آموزش یک توله سگ: آنچه واقعاً در ماه اول می چسبد
اکثر صاحبان توله سگ ها یک دوره اولیه آموزش مشتاقانه را تجربه می کنند که نتایج معقولی به همراه دارد و به دنبال آن یک جابجایی تدریجی که در آن سگ شروع به "فراموش کردن" چیزهایی می کند که به وضوح می دانستند. این فراموش کردن نیست - تعمیر و نگهداری است. آموزش یک رویداد نیست. این یک رابطه مداوم است، و دستوراتی که برای زندگی سگ انجام می شود، اجرا می شود.
پنجره لوح خالی واقعی اما مختصر است
توله سگ های بین هشت تا شانزده هفته به طور غیرعادی پذیرای یادگیری هستند. این اسطوره نیست - انعطاف پذیری عصبی در این دوره به این معنی است که تجربیات و انجمن های شکل گرفته در حال حاضر تأثیر نامتناسبی بر سگ بالغ دارند. معاشرت با محیطها، افراد، صداها و حیوانات مختلف در طول این پنجره، سگ بالغی را تولید میکند که به جای ترس، با آرامش، تازگی را پردازش میکند.
این فشاری برای آموزش دستورات پیچیده قبل از سه ماه نیست. اجتماعی شدن - قرار گرفتن در معرض بدون آسیب - اولویت است. غذای آموزش توله سگ که نرم، کوچک و بسیار ارزشمند هستند، تداعی های مثبت را سریع ایجاد می کنند. یک تجربه منفی با یک غریبه در هفته نهم می تواند باعث ایجاد احتیاط پایدار در غریبه ها شود که رسیدگی به آن بعداً ماه ها طول می کشد.
دستورات اساسی: جلسات کوتاه، چند بار در روز
پنج دقیقه تمرین متمرکز و سه بار در روز نتایج بهتری نسبت به یک جلسه سی دقیقه ای یک بار در هفته ایجاد می کند. دامنه توجه توله سگ ها واقعاً کوتاه است و پایان دادن به یک جلسه زمانی که توله سگ هنوز درگیر است - در یک موفقیت - انگیزه را برای جلسه بعدی ایجاد می کند. توله سگی که هشت بار با موفقیت "نشست" و سپس برای بازی در آموزش همکاران با نتایج خوب آزاد شد. کسی که بیست بار نشست تا حوصله اش سر رفت و شروع به نادیده گرفتن دستورات کرد، برعکس آن را یاد می گیرد.
بنشین، بمان، بیا و راه رفتن با بند چهار فرمانی است که ارزش عملی روزانه در طول زندگی سگ دارد. اینها تا زمانی که خودکار نباشند ارزش حفاری را دارند. دستورات پیشرفته اختیاری هستند. این چهارتا نیستن الف کلیک کننده آموزش سگ به طور مداوم برای مشخص کردن لحظه دقیق یادگیری سرعت رفتار صحیح استفاده میشود، زیرا سگها میتوانند پیامدهایی را که در یک ثانیه رفتار رخ میدهند، بسیار بهتر از ستایش تاخیری به هم مرتبط کنند.
نژاد و خلق و خوی رویکرد را تغییر می دهد
یک Border Collie و یک Basset Hound به رویکردهای آموزشی متفاوتی نیاز دارند، نه به این دلیل که یکی باهوشتر است، بلکه به این دلیل که آنها برای روابط متفاوت با مسیر انسانی پرورش یافتهاند. نژادهای گله می خواهند کار کنند و به سرعت به ارتباطات واضح پاسخ دهند. سگ های شکاری از بینی خود پیروی می کنند و ممکن است به سادگی دستورات شفاهی را هنگامی که چیز جالبی در هوا است ثبت نکنند. درک اینکه سگ برای انجام چه کاری تربیت شده است به تعیین انتظارات واقع بینانه و انتخاب زمینه های آموزشی مناسب کمک می کند.
چیزی که من از آن می گذرم
من روش های مبتنی بر تنبیه را برای آموزش توله سگ به طور کامل نادیده می گیرم. شواهد به طور مداوم نشان میدهند که تقویت مثبت نسبت به رویکردهای مبتنی بر اصلاح، یادگیری سریعتر، تعمیم بهتر و عوارض جانبی رفتاری کمتری ایجاد میکند. سگی که می نشیند به این دلیل که نشستن چیزی خوب تولید می کند، قابل اعتمادتر از سگی است که برای جلوگیری از اتفاق بد می نشیند - و در شرایط جدید بسیار کمتر احتمال دارد که مضطرب یا واکنش نشان دهد.
من همچنین از انتظار برای "تمام شدن" آموزش خودداری می کنم. سگی که با اطمینان مینشیند، میماند، میآید و آرام روی یک افسار راه میرود، آموزش داده نمیشود - آنها در حال حفظ مهارتهایی هستند که نیاز به تقویت دورهای دارد. صرف دو دقیقه برای تمرین یادآوری در طول هر پیاده روی کار اضافی نیست. این چیزی است که یک سگ خوب تربیت شده را به خوبی تربیت می کند.
برای خرید آماده اید؟ مقایسه کنید حیوانات خانگی در سراسر فروشگاه ها →





