. این قانون یا وجود دارد یا نیست. "معمولا" یک قانون نیست. این یک موقعیت مذاکره است و بچه ها مذاکره کنندگان عالی هستند.
مشکل مدلسازی
بچه ها بیشتر از آنچه شما می دانید شما را تماشا می کنند. رفتارهایی را که ما میخواهیم آنها انجام دهند - گفتن لطفاً، نشان دادن صبر، مدیریت ناامیدی بدون فریاد کردن - آنها از تماشای ما در انجام این کارها یاد میگیرند، نه از اینکه به آنها گفته میشود. اگر خط وانت مدرسه را قطع کنید و به آنها بگویید که همیشه نوبت داشته باشند، آنها یاد گرفته اند کاری را که شما انجام می دهید انجام دهند، نه آنچه را که شما می گویید.
دورهای داشتم که به مردم در ترافیک ضربه میزدم - چیزی خیلی دراماتیک، اما شنیدنی و آشکارا تحریککننده - و سپس برمیگشتم و از بچههایم انتظار داشتم که وقتی همه چیز آنها را ناامید میکرد آرام بمانند. دخترم با دقت یک دادستانی به این موضوع اشاره کرد: شما هم این کار را بکنید. حق با او بود. جواب خوبی نداشتم
عاداتی که می خواهیم در کودکان ایجاد کنیم، در درجه اول به دست می آیند، نه آموزش داده می شوند. این بدان معناست که مؤثرترین کاری که می توانید برای رفتار فرزندتان انجام دهید این است که خودتان کار کنید. نه کاملاً - بچهها همچنین باید ببینند که بزرگسالان وقتی کوتاه آمدند تصدیق میکنند. اما به طور مداوم. به اندازه ای که رفتار شما و ارزش های بیان شده شما بیشتر مطابقت دارند.
ایجاد پیامدها
پیامدها باید روشن، متناسب و واقعی باشند. این بخش آخر جایی است که بیشتر سازگاری از بین می رود. هشداری که داده می شود، اما هرگز دنبال نمی شود، به کودکان می آموزد که هشدارها تزئین هستند. عواقبی که برداشته می شود زیرا زمان خواب نزدیک است و خستگی همه به آنها می آموزد که عواقب آن تاریخ انقضا دارند.
پیامدهای طبیعی - اجازه دادن به کودک به جای تحمیل چیزی مصنوعی، نتیجه واقعی انتخاب خود را تجربه کند - به ویژه زمانی که در دسترس هستند خوب کار می کنند. اگر دوچرخهشان را بیرون بگذارند و باران ببارد، دوچرخه خیس چیزی را به آنها میآموزد که سخنرانی من درباره مسئولیت هرگز نمیتوانست. غریزه والدین برای ورود و جلوگیری از ناراحتی این حلقه یادگیری را کوتاه می کند.
A نمودار کارهای روزمره بچه ها چندین کار مفید را به طور همزمان انجام می دهد: انتظارات را قابل مشاهده و مشخص می کند، مذاکره روزانه در مورد شغل چه کسی است را حذف می کند و به کودکان احساس مشارکت در خانواده می دهد. نمودار فیزیکی بیش از انتظارات انتزاعی ارزش دارد زیرا خارج از مذاکره والدین و فرزند وجود دارد. "نمودار می گوید" یک اقتدار خنثی تر از "من به شما می گویم" است.
چیزی که من از آن می گذرم
من از انگیزه توضیح بیش از حد هر قانون برای هر کودک در هر لحظه نادیده میگیرم. بچهها باید دلیل یک قانون را بدانند - یک بیانیه واضح، یک بار - اما هر بار که این قانون اعمال میشود، نیازی به بحث فلسفی تازه ندارند. "چرا مجبورم؟" یک بار با استدلال واقعی شما پاسخ داد. بعد از آن: چون این قاعده است و قاعده پابرجاست.
من همچنین از رقابت والدین با والدین دوستان بچه های شما صرف نظر می کنم. "اما مامان جیک به او اجازه می دهد تا ده ساعت بیدار بماند" دلیلی در مورد قوانین خانه شما نیست. این یک تاکتیک مذاکره است. سایر خانواده ها مجاز به انتخاب خود هستند. مال شماست که مال شما بسازد این یکی از آن صحبتهایی است که «من این را میفهمم، و در خانه ما اینطور انجام میدهیم» پاسخ کامل است.
نتیجه صادقانه: فرزندپروری مداوم واقعاً سخت تر از فرزندپروری منعطف در کوتاه مدت است. این نیاز به دنبال کردن در زمانی که خسته هستید، نگه داشتن صف در زمانی که راحت تر است نباشید، و الگوسازی رفتاری که می خواهید به جای اینکه صرفاً به آن نیاز داشته باشید، دارد. بازده - کودکی که می داند قوانین معنی خاصی دارند و می توان روی آنها حساب کرد - ارزش هر یک از آن لحظات خسته را دارد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید روابط در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






