طلاق در هر سنی برای فرزند شما چگونه به نظر می رسد
یکی از چیزهای ناامیدکنندهتر در مورد والدین از طریق طلاق این است که شما با تجربه یک فرزند سر و کار ندارید - شما به تعداد فرزندان خود با تجربههایی روبهرو هستید که از طریق مرحله رشد، شخصیت و رابطه هر کودک با هر یک از والدین فیلتر شده است. چیزی که کودک چهار ساله دارد به طور قطعی با آنچه کودک چهارده ساله انجام می دهد متفاوت است و هر دو واقعی هستند و هر دو به چیزهای متفاوتی از شما نیاز دارند.
نوزادان و کودکان نوپا (0-3): آنها قبل از اینکه آن را بفهمند آن را احساس می کنند
بچه های خیلی کوچک نمی توانند طلاق را تصور کنند. چارچوبی برای آن ندارند. چیزی که آنها دارند یک سیستم عصبی عالی مدرج است که دمای عاطفی هر بزرگسالی را که با آن روبرو می شوند می خواند. والدینی که به طور مزمن تحت استرس، حواس پرتی یا اندوهگین هستند - حتی در حالی که از نظر فیزیکی حضور دارند - به روشی متفاوت از والدینی که منظم و حاضر هستند در دسترس هستند. نوزادان تفاوت را احساس می کنند.
تغییرات رفتاری در این گروه سنی سیگنالهای غیرمستقیم هستند: خواب تغییر یافته، تغییر در تغذیه، افزایش بیقراری، پسرفت در نقاط عطف رشدی که به دست آمدهاند. هیچ یک از اینها مستلزم توضیح طلاق نیست. آنها از بزرگسالان اطراف کودک می خواهند که تا حد امکان به مراقبت قابل اعتماد و منظم برگردند.
اولویت برای این سن: سازگاری جسمانی (ریتم های مراقبت کننده یکسان، نشانه های محیطی مشابه)، و بزرگسالانی که تا آنجا که می توانند در حضور کودک تنظیم شوند. الف دستگاه نویز سفید نوزاد سفرهای بین خانوادهها نشانهای از تداوم است که کودکان بسیار خردسال واقعاً آرامشبخش مییابند.
سن پیش دبستانی (3-6): تفکر جادویی و سرزنش خود
کودکان سه تا شش ساله میدانند که چیزی تغییر کرده است، اما نمیتوانند علت را به درستی درک کنند. آنها این شکاف را با تفکر جادویی پر می کنند: "بابا رفت چون من بد بودم"، "اگر من خوب رفتار کنم آنها برمی گردند"، "به این دلیل است که می خواستم آنها بحث را متوقف کنند." این گروه سنی نیاز به اطمینان صریح، مکرر و متناسب با سن دارد: تقصیر شما نیست، ما هر دو شما را دوست داریم، شما کاملاً ایمن هستید.
سؤالات در این سن اغلب دایره ای هستند - آنها چندین بار سؤال مشابهی را در مورد مکان بابا می پرسند نه به این دلیل که پاسخ را فراموش کرده اند، بلکه به این دلیل که نیاز به تأیید مجدد پاسخ دارند. هر بار بدون نشان دادن عصبانیت پاسخ دهید. آنها سخت نیستند. آنها تنها راهی که در دسترس هستند، اضطراب را مدیریت می کنند.
سال های ابتدایی (6 تا 12): درک و عصبانیت
کودکان در سنین مدرسه می فهمند که طلاق به چه معناست و اکنون به اندازه کافی بزرگ شده اند که به این درک آسیب برساند. آنها ممکن است همکلاسی هایی را با والدین مطلقه بشناسند و انتظارات خود را از چگونگی این کار داشته باشند. آنها اغلب روایتهای درونی مفصلی در مورد اینکه چه کسی مقصر است، دارند - و این روایتها بیشتر از آنچه والدین میخواهند اعتراف کنند دقیق هستند، زیرا کودکان در این سن به دقت توجه دارند.
خشم در اینجا احساس غالب قابل مشاهده است، و اغلب متوجه والدینی است که تصور می شود باعث طلاق شده است، یا به سادگی به هر کسی که در دسترس است. خشم غم و ترس را می پوشاند. به جای واکنش نشان دادن به رفتار، به احساس اصلی پاسخ دهید: "می توانم ببینم که واقعا ناراحت هستید. چه اتفاقی برای شما می افتد؟" به جای یک پیامد رفتاری برای ابراز احساسات.
A کتاب رشد کودک که هوش هیجانی را برای این محدوده سنی پوشش می دهد، به والدین ابزارهایی برای پیمایش مشخصات عاطفی خاص این مرحله رشد، که واقعاً پیچیده است، می دهد.
نوجوانان (13+): بزرگسالان در اتاق - به نوعی
نوجوانان طلاق را با وضوح بزرگسالان درک می کنند، به این معنی که آنها نظراتی در سطح بزرگسالان در مورد آن دارند، قضاوت اخلاقی در سطح بزرگسالان در مورد تقصیر چه کسی است، و توانایی رای دادن با پای خود را به گونه ای که کودکان کوچکتر نمی توانند انجام دهند. آنها همچنین در وظیفه تکوینی فردی هستند - جدا شدن از والدین برای ساختن هویت خود - که باعث می شود طلاق هم بیشتر و هم کمتر از فرزندان کوچکتر تأثیرگذار باشد.
خطر خاص در مورد نوجوانان: استخدام شدن به عنوان افراد معتمد، والدین مشترک یا حمایت عاطفی برای بزرگسالان در زندگی آنها. آنها به اندازه کافی بزرگ هستند که درک کنند، که باعث میشود هدف اشتراکگذاری بیش از حد باشند. آنها به اندازه کافی بزرگ نیستند که آن را بدون عواقب بلندمدت برای توسعه خود حمل کنند. آنها را از آن نقش عمدا محافظت کنید، حتی زمانی که وسوسه انگیز است که به نوجوانی که به نظر می رسد آن را با هم دارند تکیه کنید.
چیزی که من از آن می گذرم
من از اعمال یک رویکرد ارتباطی برای همه فرزندان شما صرف نظر از سن خودداری می کنم. فیلمنامه ای که برای بچه هفت ساله درست کردید برای بچه پانزده ساله کار نمی کند و بالعکس. هر مکالمه باید بر اساس آنچه که آن کودک خاص می تواند نگه دارد و آنچه در این مرحله از رشد خود باید بداند، تنظیم شود.
نکته پایانی صادقانه: فرزندان شما هر کدام تجربه متفاوتی از یک رویداد دارند، و هر یک از آنها سزاوار پاسخی هستند که در جایی که واقعا هستند - نه در جایی که برای شما راحت است - پاسخ دهد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید روابط در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






