نوجوانانی که وبلاگ می نویسند: در واقع چه چیزی از آن می گیرند
من اولین وبلاگم را در شانزده سالگی شروع کردم و تقریباً یک سال بود که به کسی که می شناختم درباره آن چیزی نگفتم. نه به این دلیل که محتوا شرم آور بود، بلکه به این دلیل که ترکیبی از میل به خوانده شدن و نخواستن دیده شدن یک تجربه نوجوانی بسیار خاص است - و وبلاگ نویسی موفق شد هر دو را همزمان نگه دارد.
چرا رسانه مناسب این مرحله از زندگی است
نوجوانان از طریق مقدار زیادی کار می کنند - هویت، پویایی همسالان، نظرات درباره جهانی که هنوز در حال شکل گیری هستند - و بیشتر رسانه های سنتی برای این پردازش یا خصوصی هستند (دفتر خاطراتی که هیچ کس نمی خواند) یا بسیار عمومی (گفتن چیزی با صدای بلند در اتاقی پر از افرادی که شما را می شناسند). وبلاگی با نام مستعار در یک فضای میانی واقعاً مفید قرار دارد. شما می توانید چیزی واقعی بنویسید و آن را در جهان منتشر کنید، و اگر بد به نظر برسد، بدترین نتیجه این است که برخی از غریبه ها که هرگز ندیده اید با شما مخالفت کنند. این قابل مدیریت است.
صنعت انتشارات، مجلات ادبی مدرسه، روزنامههای محلی - همه اینها از نظر تاریخی تقریباً به روی نویسندگان نوجوانی بسته شدهاند که ابتدا دروازهبان را تحت تأثیر قرار ندادهاند. یک وبلاگ آن را به طور کامل حذف می کند. ممکن است در ابتدا تعداد خوانندگان کم باشد، اما مانع ورود صفر است و حلقه بازخورد بین نوشتن چیزی و دیدن آن در جهان فوری است.
چیزی که آنها در واقع در حال توسعه هستند
من با کمی خجالت به پستهای وبلاگ نوجوانم نگاه میکنم، که واکنش درستی است - آنها پیشنویسهای اولیه صدایی بودند که توسعه آن سالها طول کشید. اما آن توسعه در حال وقوع بود. نوشتن منظم، حتی بد، به شما آموزش می دهد که افکار را سازماندهی کنید، خط اصلی یک بحث را بیابید، و آنقدر تجدید نظر کنید تا چیزی بیان کند که واقعاً منظور شما چیست. اینها مهارت هایی هستند که همه جا خود را نشان می دهند: در نوشتن مدرسه، درخواست های شغلی، هر موقعیتی که برقراری ارتباط به وضوح مهم است.
وبلاگ نویسان نوجوانی که به اندازه کافی به آن پایبند هستند نیز پوست ضخیم تری در مورد انتقاد عمومی پیدا می کنند. الف ژورنال نوشتن می تواند به پل زدن کارهای خصوصی و عمومی کمک کند - تهیه پیش نویس چیزی پیش از تصمیم گیری برای انتشار آنلاین آن عادت خوبی در هر سنی است، اما به ویژه در سنی که خطر گفتن چیزی اشتباه بسیار زیاد است.
سوال حریم خصوصی سزاوار توجه واقعی است
ترکیبی از وبلاگ نویسی با نام مستعار و تمایل به یافتن، تعادلی است که نوجوانان اغلب بهتر از آن چیزی است که بزرگسالان به آنها اعتبار می دهند. ترس از اینکه والدین، معلمان یا همکلاسی ها یک وبلاگ شخصی پیدا کنند واقعی و منطقی است. اکثر وبلاگ نویسان نوجوان با قابل شناسایی بودن برای افرادی که می خواهند آنها را پیدا کنند - به اشتراک گذاری انتخابی URL خود - در حالی که ناشناس بودن کافی را حفظ می کنند که اینترنت گسترده تر وبلاگ را به نام کامل آنها متصل نمی کند، هدایت می کنند.
گفته می شود، جزئیاتی که در پست های فردی بی ضرر به نظر می رسند می توانند توسط شخصی با انگیزه شناسایی شما ترکیب شوند. اشتراکگذاری نام مدرسه، محله، فعالیتهای فوق برنامه، و یک عکس متمایز در پستهای مختلف، موزاییکی ایجاد میکند که ناشناس بودن را به طور کامل حذف میکند. الف صفحه حریم خصوصی برای جلسات وبلاگ نویسی عمومی و برخی فکر می کنند که چه جزئیاتی در طول زمان انباشته می شوند پارانوئید نیست - عملی است.
چیزی که من از آن می گذرم
من از تشویق نوجوانان به وبلاگنویسی درباره چیزهایی که برای افراد خاص در زندگیشان اتفاق میافتد صرفنظر میکنم - پستهای نمایشی که در آن زمان مهم احساس میشوند و در نگاه به گذشته مانند مسئولیت خوانده میشوند. من همچنین از رد کردن وبلاگهای نوجوانان به عنوان بیاهمیت خودداری میکنم، زیرا موضوعات شخصی هستند تا سیاسی. یادگیری صادقانه نوشتن درباره تجربه سخت تر از یادگیری نوشتن انتزاعی است و نویسندگانی که در شانزده سالگی به خوبی این کار را انجام می دهند معمولاً بعداً مزیت قابل توجهی دارند.
نتیجه صادقانه: نوجوانان چیزهای واقعی را از وبلاگ نویسی دریافت می کنند - صدا، بازخورد، جامعه، تمرین. فرمت بیشتر از رسانه های اجتماعی از آنها می خواهد و بسیاری از آنها به آن پاسخ می دهند. این واقعیت که بیشتر آن وبلاگها بعد از چند سال ناپدید میشوند به این معنی نیست که ورزش به هدر رفته است.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید خودسازی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های خودیاری و کتاب های الکترونیکی در کالاهای دیجیتال →





