در واقع یک وبلاگ چیست - و چرا این تعریف مدام در حال تغییر است
تقریباً در سال 2012 شروع کردم به نام همه چیز آنلاین "وبلاگ" زیرا این اصطلاح به حدی گسترش یافته بود که استفاده آزادانه از آن آسان تر از توضیح تمایزات بود. این سستی گفتوگوی عملی را آسانتر کرد و برخی از سؤالات واقعاً جالب را در مورد اینکه این قالب برای چیست و چه کاری به خوبی انجام میدهد، پنهان کرد.
از جایی که تعریف شروع شد
یک وبلاگ در ابتدا گزارشی از وب بود - لیستی از پیوندها با تفسیر مختصر که به ترتیب زمانی معکوس نگهداری می شد. نسخه خاطرات شخصی بعداً منتشر شد و به دنبال آن وبلاگ محتوای تخصصی، وبلاگ تفسیر اخبار، وبلاگ عکس، وبلاگ ویدیویی و در نهایت مرکز محتوای شرکتی که خود را وبلاگ مینامد، به دلیل انتشار پستهای دارای مهر زمانی منتشر شد. اینها واقعاً چیزهای متفاوتی هستند که از یک کلمه استفاده می کنند.
قالب اصلی در مورد سرپرستی و پیوند بود. شخص جالبی داشت اینترنت را برای شما می خواند و قطعاتی را که ارزش توجه شما را دارند برجسته می کرد. این عملکرد هنوز وجود دارد، اما با گسترش این اصطلاح آنقدر رقیق شده است که بیشتر مردم دیگر وبلاگ های پیوند را به عنوان وبلاگ تصور نمی کنند.
چه تغییرات تکنولوژیکی در واقع انجام داد
هر موجی از فناوری که انواع محتوای جدید را قابل انتشار میکرد - دوربینهای دیجیتال مقرونبهصرفه، پهنای باند ارزان، تلفنهای همراه با دوربینهای مناسب - آنچه را که میتوان در یک پست وبلاگ قرار داد، گسترش داد. الف دوربین دیجیتال در سال 2004 به این معنی بود که وبلاگ نویسی عکس برای افرادی خارج از عکاسی حرفه ای قابل دسترسی شد. تلفن های دوربین دار به این معنی بود که فیلمبرداری از طریق موبایل امکان پذیر شد. سیستم های مدیریت محتوای شرکتی به این معنی است که شرکت ها می توانند وبلاگ ها را بدون توسعه دهندگان حفظ کنند.
هر توسعه واقعاً افزودنی بود - انواع بیشتری از افراد میتوانستند شرکت کنند، انواع بیشتری از محتوا میتوانستند مخاطب پیدا کنند. اما باعث شد که این دسته از انسجام کمتری برخوردار باشند. یک دفتر خاطرات متنی روزانه که توسط یک نوجوان نگهداری میشود، یک مقاله عکس دوبار در ماه توسط یک عکاس منظره، و اعلامیههای هفتگی محصولات یک شرکت، همگی «وبلاگهایی» در استفاده معاصر هستند و تقریباً هیچ چیز را بهجز ساختار پست زمانی معکوس به اشتراک نمیگذارند.
چرا بی ثباتی مهم است
وقتی یک اصطلاح بیش از حد را پوشش می دهد، شروع به توصیه بد می کند. "شروع یک وبلاگ" بسته به نوع وبلاگی که منظور شماست، به معنای چیزی بسیار متفاوت است و توصیه هایی که در مورد یک نوع به کار می رود، به طور فعال شخصی را که در تلاش برای ساختن وبلاگ دیگری است گمراه می کند. راهنمایی برای ساختن یک وبلاگ خاطرات شخصی - به طور مداوم بنویسید، صدای خود را توسعه دهید، زود نگران مخاطب نباشید - مستقیماً در تضاد با راهنمای یک وبلاگ محتوای شرکتی است، جایی که هدف گذاری مخاطب و سئو از همان روز اول دغدغه اصلی است.
A ابزار برنامه ریزی محتوا که برای برنامهنویسی شل یک وبلاگنویس شخصی کار میکند، برای عملیات بازاریابی محتوا کاملاً ناکافی است و بالعکس. روشن شدن درباره نوع وبلاگی که واقعاً در حال ساختن آن هستید، بیش از آنچه که بیشتر راهنماهای مقدماتی پیشنهاد می کنند، اهمیت دارد.
چیزی که من از آن می گذرم
من از پیوستن به هر تعریف ثابتی که یک وبلاگ باید چگونه باشد یا چگونه کار می کند، صرف نظر می کنم. این قالب از زمان پیدایش انعطافپذیر بوده است و جالبترین اتفاقات در آن همیشه از سوی افرادی است که تعریف دریافتی را نادیده میگیرند و چیزی را امتحان میکنند که به خوبی در این دسته قرار نمیگیرد.
من همچنین از تلقی وبلاگ های عکس یا وبلاگ های ویدیویی به عنوان نسخه های کمتر واقعی خودداری می کنم. تعریف متن محور از وبلاگ نویسی تاریخی است، نه پیشگویی. برخی از ارزشمندترین مستندات جاری زندگی معاصر در قالب هایی اتفاق می افتد که در زمان ابداع این اصطلاح وجود نداشتند.
نکته پایانی صادقانه: "وبلاگ" اکنون به مقوله ای گسترده است که تقریباً شامل هر نشریه وب به طور منظم به روز می شود، و این گستردگی بیشتر از یک تعریف محدود مفید است. فهمیدن نوع خاصی که میسازید - و به دنبال توصیههای خاص برای آن نوع به جای نوع عمومی - شما را از ناامیدی قابل توجهی نجات میدهد.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید فناوری و ابزارک در سراسر فروشگاه ها →






