وقتی فرزند شما به خوبی طلاق را مدیریت نمی کند
وقتی در میانه طلاق هستید، در حال تماشای خود هستید که در حرکت آهسته از هم می پاشید. آخرین چیزی که می خواهید این است که نشان دهد فرزندان شما نیز در حال از هم پاشیدن هستند. اما برخی از بچه ها آن را اعلام نمی کنند. آنها ساکت می شوند، عجیب و غریب می شوند، شام نمی خورند، شروع به جیغ زدن در تکالیف می کنند. در اینجا چیزی است که من یاد گرفتم به دنبال آن بگردم - و وقتی آن را پیدا کردم واقعاً کمک کرد.
سیگنال هایی که تقریباً از دست می دادم
دخترم شستن موهایش را متوقف کرد. این کوچک به نظر می رسد، اما او همیشه بچه ای بود که سی دقیقه دوش می گرفت و تمام شامپوهای داروخانه را آزمایش می کرد. ناگهان برس چهار روز دست نخورده روی پیشخوان حمام نشست. او دوازده ساله بود. من تقریباً آن را در دوران نوجوانی نوشتم - و شاید برخی از آن بود - اما زمان بندی خیلی منظم بود. هفته ای که شوهرم از خانه بیرون رفت، هفته ای بود که دیگر به خودش اهمیت نمی داد.
نشانههای کلاسیک راحتتر تشخیص داده میشوند: گریه، طغیان خشم، کاهش نمرات، امتناع از خوردن. اما برخی از ساکتترها وقتی خسته میشوید از کنار شما میگذرند. مراقب بچه ای باشید که ناگهان در مورد چیزی نظری ندارد. کسی که به هر سوالی می گوید "هر چه". چه کسی اجتماعی بود و بعد نیست. افسردگی در بچه ها اغلب به جای غم و اندوه شبیه بی حوصلگی یا بی تفاوتی به نظر می رسد، و وقتی غم و اندوه خود را مدیریت می کنید، به راحتی می توانید صاف بودن آنها را با "خوب" بودن آنها اشتباه بگیرید.
اضطراب به طور متفاوتی خود را نشان می دهد - کودکی که ناگهان نمی تواند بخوابد، شما را از اتاقی به اتاق دیگر دنبال می کند، که باید برنامه دقیق شما را هر روز صبح بداند. آنها بیهوده نمی چسبند. آنها از هم پاشیده شدن خانواده ای را تجربه کردند و اکنون سیستم عصبی آنها در تلاش است همیشه همه را پیگیری کند.
چه اشتباهی در ابتدا داشتم
مدام می پرسیدم "خوبی؟" که در اصل درخواست دروغ است. البته آنها می خواهند بگویند بله. چیزی که بهتر عمل کرد صحبت کردن در مورد چیز خاصی بود: "من متوجه شدم که نمیخواهی آخر هفته گذشته به تولد میا بروی. چه خبر است؟" این به آنها یک چیز واقعی می دهد تا به جای دریچه عاطفی باز و بزرگ به آن پاسخ دهند.
من هم اوایل این اشتباه را مرتکب شدم که هر بار که موضوع طلاق مطرح می شد، ناراحت می شدم. بچههایم به سرعت یاد گرفتند که گریه کردن در اطراف من بیخطر نیست، زیرا باعث گریه من نیز میشد و سپس هر دوی ما خراب شدیم. من مجبور شدم بسیاری از گریه های خودم را در ماشین انجام دهم تا بتوانم شخص ثابت اتاق باشم. اگر بتوانید زمانی که آنها آن را مطرح میکنند نسبتاً ثابت بمانید - نه با شادی جعلی، فقط ثابت - آنها آن را بیشتر مطرح میکنند، این دقیقاً همان چیزی است که شما میخواهید.
A مجله کودکان برای پسرم مفید بود که حرف نمی زد اما می نوشت. او خودش یکی را انتخاب کرد - این بخش برایش مهم بود. دادن مالکیت آن به او به این معنی بود که این یک تکلیف درمانی نبود، بلکه وظیفه او بود. من هرگز بدون اجازه آن را نخواندم.
چه زمانی حمایت خارجی را وارد کنید
طیفی بین "گذراندن دوران سخت" و "نیاز به کمک حرفه ای" وجود دارد و تشخیص اینکه کودک شما کجا می افتد دشوار است. من از یک قانون تقریبی استفاده کردم: اگر رفتار برای بیش از سه هفته ثابت بود و بهبود نمییابد، یا اگر به جای کنترلپذیری شدیدتر شده است، ابتدا با مشاور مدرسه تماس میگیرم. آنها صدها کودک را میبینند و اغلب در تشخیص آنچه که در سطح رشد است در مقابل آنچه در سطح بحران است، بهتر هستند.
اگر فرزند شما از اینکه دیگر نمیخواهد اینجا باشد صحبت میکند، این یک وضعیت منتظر و منتظر نیست. این تماس همان روز با یک متخصص است. این همیشه به این معنی نیست که به نظر می رسد - برخی از بچه ها آن را به طرز چشمگیری بدون معنی واقعی کلمه می گویند - اما شما خودتان آن را ارزیابی نمی کنید. شما کسی را پیدا می کنید که می داند چگونه این کار را انجام دهد.
پشتیبانی همتایان، زمانی که بتوانید آن را بیابید، بسیار مؤثر است. بچههایی که والدینشان طلاق گرفتهاند، معمولاً وقتی در کنار بچههای دیگر در موقعیت مشابه قرار میگیرند، به وضوح آرامش مییابند. یک اتفاقی می افتد که آنها متوجه می شوند که به طور منحصر به فرد شکسته نشده اند. اگر مدرسه شما گروهی دارد، فرزندتان را تشویق کنید که حداقل دو بار آن را امتحان کند قبل از اینکه تصمیم بگیرد برای او نیست. الف کتاب کودکان درباره احساسات یا دو تا در قفسه نیز می توانند بی سر و صدا مکالمه را در خانه بدون هیچ فشاری برای انجام آسیب پذیری عادی کنند.
چیزی که من از آن می گذرم
هر بار که تنش وجود داشت از جلسه خانواده صرف نظر می کردم. غریزه من این بود که همه را جمع کنم و همه چیز را با هم پردازش کنم، اما برای بچه هایم احساس می کردم که به دادگاه احضار شده بودم. پیاده روی یک به یک، ماشین سواری، لحظات آرام قبل از خواب - اینها جایی بودند که گفتگوهای واقعی اتفاق افتاد. رسمی بودن باعث شد آنها به جای اینکه صادق باشند، "خوب" را اجرا کنند.
من همچنین از فاجعه سازی علائم آنها صرف نظر می کنم. یک ماه بد نمرات به این معنی نیست که از ریل خارج شده اند. مرحله خشم به این معنی نیست که آنها آسیب دیده اند. بچهها به گونهای انعطافپذیر هستند که من را شگفتزده کرد - اما فقط زمانی که بزرگترهای اطراف آنها واقعاً آنقدر آن را کنار هم نگه میداشتند که برای بازگشت به آن ایمن باشند. این کار واقعی این است.
راستش را بخواهید، مفیدترین چیزهایی که در این مدت خریدم، وسایل راحتی کم هزینه بود: الف پتو وزن دار برای بچه ها، برخی از لوازم هنری، الف بازی رومیزی ما می توانیم چهارشنبه شب بدون هیچ برنامه ای بازی کنیم. نرمال بودن، در دوزهای کوچک، واقعا کمک می کند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید روابط در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید راهنماهای رابطه و دوستیابی در کالاهای دیجیتال →






