من در سال 7 سوختم - در اینجا نحوه بازسازی من است

با گذشت هفت سال از حرفه ای که از زمان دانشگاه برنامه ریزی کرده بودم، نمی توانستم دوشنبه ها از رختخواب بلند شوم. در اینجا بازسازی 18 ماهه غیرجذابی است که جواب داد.
من قصد ندارم وانمود کنم که یک داستان خروج تمیز داشتم. این یک دراماتیک نبود یکشنبه-شب تحقق؛ 18 ماه ترس کم بود که من نام آن را به "استرس عادی" تغییر دادم. چیزی که در نهایت این الگو را شکست، یک مربی یا یک دوره آموزشی یا تعطیلات نبود - سه عادت کسل کننده بود که روی هم چیده شده بودند.
عادت اول: کتابهایی را میخوانم که وانمود میکردم خواندهام
عادات اتمی زندگی را تغییر نداد، اما به من چارچوبی داد تا بفهمم چرا صحبت های پپ من کار نمی کند. کار عمیق مفیدتر بود: دقیقاً نوع توجه پراکنده ای را تشخیص داد که اجازه می دادم شغلم مرا آموزش دهد. پدر پولدار پدر فقیر سرسری زدم چون همه گفتند؛ کتاب بازسازی مالی واقعی که برای من اهمیت داشت این بود را سرمایه گذار هوشمند، بیشتر برای یک فصل در مورد چگونگی فکر کردن به شغلی مانند یک دارایی، نه یک فراخوان.
عادت دوم: به خودم اجازه دادم در نوشتن مطمئن نباشم
هر یکشنبه 300 کلمه در مورد آنچه واقعاً آن هفته احساس می کردم می نوشتم. نه اهداف نه برنامه ها فقط یک پاراگراف صادقانه شش هفته بعد، متوجه شدم همان سه جمله مدام ظاهر می شوند. در عرض سه ماه، حرکت بعدی آشکار بود. من نیازی به مربی نداشتم که به من بگوید. من به یک دفترچه و نظم و انضباط برای استفاده از آن

بخش نوت بوک بیشتر از رسانه اهمیت دارد. ارزان صفحه کلید مکانیکی در یک میز ایستاده در خانه - چهارشنبه عصر، 30 دقیقه - مغز من را از حالت "بهره وری کار" خارج کرد و به حالت "در واقع من چه فکر می کنم". تمرین مشابه در برنامه Notes در تلفن من هرگز چیز مفیدی ایجاد نکرد.
عادت سوم: با بدن مثل قسمتی از مغز رفتار می کردم
من سه روز در هفته بلند کردن را با دمبل های قابل تنظیم و نوارهای مقاومت در خانه - بدون باشگاه، بدون رفت و آمد، بدون بهانه. بعد از شش هفته متوجه شدم که بهتر می خوابم. بعد از سه ماه متوجه شدم که بهتر فکر می کنم. هیچ یک از توصیههای مربوط به مسیر شغلی که خوانده بودم به این موضوع اشاره نکرده بود که اولین قدم برای خروج از فرسودگی 20 دقیقه ورزش متوسط چهار بار در هفته بود، اما برای من این پایه بود.
چیزی که اگر دوباره این کار را انجام می دادم از آن صرف نظر می کردم
قبل از اینکه به فکر خودم باشم، جلسات مربیگری. ارزیابی شغلی ابزار که قول داد "هدف" من را به من بگوید. دورههایی که بیش از 200 دلار هزینه دارند، قبل از اینکه من با حداقل یک پروژه پولی در کنار آن اعتبار محوری را تأیید کنم. هیچ کدام از آن ها سوزن را حرکت ندادند. چه کرد: کتابها، نوشتههای یکشنبهشب، و باشگاه ورزشی که در گوشهای از اتاق خوابم ساختم.

خود محور، وقتی آمد، بود ضد اقلیم. دو هفته قبل از رفتنم به رئیسم گفتم، در جایی که در آن شغل آزاد داشتم 30 درصد از حقوقم را کاهش دادم و در عرض یک سال بیشتر از آنچه در شغل قبلی به دست آورده بودم، درآمد داشتم. تغییر واقعی عنوان جدید نبود. این بود که دیگر از یکشنبه شب ها نمی ترسم.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید خود بهبودی در سراسر فروشگاه ها → 📚 یا مرور کنید دوره های خودیاری و کتاب های الکترونیکی در کالاهای دیجیتال →